باب سی و هفتم- در تحقيق داستان عزيز و ذو القرنين

حضرت عبدالبهاء
نسخه اصل فارسی

از آثار حضرت عبدالبهاء - مائده آسمانی، جلد ٢، صفحه ۴۲ - ۴۳

باب سی و هفتم- در تحقيق داستان عزيز و ذو القرنين

حضرت عبدالبهاء جلّ ثنائه در لوح جناب نوش آبادی فرموده‌اند:

".... مسئله عزيز عليه السلام حقيقتش اينست که مقصود ملّت حضرت موسی بود که بهجوم بخت النصر اسير و ذليل شده بودند و از ارض مقدّس هفتاد هزار نفر ببابل اسير برده بودند اين ملّت صد سال مرده و مضمحل شده بود حضرت عزيز از اين واقعه محزون و مکدّر لهذا بشارت باو رسيد که اين ملّت دوباره جان گيرد چنانکه واقع شد و امّا حضرت خضر حقيقت موسی بود نه شخص ديگر بحکم حقيقت احکامی صادر ميشد که عقول بشريّت از ادراک آن عاجز بود زيرا خارق العاده بود مقصود از اين قضيّه اينست که مظاهر مقدّسه الهيّه يفعل ما يشاء و يحکم ما يريدند آنچه بفرمايند بايد اطاعت نمود و ابداً شک و شبهه بخاطر نياورد که اين حکم بظاهر موافق عدل و انصاف هست يا نيست اين ذهول فکری منتهی بعصيان و طغيان گردد اينست حقيقت مسئله که باين عنوان بيان شده . و امّا آيات در خصوص ذو القرنين از آيات متشابهات است تأويل دارد معترضين اين حکايت را دام تزوير نمودند و سؤال کردند که شايد جواب مخالف آراء آنان صادر شود و اين سبب تزلزل اهل ايمان گردد لهذا قضيّه ذو القرنين بحسب ظاهر موافق آراء سايرين نازل شد تا اعتراض نتوانند ولی در هر کلمه رمزی مقصد از ذو القرنين حضرت امير بود که بقلب سير و سياحت در جميع آفاق نمود و تحرّی مظهر کلّی کرد ملاحظه فرمود که شمس حقيقت در قالب ترابی و مائی پنهانست " انتهی

منابع
محتویات