هدم المعابد

حضرة الباب
نسخه اصل فارسی

هدم المعابد

• "فى ارتفاع كلّ بقاع كانت فوق الارض ملخّص اين باب آنكه در هر ظهورى كه من عند الله ظاهر ميگردد بقاعى كه قبل بوده مرتفع میگردد چنانچه امروز كسى در دين رسول الله مى بيند بقاع اوصياى عيسى را بلكه اسامى آنها را نمیدانند چگونه و محلّ قبور آنها برسد و همچنين بعد از ظهور آن کلّ قبورى كه بر فوق ارض مرتفع است مرتفع میگردد از مظهر نبوّت گرفته تا مظهر شيعه منتهى گردد بلكه قبوریكه نسبت بانبياى قبل ميدهند در كوفه يا در ساير امكنه بايد مرتفع شود وهمچنين محلّ بيــت چنـــانچه مى بينى كه امّت موسى - عليه السّلام - به بيت المقدّس ميروند و امّت عيسى - عليه السّلام - بمقامى كه از براى ايشان عيسى مقّدر فرموده وامّت رسول الله صلی الله علیه و آله بكعبه در نفس طين شرف نيست بلكه جوهر اين شرف امرالله هست در هرجا كه ظاهر شود ظاهر ميگردد امروز ببين حدّ مردم را كه بقبور يكى از اولاد ائمّه كه منسوب باو است چگونه ميروند و از مظهری كه اثبات نبوّت و ولايت و دين كلّ بآيات نازله بر او ميگردد محتجب شده و الّا در جبل ماكو ساكن نگشته و اين را تعجّب مكن و تصوّر كن ظهور رسول الله - صلّى الله عليه و اله - را در قبل كه امّت عيسى - عليه السّلام - چگونه باعمال دين خود عمل میكردند و رهبانها در معبد هاى خود عبادت ميكردند و آن شمس حقيقت تا هفت سال در جبلى از جبال مكّه بر يد اشخاصى كه حــــــــــــقّ او را نمی شناختند محتجب و حال آنكه از حين بعثت آن حضرت حقّ ازهر صاحب حقّى كه از امّت عيسى - عليه السّلام - بود منقطع گشت الّا آنكه در ظلّ او واقع شود وبعد از ظهور نقطۀ بيان هر سنه مى بينى كه چقدر خلق بمكّه ميروند و طواف ميكنند و حال آنكه كسى كه كعبه بقول او كعبه است در اين جبل وحده است و او بعينه همان رسول الله هست زيرا كه مثل امر الله مثل شمس است اگر ما لا نهايه طالع شود يك شمس زياده نيست و كلّ باو قائم هستند اين است كه در هر ظهور بعدى ظهور الله اشرف است در حقّ مظهر بشأني كه ظاهر است كه كلّ ظهورات قبل از براى رســـول الله - صلّى الله عليه و اله - خلق شده و كلّ ظهورات و آن ظهور از براى قائم آل محمّد - صلّى الله عليه - خلق شده و کل ظهورات و ظهور قائم آل محمّد - صلّى الله عليه - از برای من یظهر الله خلق شده و همچنين كلّ ظهورات و اين ظهور و ظهور "من یظهره الله" از براى ظهور بعد "من یظهره الله" خلق شده و كلّ اين ظهورات از براى بعد بعد "من یظهره الله" خلق شده و همچنين الى ما لا نهايه شمس حقيقت طالع و غارب ميگردد و از براى او بدئى و نهايتى نبوده ونيست طوبى از براى نفسى كه در هر ظهورى مراد خدا را در آن ظهور بفهمد نه آنكه نظر بشئون قبل كرده و از او محتجب گردد زيرا كه امروز آنچه که در اسلام بر پا شده بواسطه بعثت رسول الله - صلّى الله عليه و اله - شده و آنچه كه از دين عيسى - عليه السّلام - مرتفع شده بواسطه همين بعثت بوده وهمچنين اگر در ظهور "من یظهره الله" نظر كنند مى بينند كه آنچه که در بيان واقع شده بظهور ذات حروف سبع بوده و آن روز اگر نظر بمبدأ امر نمايند محتجب از او نمیمانند بظهورات مرتفعه در بيان كه در نزد هر حكمى نفوس ما لا نهايه خوابيده و بآن مفتخر و عاملند چنانچه امروز ديده ميشود كه كلّ اين ظهورات بيانيّه نزد او در ظلّ يك كلمۀ او است كه بفرمايد قد ارفعناه ولى آن را رفع نميفرمايد تا اعظم از آن نازل فرمايد وهمين قسم ببين اين ظهور را که تا خداوند اعظم از ظهور قبل ظاهر نفرمايد امر بارتفاع نميفرمايد و الله على كلّشیئ قدير"، البيان الفارسي، ۱۲ : ٤

