هُواللّه-ای ياران مهربان، الحمدللّه الطاف جمال ابهی…

عبدالبهاء
اصلی فارسی

هُواللّه

ای ياران مهربان، الحمدللّه الطاف جمال ابهی مانند دريا موج ميزند و فيوضات ملکوت اعلی موجش باوج ميرسد. ندای جانفزای يا بهآء الأبهی از باختر بلند است و آهنگ خوش يا عليّ الأعلی از خاور گوشزد. هر هوشمند صيت شمس حقيقت جهانگير است و آوازه دلبر آفاق در شرق و غرب معروف و شهير. دلها سرمست باده الست است و جانها در خمخانه عشق می پرست. عَلَم وحدت عالم انسانی بقوّت بهآء اللّه بلند و رايت هدايت آسمانی در اوج اعلی موج زن. آهنگ عبوديّت است که جهانرا باهتزاز انداخته و بانگ محويّت و فنای عتبه کبرياست که خاور و باختر را بحرکت آورده. با وجود اين نفوسيکه باثر کلک خويش و مهر و امضا بعبارتی رکيک شلّيک ربوبيّت زدند و خويش را شمس اللّه الاکبر ناميدند و کلّ شمس عنده من کلّ صغير اصغر گفتند و جمال مبارک تيشه بر ريشه اين ادّعا زد و بصريح عبارت فرمود که اگر آنی از ظلّ امر منحرف شود معدوم صرف خواهد بود.

وسيله‌‌‌ ئی نيافتند که اين بنده آستان را متّهم کنند جز اينکه زبان ببهتان گشايند که فلان ادّعای ربوبيّت دارد. آيا هذيانی اعظم از اين ميشود لا واللّه قطع نظر از جميع بشر حجر و مدر و شجر شهادت دهند که عبدالبها را آرزوئی جز عبوديّت آستان نه و کلمه‌‌‌ ئی که دلالت بر وجود کند از فم او صادر نه. فنعم ما قال لاله ساغر گير و نرگس مست و بر من نام فسق. ولی اين های و هوی و عربده را چه اهميّتی و چه نتيجه‌‌‌ ئی الّا ان يروا انفسهم فی خسران مبين. از فضل جمال مبارک اميدوارم که لسان ناطق باشيد و نخل باسق گرديد و نجم بازغ شويد و عليکم البهآء الأبهی ع ع


منابع
محتویات