باب سی و سوم- در جواب سؤال سائل از بيوفايان

حضرت عبدالبهاء
نسخه اصل فارسی

از آثار حضرت عبدالبهاء - مائده آسمانی، جلد ٢، صفحه ۳۷ – ۴۰

باب سی و سوم- در جواب سؤال سائل از بيوفايان

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند قوله الاحلی:

هو الله

ای ثابت بر پيمان، نامه مورّخ يازدهم جولای رسيد و دو تلغراف از شما رسيد يکی سؤال از مستر اسپراک و يکی بالاشتراک با امة الله روزه طلب توفيق نموده بوديد از عبريت يحيائيها و سائرين مضطرب نشويد اين مسائل مثل کف دريا است ميآيد و ميگذرد امّا يحيائيها مناسبت ندارد که در مجلس شماها حاضر شوند زيرا آنان را مقصدی جز القاء شبهات نه بنوعی روش و سلوک نمائيد که خود آنها حاضر نشوند امّا شما مطمئن بتأييدات الهيّه باشيد احبّای الهی چون پای ثابت و استقامت بنمايند توفيقات صمدانيّه شامل حال گردد روزی خواهد آمد که ذکری از اينها نخواهد ماند محزون مباشيد مغموم نگرديد بکمال قوّت قيام نمائيد زيرا اين نفوس مانند ثعالبند و بندگان جمال مبارک اسد غالب و عنقريب اين ظاهر و آشکار گردد جميع احبّا را از قبل من تحيّت ابدع ابهی برسان شخصی بر من اعتراض نموده که تمدّن الملک چرا طرد شد و حال آنکه بايد جميع طوائف عالم را دوست داشت ولکن اينقدر ملاحظه ننموده که نفس مبارک حضرت بهاءالله نفوسی را طرد نمودند و در کلمات مبارک نهايت تحذير از معاشرت منافقين ميفرمايند بلی با جميع طوائف عالم بايد نهايت دوستی داشت ولی با منافقين معاشرت و الفت ممکن نيست زيرا مضرّت بر امر واقع شود منافقين در امر رخنه نمايند و بکلّی اساس امر الهی را از ريشه بر اندازند الفت با منافقين مانند آنست که انسان ماری را در قميص خود بپروراند يا عقرب را در آستين خود منزل دهد جميع حواريين مسيح از يهودای اسخر يوطی اجتناب نمودند و همچنين در مکاتيب بولس مطالعه نمائيد که چقدر منع از معاشرت با منافقين کرده است و همچنين بعد از حضرت موسی عليه السلام ملاحظه نمائيد که منافقين اسرائيل گوساله پرستيدند حال اگر چنين واقعه واقع شود آيا بايد با آنان بنهايت محبّت آميزش کرد و متابعت نمود اين چه فکر باطل است يک ياربعام منافق در زمان رحبعام چه فسادی در ميان بنی اسرائيل انداخت چقدر سبب فساد شد چقدر سبب ريختن خونها گشت اکثر اسباط بنی اسرائيل را نهايت بعبادت بعل مبتلا کرد آيا بايد چنين انسانی را نهايت آميزش و محبّت و الفت نمود؟ يا آنکه بايد نفوس را از چنين اشخاص محفوظ نمود ولی بجميع ملل عالم بايد در نهايت محبّت و مهربانی باشيم يعنی نفوسی که نميدانند نه منافقين زيرا منافق سبب شود فساد عظيمی در ميان آيد ما با کسی نزاعی نداريم نهايتش اين است که تمدّن الملک بين اصحاب فتنه انداخت بدرجه‌ای که نزديک بود بکلّی بنيان الهی بر افتد بکرّات توبه کرد بعد از توبه باز فساد کرد نهايت تلغرافی در حقّ او مرقوم گشت که تمدّن الملک توحّش است معاشرت با او جائز نيست و اگر چنين نميشد بنيان الهی بکلّی در طهران منهدم ميگشت اين عبد را مقصدی جز خير عموم عالم انسانی نه امّا اگر ماری مثل تمدّن الملک هجوم کند مجبور بر آنم که احبّا را بيدار کنم و اگر نکنم عند الله و عند الخلق مسئولم امّا اگر نفسی ضرّی بشخص من وارد آرد نه امر الله ولو عضوی از اعضاء مرا قطع نمايد فورا عفو نمايم و بنهايت مهربانی باو پردازم در اين موقع دشمن را دوست شمرم امّا اگر نفسی ضرّ بامر الله رساند او را دوست نشمرم و اگر وهنی بر امر الله وارد آرد البتّه تمکين ننمايم و عليکم البهاء الابهی

عبدالبهاء عباس

منابع
محتویات