• "فى ارتفاع بقاع الواحد و حكم من ملك شيئا من بقاع فوق الارض بان لا يجوز صرفه الّا فى تلك البقاع مخفى نباشد كه هيچ نهار و ليلى نيست مگر آنكه مظاهر حقّه و دون حقّه كه در كلّ عوالم بوده در فوق اين ارض ظاهر و باطن و كلّ ارواح انسانيّه من لدن آدم تا امروز در هياكل انسانيه متنعّم وهمين قسم هياكل دون مؤمنه در هياكل ناريّه معذب ولى در هر ظهورى حكم خاص ظاهر و كلّ مأمور باتّباع و بعد از غروب مرتفع الى ظهور ديگر در بطون و در اين ظهور بيان خداوند دوست نداشته مقعد مرتفعى بيند الّا مقاعد محمّد و آل محمّد - صلّى الله عليهم - و ابواب هدى را كه در اين ظهور بحروف واحد تعبير ميگردد كه دوست ميدارد كه بنوزده مقعد مرتفع نظر فرمايد و مقاعد ساير نبيّين و صدّيقين و شهداء و مؤمنين كه افئده ايشان محال اسماء و امثال بوده و هست در ظلّ اين مقاعد مستتر تا آنكه بر مردم امر صعب نگشته كه اگر كسى خواهد كلّ را احصا نمايد نتواند و كلّ در همين واحد اوّل است كه تكثّر آن محسوب ميگردد عند الله وعند اولى العلم طوبى از براى هر نفسى كه موفق شود از براى ارتفاع اين مقاعد ممتنعه كه محال نزول ملائكه سموات وارض و ما بينهما ميگردد و در علم خدا گذشته كه مرتفع شود و خواهد شد و مردّى از براى مشيّه الله نبوده و نيست زيرا كه او قاهر بوده بر كلّ ممكنات و ظاهر بوده بر كلّ موجودات طوبى از براى نفسى كه مجرا از براى ظهور مشيّت او واقع شود كه او است بهترين حافظ حدود خداوند در بيان و وعده فرموده خداوند كه هر مثقال ذهبى را مضاعف فرمايد آن را بدو هزار و در حقّ او ثبت فرمايد و باو عطا فرمايد آنچه كه او راضى شود و الله على كلّشیئ قدير و آنچه امروز بقاع هست فوق ارض ازبراى كسى اذن نيست تصرّف كند الّا آنكه در همين بقاع مرتفعه صرف كند زيرا كه مال خود اين بقاع هست مگر تا ظهور شمس حقيقت است بنهج ديگر اذن داده شود كه او است امر الله در حقّ كلّ شیئ و تا امروز كه ظاهر نشده غير اين حكم من بعد را خداوند عالم بوده و هست كه چه شود و بر مكلّف قبل از ظهور تكليفى نبوده و نيست و الله بكلّشیئ عليم"، البيان الفارسي، ۱۳ : ٤

• "أن يا عبادي فلتنزلن بقاع الأرض ثمّ ما فيها في "الواحد الأوّل" تصرفون"، البيان العربي، ۱۲ : ٤

• "إنّ قبور "الواحد" ترفع إذا تأذن في يوم ظهوري إذ بقولي قد رفع من قبل أن يا عبادي إِلَيَّ فترجعون"، البيان العربي، ٥ : ۳

• "أن أنزلوا كلّ بقاع الأرض، ولا تزورون وأنتم في "الواحد" تصرفون بما یعدل ما یصرف في النّقطة الحيّ ثمّ لتزورون إذا أنتم الغناء ثمّ الرّوح في سبیلكم تشهدون"، لوح هيكل الدين، ۱۱ : ٤

• "ولم يأذن اللّه دون قبور الحروف وما قد قدّر اللّه من قبلها وبعدها بقعة منيعة على الأرض فامحوا من دونهنّ ليحيين حقّ الّذينهم شهداء من عند الله على العالمين"، كتاب الجزاء

منابع
محتویات