
حضرت عبدالبهاء جلّ ثنائه ميفرمايند قوله الاحلی:
هو الابهی
کرمان جناب شهريار اسفنديار پارسی. نامهای که بتاريخ شهر شعبان ١٣٣٨ مرقوم نموده بوديد رسيد سؤالاتی چند فرموده بوديد که شرح و تفسير ميخواهد اين بنده درگاه فرصت و مهلتی ندارد که بتحرير جواب پردازد اين مختصر که مرقوم ميشود از کثرت محبّت و مهربانی است بايد شکرانه خدای يگانه نمائيد که جواب نامه نگاشته ميشود ولی در غايت اختصار امّا جواب مفصّل در زمانی که مشرّف ميشوی شفاها بيان خواهد شد .
سؤال اوّل- سمند ارجمند شاه گشتاسب کنايه از مقام سير و حرکت آن بزرگوار بود آن سوار بر آن اسب در ميدان مکاشفه و شهود جولان ميداد و فرو رفتن چهار پای اسب بشکم اشاره بآنست که آن سمند از سير باز مانده بود بعد حضرت زردشت ترتيل آياتی نمود که چهار دست و پای اسب از شکم بيرون آمد يعنی آن سمند سعادتمند به سير و حرکت آمد امّا چهار خواهش حضرت گشتاسب از آنحضرت بزرگوار اين واضح و آشکار است که سير در ملأ اعلی بود خواب عبارت از آنست که منسلخ از عالم جسمانی باشد پر معنوی بگشاد و در عوالم روحانی سير و سياحت فرمود و موهبت ثانی را بجاماسب عطا کرد پرده گذشته و آينده بدريد و بديده کاشف حقائق اسرار گذشته و آينده کشف کرد.
امّا زندگی جاويد اين نصيب حضرت شاه خسرو شد يعنی حضرت شاه کيخسرو همچنانکه جانش زندگانی جاويد يافت نامش نيز حيات ابديّه يافت اينست که آوازه و صيت او جهانگير گشت و الی الابد باقی و بر قرار است.
امّا مسئله چاه نظير مسئله چاه سرّ من رای است اوهام است آن بزرگوار بچاه فرو نرفت ولی باوج ماه رسيد
امّا روئين تنی اسفنديار اشاره از مقام بلنديست که تير دشمنان و تيغ بدخواهان در آن مقام تأثير ندارد اين مقام باسفنديار عنايت شد
و ايّام خمسه آزادی ارواح آن نيز از حواسّ خمسه است که جانها از حواسّ خمسه ظاهره آزاد گردند و بسرّ مکنون و رمز مصون پی برند يعنی رازی که باين حواسّ خمسه ادراک نشود بل بمکاشفه روحانی و ديده عقل ادراک گردد.
و امّا صعود روح انسان بجهان پر فتوح البتّه کشف عالم جسمانی را مينمايد زيرا هر رتبه عالی کشف رتبه سافل نمايد لکن رتبه سافل کشف رتبه عليا نکند مثلاً انسان از عالم خاک بعالم انسانی آمده و عالم انسانی کاشف جهان خاکست و هم واقف بعالم نبات و همچنين مطّلع بعالم حيوان جميع را کشف مينمايد ولی عالم خاک از عالم پاک انسان خبری ندارد و خيرات و مبرّات که بجهت ارواح گردد البتّه تأثير دارد .
امّا شفاعت حضرت رسول مخصوص بامّت رسول بود
امّا سفره پريان و خوان اجنّه که مصطلح اقوام مختلفه است اين اوهام محض است و امّا طلب حاجت در اماکن مقدّسه: چون آن اماکن منتسب بخدا است لهذا اشرف بقاعست البتّه طلب حاجات در اشرف بقاع مانند ساير جهات منتسب
و امّا اين جنگ خونريز عالم اميدم چنانست که در اين عصر اوّل و ثانی بهاء الله منسوخ گردد
اگر چنانچه اسباب مهيّا و بروح و ريحان سفر ممکن اذن حضور داريد از خدا خواهم که اسباب راحت از برای شما ميسّر گردد و بامة الله فيروزه و دو عزيز فريدن و همايون از قبل من تحيّت ابدع ابهی ابلاغ داريد عبدالبهاء عباس ٤ذا الحجّه ١٣٣٨ حيفا. انتهی