باب هشتاد و يکم- الواح مرحوم ملّا عبد‌الغنی اردکانی شامل جواب سؤالات :

حضرت عبدالبهاء
نسخه اصل فارسی

از آثار حضرت عبدالبهاء - مائده آسمانی، جلد ٢، صفحه ۱۰۳ - ۱۱۰

باب هشتاد و يکم- الواح مرحوم ملّا عبد‌الغنی اردکانی شامل جواب سؤالات :

بواسطه جناب حاجی آقا محمّد علاقه‌بند يزد جناب ملّا عبد‌الغنی اردکانی عليه بهاء الله

هو الله

يا من ثبّت الله قلبه علی الميثاق عند ما تجلل نيّر الآفاق بحجاب الغياب، يا ابن ودّی، قد رتّلت آيات شکرک لمولاک بما دعاک و هداک و ثبّت قدماک و امتحنک و ابلاک و آواک و شفاک و نعم المرء العبد الشکور علی الفيض المشکور المتهافت علی مشکاة النور فی هذا العصر المحمود و القرن المسعود و فاز بالرفد المرفود و ورد علی الورد المورود لعمر الله انّه ممّن وفّقه الله بالشهود فی اليوم المشهود ايّها الرجل الرشيد، انّی ادعو ربّی ان يؤيّدک بجند جديد ذی بأس شديد من ملکوته الحديد حتّی تهدی اهل الضلال و تدلّ المشتاقين علی ملکوت الجمال و تنذر الغافلين من سطوة الجلال و تنقد الخائضين فی غمار الهوی و تنجئی التائهين فی بيداء الغوی و تسقی الظماء من ماء السماء و تطعم الجياع من الموائد و الآلاء و تشفی المراض من مزمن الامراض انّ ربّک يدخلک فی رياض الرحمة و يسقيک من حياض الرأفة فی غياض النعمة و انّه لهو الرحمن الرحيم.

ای ثابت بر ميثاق، حمد خدا را که آنچه بشارت داده شد يافتی و اخبار واقع گرديد و انّ هذا هو البرهان المنير و لقد وقع المترفون فی خسران مبين فسوف تری اعظم من ذلک و يجعلهم الله عبرة للناظرين و ضربت عليهم الذلّة و المسکنة و باءوا بغضب من الله ای يار مهربان، نامه‌ها بعضی رسيد ولی فرصت تحرير نبود البتّه معذور داريد زيرا تعلّق جان و بستگی دل در ميان و وارسته از شبهه و از تصوّر خارج است و الله شاهد علی ذلک از ميزان کلّيه بدعت سؤال نموده بودی بدعت احکامی است که نصّ کتاب نه و بيت العدل عمومی تصديق آن ننمايد امّا بقاع مقدّسه مستحقّ تعظيم و تکريم است زيرا منسوب بشخص جليل و اين تعظيم و تکريم راجع بروح پاکست نه جسم خاک اين محلّ وقتی کوی جانان بود و آن جان پاک در آن مأوی داشت لهذا عاشقان خاک آن کوی را کحل بينش نمايند ولی تعلّق بتراب ندارد بلکه بفيض آفتاب نگرند امّا طلب عون و عنايت و حفظ و صيانت جز بجمال مبارک جائز نه و اگر دون اين باشد منتهی بپرستش خاک گردد .

و امّا اکتساب و اجتناء حرام البتّه سبب محرومی گردد زيرا شيئی ممنوع را مقبول شمرده و در قلب تأثير کرده شبهه‌ای نيست که غفلت حاصل شود و اگر مرتکب تائب نگردد منتهی بهلاکت شود .

امّا سؤال از ابناء غير مشروع نموده بودی بر آنان جرمی نه مجرم فاعل است و محروم از فضل واهب .

و امّا خيرات و مبرّات البتّه از برای اموات سبب تهوين سيّئات و تزييد حسنات گردد زيرا نفوس از آن خيرات مستفيد شوند و آن مانند استغفار است و چون ثمر استغفار مسلّم خيرات و مبرّات احسن و اعظم

و معنی آيه مبارکه لم حشرتنی اعمی و کنت بصيرا اينست کلّ نفوس بر فطرت اصلی مخلوق لن تری فی خلق الرحمن من تفاوت و کلّ مولود يولد علی فطرة الاسلام و انّما ابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه اين حديث برهان واضح بر طهارت فطرت در بدء ايجاد است ولی بسبب ارتکاب مناهی و خوض در بحور ذنوب نامتناهی استعداد اصلی و قابليّت اساس از ميان رود و بصيرت بکوری تبديل گردد و لم حشرتنی اعمی و کنت بصيرا تحقّق يابد مثلاً استعداد اصلی جميع بشر اينست که از شهد منتفع شوند و از سمّ متضرّر نفسی از اين قابليّت و استعداد مستثنی نه ولی بعضی اندک اندک سمّ تناول نمايند و قليلاً قليلاً معتاد گردند تا بدرجه‌ای رسد که شهد فائق فائده نبخشد و سمّ نقيع سبب حيات شود زيرا آنان که معتاد سمومند ترياک را درياق اعظم شمرند و اگر تناول ننمايند هلاک گردند و حال آنکه در استعداد اصلی ترياک سبب هلاک بود و شهد معطی حيات اين قابليّت و استعداد فطری بود حال آن قابليّت و استعداد فطری باکتساب جنايات چنان منقلب بقابليّت و استعداد جديد شود که شهد نافع مضرّ گشت و سمّ ناقع مفيد گرديد.

