
شخص بزرگوار خواه بی پدر خواه با پدر یکسان است بی پدری اگر فضیلت است آدم اعظم و افضل از کل انبیا و رسل است زیرا نه پدر داشت و نه مادر آنچه سبب عزت و بزرگواری است تجلیات و فیوضات کمالات الهیست آفتاب از ماده و صورت تولد یافته و ا ین دو بمثابه پدر و مادر است ولی کمال محض است و ظلمات را نه ماده و نه صورتی و نه پدری و نه مادری ولی نقص صرف حضرت آدم را ماده حیات جسدی خاکیست حضرت ابراهیم را ماده جسدی نطفه پاک البته نطفه طیبه طاهره به از خاک و جماد و از این گذشته در انجیل یوحنا "در باب اول در آیه سیزدهم میفرماید و اما آن کسانی که او را قبول کردند آنانرا قدرت داد تا فرزندان خدا گردند یعنی بهر که باسم او ایمان آورد که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم بودند بلکه از خداوند تولد یافتهاند.
از این آیه یوحنا معلوم میشود وجود حواریون نیز متکون از قوه جسمانی نیست بلکه از حقیقت روحانیه است شرف و بزرگواری حضرت مسیح بی پدری نیست بلکه بکمالات و فیوضات و تجلیات الهیه است اگر بزرگواری حضرت مسیح بی پدری بود باید آدم از مسیح اعظم تر باشد زیرا نه پدر داشت و نه مادر و در تورات میفرماید که خداوند خدا پس آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید آدم نفس زنده شد ملاحظه کنید آدم بروح حیات وجود یافت و از این گذشته عبارت یوحنا در حق حواریین دلالت بر آن نماید که آنان نیز از پدر آسمانی هستند پس معلوم گردید که حقیقت مقدسه یعنی وجود حقیقی هر بزرگواری از حق تحقق یافته و بنفحه روح القدس موجود شده است مقصد اینست اگر بی پدری اعظم منقبت انسانی بود پس آدم بهتر از جمیع است زیرا نه پدر دارد و نه مادر آیا انسان از ماده حی خلق شود بهتر است یا آنکه از خاک البته از ماده حیّ خلق شود بهتر است اما حضرت مسیح از روح القدس تولد و تحقق یافته خلاصه شرف و منقبت نفوس مقدسه مظاهر الهیه بکمالات و فیوضات و تجلیات ربانیه است نه بدون آن
انتهی.