
حضرت عبدالبهاء جلّ ثنائه در لوح آقا محمّد هاشم کاشانی ميفرمايند قوله الاحلی:
"سؤال فرموده بوديد که بعضی از نفوس غريق بحر غنا نفوسی ديگر پريشان و مبتلا آيا اين از آثار تقدير است يا خود از سوء تدبير آيا جزای عمل است و يا خود قضا و قدر ؟ حقيقت اين مسئله آن است که از مقتضيات نظام عمومی الهی در اين کون نامتناهی آن است که غنی و فقير هر دو موجود باشد اگر کلّ غنی گردند نظام کون بهم خورد و اگر کلّ فقير شوند رابطه کائنات از هم بگسلد پس اين فقر و غنا از مقتضيات سلسله کائنات و روابط محکمه موجودات است با وجود اين سؤ تدبير را نيز اثری و همچنين حصول فقر در مواضعی جزای عمل است مثلاً هر فاسق مقامرا البتّه جزای عمل او فقر است و در مواقعی فقر موهبت الهی و رحمت پروردگار است و آن اينست که نفس مبارکی در سبيل الهی در امتحان شديد افتد خانمان بتالان و تاراج دهد و فقر و ضرورت حاصل گردد تا بدرجهای رسد که الفقر فخری گويد و به افتخر بر لسان راند چنانکه اصحاب حضرت رسول عليه السلام در مکّه خانمان بتاراج دادند و فراراً هجرت بمدينه نمودند در مدينه در نهايت فقر و فاقه ايّامی ميگذراندند کار بجائی رسيد که در محاربه خندق قوتی جز آب نماند نفس مبارک حضرت از شدّت جوع سنگ بر احشاء مبارک ميبستند شبهه نيست که اين فقر فخر بود و موهبت ربّانی زيرا از عقب غنای مطلق داشت و مورث ثروت ابدی و عليک البهاء الابهی ع ع"