هو اللّه - ای دوستان ثابتان عبدالبهآء، چنديست که بشارتی…

عبدالبهآء
اصلی فارسی

هو اللّه

ای دوستان ثابتان عبدالبهآء، چنديست که بشارتی از آن جهات نرسيد راه مقطوع بود و ارسال رسائل ممنوع و بلايا مانند امواج دريا عبدالبهآء دقيقه‌ ئی آرام نداشت و نَفَسی آسايش نيافت فرصت تحرير نبود و مهلت تقرير نه ولی در دل و جان مشتاق ياران بود و متضرّع بملکوت پنهان. در هر دم تأييدی جديد خواست و طلب عون و عنايت نمود تا احبّای الهی مظاهر فيوضات نامتناهی باشند و دوستان قديم بر عهد وثيق ثابتو مستقيم مانند و مستفيض از نور مبين گردند و در محفل اُنس همنشين شوند و انجمن را بهشت برين کنند و چنان متين و رزين گردند که باد‌های مخالف را قوّت تمکين بنمايند نظر بامراللّه داشته باشند و اعلآء کلمة اللّه کنند و در راه حقيقت پويند و رضای حقّ جويند و اسرار الهی گويند. اينست اميد از فضل ربّ مجيد.

ای ياران از بلايای عبدالبهآء محزون مگرديد مخمود مشويد بلکه بايد اين بلا سبب مسرّت کبری باشد زيرا در سبيل جمال ابهاست چه الطاف اعظم از آن که انسان مورد هزار تير جفا در سبيل بها گردد. هذا فضل لا يشابهه فضل فی الوجود و هذه موهبة لا يضاهيها منحة فی حيّز الشّهود و نشکر الرّبّ الودود ولو نحترق فی نار ذات الوقود و هذا اعظم المنی فی هذه الحياة الدّنيا و نعم الزّاد هذا الزّاد فی النّشئة الاُخری فی ملکوت الأبهی.

ربّ ربّ انلنی الکأس الطّافحة بصهبآء البلآء فی سبيل البهآء و خض بی فی غمار بحار الارزآء فی محبّتک يا ربّ الأسمآء الحسنی و لا تقدّر لی يوماً لا اذوق السّمّ النّقيع فی حبّک يا ربّی الکريم و لو لا البلآء فی سبيلک ماذا ينفعنی حياتی و بما تمتاز عن مماتی لأنّ البلآء زاد فؤادی و راحتی فی مهادی و مونسی فی يقظتی و فرحی فی رقادی.

ربّ ربّ لا تحرمنی عن موهبة البلآء بين الوری حتّی يحلوا علقم الجفاء فی مذاقی و تقرّ به عينی و ينشرح به قلبی فی ايّام بقائی انّک انت الکريم الرّحيم المعطی المنعم العطوف الرّؤوف لا اله الّا انت العزيز الکريم الودود ع ع


منابع
محتویات