هُواللّه-ای انجمن محترم عالم انسانی از اين نيّت خيريّه…

حضرت عبدالبهاء
اصلی فارسی

هُواللّه

ای انجمن محترم عالم انسانی 1 از اين نيّت خيريّه و علويّت مقاصد که داريد بايد مورد شکرانيّت جميع بشر گرديد کل از شما ممنون و خوشنود باشند که ببذل چنين همّتی پرداختيد که سبب آسايش عموم بشر است. زيرا راحت و آسايش عالم آفرينش در تحسين اخلاق عمومی عالم انسانی است. و اعظم وسيله بجهت تربيت اخلاق علوّ همّت و توسيع افکار است. بايد عالم انسانيرا باين منقبت عظيمه دعوت نمود. ملاحظه فرمائيد که مبادی مرعيّه اصليّه هر فردی از افراد بشر جلب منفعت خويش و دفع مضرّت است. در فکر آسايش و شادمانی خود است و آرزوی تفرّد در زندگانی مينمايد. و ميکوشد که از جميع افراد ديگر راحت و ثروت وعزّت ممتاز گردد. اين است آرزوی هر فردی از افراد بشر و اين نهايت دنائت و بدبختی و پستی فکر است.

انسان چون اندکی ترقّی فکر يابد و همّتش بلند گردد. در فکر آن افتد که عموم عائله را جلب منفعت و دفع مضرّت نمايد. زيرا در راحت و نعمت عموم خاندان خويش را سعادت خود داند. و چون فکرش توسّع بيشتر يابد و همّتش بلندتر گردد در فکر آن افتد که ابنآء ملّت و ابنآء وطن خويش را جالب منفعت و دافع مضرّت شود. هر چند اين همّت و فکر از برای خود او و خاندان او بلکه عموم ابنآء ملّت و وطن او مفيد است. ولکن از برای ملل سائره مورث ضرر است. زيرا بجان بکوشد که جميع منافع عالم انسانيرا راجع بملّت خويش و فوائد روی ارض بعائله خود وسعادت کليّه عالم انسانيرا تخصيص بخود دهد. و همچو داند که ملل سائره و دول مجاوره هر چه تدنّی نمايند ملّت خويش و وطن خود ترقّی نمايد تا در قوّت و ثروت و اقتدار باين وسيله بر سائرين تفوّق يابد و غلبه کند.

امّا انسان الهی و شخص آسمانی از اين قيود مبرّاست و وسعت افکار و علويّت همّت او در نهايت درجه است و دائره افکار او چنان اتّساع يابد که منفعت عموم بشر را اساس سعادت هر فردی از بشر داند و مضرّت کلّ ملل و دول را عين مضرّت دولت و ملّت خويش بلکه خاندان خود بلکه عين مضرّت نفس خود شمرد

لهذا بجان ودل بقدر امکان بکوشد که جلب سعادت و منفعت از برای عموم بشر و دفع مضرّت از عموم ملل نمايد. و در علويّت و نورانيّت و سعادت عموم انسان بکوشد فرقی در ميان نگذارد زيرا عالم انسانيرا يک خاندان داند. و عموم ملل را افراد آن خاندان شمرد بلکه هيئت اجتماعيّه بشر را شخص واحد انگارد و هر يک از ملل را عضوی از اعضا شمرد. انسان بايد علويّت همّتش باين درجه باشد تا خدمت باخلاق عمومی کند و سبب عزّت عالم انسانی گردد.

حال قضيّه بر عکس است جميع ملل عالم در فکر ترقّی خويش و تدنّی سائرينند بلکه در فکر جلب منفعت خود و مضرّت ديگرانند و اين را تنازع بقا شمرند و گويند اساس فطری عالم انسانيست. ولی اين بسيار خطاست بلکه خطائی از اين اعظم نه سبحان اللّه در بعضی از حيوانات تعاون و تعاضد بقا است. ملاحظه ميشود که در مورد خطر بر يکديگر سبقت ميگيرند.

روزی در کنار نهری صغير بودم ملخهای صغير که هنوز پر بر نياورده بجهت تحصيل رزق از اين طرف نهر بطرف ديگر عبور ميخواستند لهذا آن ملخهای بی بال و پر هجوم نمودند و هر يک بر ديگری سبقت گرفتند و خود را در آب ريختند تا مانند پلی از اينطرف نهر تا آنطرف نهر تشکيل نمودند و ملخهای ديگر از روی آنها عبور کردند و از ان سمت نهر بسمت ديگر گذشتند ولی آن ملخهائی که در روی آب پلی تشکيل نموده بودند هلاک شدند.

ملاحظه کنيد که اين تعاون بقاست نه تنازع بقا. مادام حيوانات را چنين احساسات شريفه. ديگر انسان که اشرف کائنات است چگونه بايد باشد و چگونه سزاوار است علی الخصوص که تعاليم الهيّه و شرايع سماويّه انسانرا مجبور بر اين فضيلت مينمايد و در نزد خدا امتيازات ملّيه و تقاسيم وطنيّه و خصوصيّت عائله و قيود شخصيّه مذموم و مردود است.

جميع انبيای الهی مبعوث و جميع کتب سماوی بجهت اين مزيّت و فضيلت نازل شد. و جميع تعاليم الهی محصور در اين است که اين افکار خصوصيّت منافع از ميان زائل گردد و اخلاق عالم انسانی تحسين شود. و مساوات و مواسات بين عموم بشر تأسيس گردد تا هر فردی از افراد جان خويش را بجهة ديگران فدا نمايد. اين است اساس الهی اين است شريعت سماوی و چنين اساسی متين جز بيک قوّت کليّه قاهره بر احساسات بشريّه تأسيس نيابد. زيرا هر قوّتی عاجز است مگر قوّت روح القدس ونفثات روح القدس چنان انسانرا منقلب نمايد که بکلّی اخلاق مبدّل گردد ولادت ثانويّه يابد و بنار محبّت اللّه که محبّت عموم خلق است. و مآء حيات ابديّه و روح القدس تعميد يابد. فلاسفه اولی که نهايت همّت در تحسين اخلاق داشتند و بجان و دل کوشيدند ولی نهايت تربيت اخلاق خويش توانستند نه اخلاق عمومی. بتاريخ مراجعت نمائيد واضح و مشهود گرد.

ولی قوّه روح القدس تحسين اخلاق عمومی نمايد. عالم انسانيرا روشن کند. علويّت حقيقی مبذول دارد. و عموم بشر را تربيت کند. پس خير خواهان عالم بايد بکوشند تا بقوّت جاذبه تأييدات روح القدس را جذب کنند اميدم چنان است که آن جمع محترم انجمن خيری عالم انسانی مانند آئينه اقتباس انوار از شمس حقيقت نمايند و سبب تربيت اخلاق عموم بشر گردند. و خواهش آن دارم که نهايت احترام من در حقّ آن هيئت عاليقدر مقبول شود. ع ع



  1. بواسطه منشی محفل امة اللّه س .ا.ج وایزر ذمک
    اعضاء محفل اجرائیه کنگرس صلح عمومی در هولاند
منابع
محتویات