
حضرت عبدالبهاء جلّ ثنائه در لوحی ميفرمايند قوله الاحلی:
"هو الابهی ای ناظر بمنظر اکبر، حکايت کنند اسکندر رومی جهانگشا بود و کشورستان چون از فتوح ايران و توران و چين و هندوستان طبل رجوع بکوفت و با حشمتی بيپايان توجّه بوطن مألوف نمود در شهر زور۱ چراغ عافيت خاموش شد و شش جهت را پرده ظلمت فراگرفت صبح آخرت نمايان شد دانايان بر جنازه او جمع شدند و انجمن ماتم تأسيس نمودند هر کس تعزيت نمود و در مقام تأسّف لبی گشود از جمله شخصی از هوشمندان برخاست و در مقابل نعش بايستاد و گفت سبحان اللّه اين شخص گمان مينمود که ملک الملوک است حال ثابت و محقّق گشت که عبد مملوک است ديگری گفت سبحان اللّه ديروز اين پادشاه غيور را هفت اقليم وسعت گنجايش نداشت امروز در شبری از زمين گنجايش يافت باری اگر سلطنت باقی جوئی در جهان الهی سکندری جو و اگر ملکالملوکی خواهی در ظلّ فقر و درويشی در سبيل الهی درآی تا ذو القرنين جهان جاو دانی گردی ع ع"
شهر زور در قديم بسيار آباد و معتبر بوده و در کردستان و عراق امروزی بوده نزديک شهر سليمانيه که امروز مرکز کردستان عراق قرار داشته. ↩