باب چهل و دوم- در باره امام دوازدهم

حضرت عبدالبهاء
نسخه اصل فارسی

از آثار حضرت عبدالبهاء - مائده آسمانی، جلد ٢، صفحه ۵۰ - ۵۲

باب چهل و دوم- در باره امام دوازدهم

در لوح حاجی صدر همدانی که عنوانش "ای صدر الصدور رقّ منشور قرائت گشت" ميباشد مرکز ميثاق جلّ ثنائه فرموده‌اند:

"امّا مسئله امام دوازدهم چون در نفس احاديث ائمّه بحسب ظاهر مناقشه واقع در جائی محمّد بن الحسن عليه السلام را نفس قائم موعود شمردند و در جائی ديگر و حديثی ديگر وفات محمّد بن الحسن عليه السلام و تولّد قائم منتظر را در آخر الزمان بيان ميفرمايند پس بجهت توافق بين دو حديث چاره از برای نفسی نه مگر آنکه تيقّن نمايد که امام دوازدهم قائم موعود در حيّز ملکوت روحاً موجود بود و در يوم ظهور جسماً مشهود گشت باين تجسّم شخصی ثانی گشت و ان من شیء الّا عندنا خزائنه و ما ننزّله الّا بقدر معلوم آنچه در حيّز ملک ظاهر گردد اوّل در حيّز ملکوت بوده و حکم وجود داشت اين مسئله امام دوازدهم و قائم موعود در احاديث مسلسله بسيار متزلزل است اگر نفسی انصاف داشته باشد هيچيک از اين روايات مختلفه متباينه متعارضه را اعتماد ننمايد حضرات شيعيان هر يک از ائمّه اطهار را در يومش قائم ميدانستند و منتظر خروج او بودند بعد از حضرت امام حسن عسکری رؤسا ملاحظه کردند بنياد اميد شيعيان بکلّی ويران خواهد شد و مأيوس و مضمحل خواهند گشت خواستند بوسيله‌ای نگهداری کنند لهذا کنايه و استعاره و مجاز و تأويل بکار برده و روايات مختلفه پديدار شد و حقيقت حال اينست که شيعيان بعد از امام حسن عسکری عليه السلام سه قسم شدند قسمی بامامت جعفر نادان تشبّث نمودند و او را تهنيت و تبريک بامامت گفتند و قسمی بکلّی منصرف شدند و قسمی ديگر بغيبوبت تشبّث نمودند و هر روز منتظر خروج بودند هزار سال است که انتظار ميکشند و هنوز کلال و ملال نياورده‌اند سبحان الله ظهور حقّ با وجود آنکه بنصّ صريح من دون تفسير و تأويل منصوص قرآن است قوله تبارک و تعالی و جاء ربّک و الملک صفاً صفاً در اين شبهه نمايند و تزلزل بنمايند و تأويل رکيک کنند و برواياتی که در نهايت تزلزل است تشبّث نمايند و نصّ صريح گمارند و بآن معارضه کنند اين چه بلاهت است و نادانی و اين چه حماقت و سرگردانی و عليک التحيّة و الثّناء ع ع" انتهی

منابع
محتویات