هو الأبهی - ای حبيب من، چنديست که اثر قلمی پديد نه…

عبدالبهآء
اصلی فارسی

هو الأبهی

ای حبيب من، چنديست که اثر قلمی پديد نه و خبری از آن مفتون الهی و شيدای جمال رحمانی نميرسد چه شده است که بلبل از غزلخوانی در گلشن الهی باز مانده و چه واقع گشته که خم مل محبّت اللّه از جوش و خروش افتاده و حال آنکه بايد آناً فآناً جوشش و حرارت و سورتش زياده گردد تا آن اقليم را خمخانه صهباء جنّت نعيم نمايد آنجناب بايد چنان نغمه و آوازی برآرند که امکان را باهتزاز آرند و شرق و غرب را سرمست باده رمز و راز نمايند. نه اينکه سکوت اختيار کنيد و سر در آغوش صمت درآريد وقت نطق و بيانست و هنگام قيام بعبوديّت حضرت يزدان. عبوديّت آن ذات احديّت امانت عظيمه است که ثقل اعظمست و آسمان و زمين و جبال از حملش عاجز پس حاضر شو که اين بار گرانرا در کمال روح و ريحان چون اين عبد حمل نمائی و مورد طعن و سبّ و شتم و تکفير و تفسيق و شبهات امم گردی تا قطره‌ ئی از بحر بلايای جمال قدم روحی لعباده الفدا نصيب بری و البهآء عليک يا حبيبی ع ع


منابع
محتویات