هُواللّه-ای ياران عزيز عبدالبهآء نامه ئی بشيراز مرقوم…

حضرت عبدالبهاء
اصلی فارسی

هُواللّه

ای ياران عزيز عبدالبهآء 1 نامه ئی بشيراز مرقوم گرديد سوادش در جوف است ملاحظه نمائيد و انتشار دهيد از بدايت انقلاب طهران بجميع اطراف علی الخصوص ارض طا اعلان شد که حزب اللّه را در امور سياسی مدخلی نه و از حکومات عالم شکر و شکوه ئی نيست از جميع احزاب در کناريم و با چشم اشکبار از برای کلّ امم و ملل فضل و موهبت پروردگار طلبيم. نه با مشروطه طلبان همدميم و همراز و نه با استقلاليان همقدميم و هم آواز. بيطرفيم و بيغرض و خير خواه بيمزد و بيعوض بنفحات قدس مشغوليم و بانجذابات روح انس مألوف از جهان و جهانيان بيخبريم و سرمست جام سرشار کوثر. مأمور باطاعت حکومتيم و بيزار از هر نزاع و خصومت.

بايد ياران سبب الفت عالم انسانی گردند و مروج اتحاد و يگانگی اقوام و ملل بنفس رحمانی شوند. الحمدللّه ياران کناره گرفتند و بحزبی از احزاب تقرّب نجستند در حق کل دعا نمودند و بقدر امکان در خير خواهی جميع فرق کوشيدند تا آنکه آنچه از فم ميثاق صادر در عالم وجود آشکار و ظاهر گرديد و جميع دانستند که اين قلم مؤيّد است و اين قلب مؤانس. الطاف اسم اعظم ولی از قرار معلوم بعضی بد خواهان مشئوم خواسته‌اند که بيطرفی يارانرا مشتبه نمايند و در السن و افواه انداخته‌اند که بهائيان حزب استبدادند و دشمن مشروطه طلبان قلع و قمع مجلسيان خواهند و زجر و دفع حرّيت طلبان جويند.

سبحان اللّه باوجود آنکه ميرزا فضل اللّه نوری و سيّد علی بر سر منابر فرياد ميکردند و تحريراً انتشار ميدادند منشورشان مطبوع و موجود و مضمون آنکه مجلس را بهائيان ترتيب دادند و مقصودشان حريّت اديانست تا کتب و الواح جمال مبارک و زبر و صحف حضرت اعلی و مکاتيب عبدالبهاء را بکمال آزادی طبع نموده انتشار دهند و ترويج امر بهائی کنند. با وجود اين اعلان صريح باز کار مشتبه شده و اراجيف در افواه افتاده حيف صد حيف که تابحال عموم ندانسته اند که بهائيان را همت بلند است و مقاصد ارجمند اين گونه منازعات را سزاوار نفوس عادی دانند انديشه های عالم بشری شمرند باری مارا با احزاب نه الفتی ونه کلفتی زيرا در نظر ياران الهی منازعات کشوری از سياسی و مذهبی از اهميت بکلی عاری. مست ديدارند وآشفته و فريفته آن زلف مشگبار هر ذکری دون اوصاف آن خفی الالطاف را ملعبه صبيان شمريم و اوهام و افکار کودکان دانيم. ديگر چگونه خويش را باين منازعات جزئيّه و مباينات فطريّه آلوده نمائيم.

باری ياران بايد کل را تفهيم کنند که ما خير خواه عموميم. و بيخبر از افکار موهوم تا توانيم اساس الفت بنهيم و بين الاديان و الامم دفع کلفت کنيم صلح عمومی طلبيم و راستی و دوستی و آشتی بين شعوب و قبائل خواهيم. اين است مسلک بهائيان اين است طريق روحانيان و آنچه از قلم ميثاق صادر مرهون بعدل و انصاف است و مشروط بعنايت الطاف اگر نصوص الهيّه مجری گردد ثابت و برقرار است. و الّا يفعل اللّه ما يحبّ و يشآء نفوس هر چند پرخاش جويند و جسور و بيباکند ولی بايد فکر راحتی نمود و اسباب سهولتی فراهم آورد چشم از قصور پوشيد و گناه نادانان بخشيد و اسباب امنيت عمومی فراهم آورد و راحت و آسايش کل را خواست. اين است طريق فلاح اين است سبيل نجاح انّ اللّه لايغيّر ما بقوم حتّی يغيّروا ما بانفسهم باری شما بيطرفی خويش را بيان کنيد و خير خواهی عمومی را واضح و عيان نمائيد و بنشر نفحات اللّه پردازيد و وقت آن آمد که بکمال همّت يحيائيها را بنهايت مهربانی بظلّ ربّانی کشيد

و همچنين هر نفس چون نفس ديگری تبليغ نمايد مستور دارد و ابداً قطعياً افشا نکند علی الخصوص بزرگانرا بايد بسيار محافظه نمود و متحيّزان و متميّزانرا بينهايت بايد مکتوم داشت الآن بسياری از نفوس مهمّه آرزوی دخول درظلّ حق دارند ولی از افشا و شهرت ميترسند اگر بدانند مکتوم و محفوظ ميمانند متتابعاً اقبال کنند اين مسئله را بسيار مهمّ شمريد و باولياء امور و حضرت شهريار نهايت صداقت و خيرخواهی مجری داريد و اطاعت و حسن نيت منظور داريد ولی در امور سياسی قطعياً مداخله ننمائيد و عليکم البهاء الابهی. ع ع



  1. طهران اعضاء محفل روحانی علیهم بهاء اللّه الا بهی
منابع
محتویات