
حضرت عبدالبهاء جلّ ثنائه ميفرمايند قوله تعالی:
دبلين امة الله مسس پارسنز عليها بهاء الله الابهی
هو الله
ای دختر ملکوتی، من ..... در خصوص مسئله اقتصادی که بموجب تعاليم جديد است از برای شما مشکل فکری حاصل شده بود بيان چنان نبود ولی روايت چنان گشته لهذا اساس مسئله را از برای شما بيان ميکنم تا واضح و مبرهن شود که اين مسئله اقتصادی جز بموجب اين تعاليم حلّ تامّ نيابد بلکه ممتنع و محال و آن اينست که اين مسئله اقتصاد را بايد از دهقان ابتدا نمود تا منتهی باصناف ديگر گردد زيرا عدد دهقان بر جميع اصناف اضعاف مضاعف است لهذا سزاوار چنان است که از دهقان ابتدا شود و دهقان اوّل عامل است در هيئت اجتماعيّه باری در هر قريهای بايد که از عقلاء آن قريه انجمنی تشکيل شود که قريه در زير اداره آن انجمن باشد و همچنين يک مخزن عمومی تأسيس شود و کاتبی تعيين گردد و در وقت خرمن بمعرفت آن انجمن از حاصلات عموم مقاديری معيّن بجهت آن مخزن گرفته شود اين مخزن هفت واردات دارد واردات عشريّه - رسوم حيوانات - مال بيوارث - لقطه يعنی چيزی که يافته شود و صاحب نداشته باشد - دفينه اگر پيدا شود ثلثش راجع باين مخزن است - معادن ثلثش راجع باين مخزن است و تبرّعات. خلاصه هفت مصرف دارد : اوّل مصارف معتدله عمومی مانند مصارف مخزن و اداره صحّت عمومی - ثانی ادای عشر حکومت - ثالث ادای رسوم حيوانات بحکومت - رابع اداره ايتام - خامس اداره اعاشه عجزه - سادس اداره مکتب - سابع اکمال معيشت ضروريّه فقراء. اوّل واردات عشر است و آن بايد چنين گرفته شود مثلاً ملاحظه ميشود که يکنفر واردات عموميّهاش پانصد دولار است و مصارف ضروريّهاش پانصد دولار از او چيزی عشر گرفته نميشود. شخصی ديگر مصارفاتش پانصد دولار است ولی وارداتش هزار دولار از او عشر گرفته ميشود زيرا زيادتر از احتياجات ضروريّه دارد. اگر عشر بدهد در معيشتش خللی وارد نگردد. ديگری مصارف او هزار و وارداتش پنج هزار از او يک عشر و نصف گرفته ميشود زيرا اضافه زياد دارد. شخصی ديگر مصارف لازمهاش هزار دولار است ولی وارداتش ده هزار از او دو عشر گرفته ميشود زيرا اضافه زيادتر دارد - شخصی ديگر مصارف ضروريّهاش چهار يا پنج هزار دولار است ولی وارداتش صد هزار از او ربع گرفته ميشود. ديگری حاصلاتش دويست دولار است ولی احتياجات ضروريّهاش که قوّت لايموت باشد پانصد دولار و در سعی و جهد قصوری ننموده ولی کشتش برکتی نيافته اين شخص را بايد از مخزن معاونت نمود تا محتاج نماند و براحت زندگانی نمايد و در هر ده هر قدر ايتام باشد بجهت اعاشه آنان از اين مخزن بايد مقداری تخصيص نمود از برای عجزه ده بايد مقداری تخصيص داد از برای نفوس از کار افتاده محتاج بايد از اين مخزن مقداری تخصيص نمود از برای اداره معارف مقداری از اين مخزن بايد تخصيص نمود از برای صحّت اهل ده از اين مخزن بايد مقداری تخصيص نمود و اگر چيزی زياد بماند آنرا بايد نقل بصندوق عمومی ملّت بجهت مصارف عمومی کرد چون چنين ترتيب داده شود هر فردی از افراد هيئت اجتماعيّه در نهايت راحت و سرور زندگانی نمايد و مراتب نيز باقی ماند در مراتب ابداً خللی واقع نگردد زيرا مراتب از لوازم ضروريّه هيئت اجتماعيّه است هيئت اجتماعيّه مانند اردوئی است در اردو مارشال لازم جنرال لازم کلنل لازم کاپيتان لازم و نفر لازم ممکن نيست که کلّ صنف واحد باشد حفظ مراتب لازم است ولی هر فردی از افراد اردو بايد در نهايت راحت و آسايش زندگانی نمايد و همچنين شهر را والی لازم قاضی لازم تاجر لازم غنی لازم اصناف لازم و زارع لازم است البتّه اين مراتب بايد حفظ شود و الّا انتظام عمومی مختل گردد .....
انتهی