ای بنده الهی، هنگام ضوضاء فی الحقيقه با صهر عزيز آقا حسين اخوان صفا بسيار مبتلا شديد تا آنکه نزد رستم يعنی تهمتن ربّانی آمديد و آن شخص محترم با زوجه مکرّمه فی الحقيقه خدمت نمودند و من را راضی کردند و اين عبد بدرگاه احديّت تضرّع و زاری نمايد و بجهت جناب لاری طلب استغفار کند و طلب عفو و آمرزش نمايد اميدوارم که بحر غفران موجی زند و اوساخ عصيان پاک نمايد. کنيز عزيز خدا ضجيع محترمه و صبيّه زهرا و همچنين صبيّه قمر و سليل جليل عبدالخالق و صهر عزيز حاجی شعبان و جناب آقا حسين داماد اخوان صفا هر يک را تحيّت محترمه برسانيد و نهايت نوازش نمائيد و اين عبد بجهت همشيره بزرگ که وفات نمود طلب غفران از حضرت يزدان مينمايم و در وقت مناجات تضرّع و زاری کنم و استدعای موهبت کبری و حصول مغفرت عظمی و دخول در جنّت رضا و وصول بموهبت لقا نمايم. و عليک التحيّة و الثناء ع ع.

هو الابهی - جناب ملّا عبد الغنی عليه بهاء الله الابهی ملاحظه نمايند :

هو الابهی

ای بنده درگاه الهی، هر چند تا بحال در مکاتبه فتور و قصور رفت ولی در عالم دل و جان در جميع احيان يادت مونس قلب و ذکرت انيس روح و ريحان بود . ياران الهی حاضر انجمنند و موجود در پيرهن آنی فراغت از يادشان ممکن نيست چگونه فراموش و نسيان راه يابد قسم بآن جمال پرکمال که دل و جان آرزوی جانفشانی در محبّت دوستان الهی دارد و اشتياق و حرقت فراق در نهايت اشتداد است خطوط و رقم در هجران و حرمان اگر چه بهتر همدم است ولی نفحات حدائق قلوب تسلّی نفوس را واسطه اعظم از فيوضات جليله ربّ مجيد چنان اميد است که اين پيک نيک پی نعم القاصد و البريد گردد و در کلّ اوان مشام از نسيم خوش رياض قلوب احبّاء الله عطری استشمام نمايد که رائحه طيبّه‌اش آفاق را حيات باقيه مبذول دارد تا حقيقت مقدّسه و لقد کرمنا بنی آدم در قطب امکان بموهبت بی‌پايان مشهود و عيان گردد آدم در اکوار الهيّه و ادوار مقدّسه رحمانيّه اوّل من آمن است چه که بديع اوّل است و بنی آدم نفوسی هستند که در آن کور در ظلّ آن کلمه رحمانيّه درآيند و بمنزله سلاله و نسل او هستند لهذا و فضّلناه علی کثير ممّا خلق مراد فضيلت اين نفوس است بر سائرين ما عداء نفوسی که بمنزله آباء هستند چه که آن نفوس مستثنا هستند و همچنين نفوسی که از عالم بشريت منسلخ شدند و بصفات ملکوتيّه متّصف گشته‌اند آن نفوس از ملأ عالين و ملائکه مقرّبين محسوبند و بسمت ملکيّت موسوم آن مظاهر اگر چه بظاهر در هيکل بشری مبعوثند ولی فی الحقيقه هويّت مقدّسند و کينونت منزّه اين حقائق مقدّسه نيز مستثنا هستند

تفکّر و تأمّل فی هذا التفسير بالايجاز فانّه يغنی عن الاطناب و لو کان لی مجال و قلمی سيّال لفسّرت هذه الآية المبارکة تفسيراً تهتزّ له القلوب و تنشرح به الصدور و تلتذّ باستماعه الآذان فانّه روح الحياة من فؤاد الانسان ولکن ما الحيلة و ما العلاج فانّ الاذان ممدودة ولکن الالسن ممنوعة و الموانع مشهودة و نرجوا من الله ان يفتح علی قلوب الاحبّاء ابواب الفتوح و يشرح بنور معرفته الافئدة و الصّدور و ينطق السنتهم بابدع المعانی بين ملأ النور و البهاء عليک و علی کلّ من ثبّت علی الميثاق و تمسّک بعروة الوثقی الّتی لا انفصام لها فی يوم الحشر و النّشور فانّ الثبوت علی الميثاق مغناطيس للفيض و الاشراق و جالب کلّ خير فی الآفاق ع ع.

انتهی

منابع
محتویات