کتاب مستطاب ایقان

حضرت بهاءالله
نسخه اصل فارسی

معنی تحریف مذکور در قرآن آنست ..., حضرت بهاءالله , محاضرات جلد ۱ صفح ٤٩٩

میفرمایند قوله تعالی

مقصود از تحریف را در این مدت ادراک ننموده‌اند بلی در آیات منزله و کلمات مرایای احمدیه ذکر تحریف غالین و تبدیل مستکبرین هست ولکن در مواضع مخصوصه ذکر شده و از آنجمله حکایت ابن صوریاست که در وقتیکه اخل خبیر در حکم قصاص زنای محصن و محصنه از نقطه فرقان سئوال نمودند و آن حضرت فرمود حکم خدا رجم است و ایشان انکار نمودند که در تورات چنین حکمی نسیت حضرت فرمود از علمای خود که را مسلم و کلام او را مصدقید ابن صوریا را قبول نمودند حضرت او را احضار نمود و فرمود اقسمک بالله الذی فلق لکم البحر و انزل علیکم المن و السلوی و ظل لکم الغمام و نجاکم من الفرعون و ملائه و فضلکم علی الناس بآن تذکر لنا ما حکم به موسی فی قصاص الزانی المحصن و الزانیة المحصنة که مضمون او اینست که آنحضرت ابن صوریا را باین قسمهای موکد قسم دادند که در تورات حکم قصاص در زنای محصن چه نازل شده عرض نمود یا محمد رجمست آن حضرت فرمود پس چرا این حکم میان یهود منسوخ شده و مجری نیست عرض نمود چون بخت النصر بیت المقدس را بسوخت و جمیع یهود را بقتل رساند و دیگر یهودی در ارض باقی نماند الا معدودی قلیل و علمای انعصر نظر بقلت یهود و کثرت عمالقه بمشاوره جمع شدند که اگر موافق حکم تورات اعمال شود آنچه از دست بخت النصر نجات یافتند بحکم کتاب مقتول میشوند و باین مصالح حکم قتل را از میان بالمرّه بر داشتند باری در این بین جبرئیل بر قلب منیرش نازل شده و این آیه عرض نمود " یحرفون الکلم عن مواضعه " این یکموضع بود که ذکر شد و در این مقام مقصود از تحریف نه چنانست که این همج رعاج فهم نموده‌اند چنانچه بعضی میگویند که علمای یهود و نصاری آیاتی را که در وصف محمدیه بود از کتاب محو نمودند و مخالف آن راثبت کردند این قول نهایت بیمعنی و بی اصلست آیا میشود کسی که معتقد بکتابی گشته و من عند الله دانسته او را محو نماید و از این گذشته تورات در همه روی ارض بود منحصر بمکه و مدینه نبود که بتوانند تغییر دهند و با تبدیل نمایند بلکه مقصود از تحریف هیمن است که الیوم جمیع علمای فرقان بآن مشغولند و آن تفسیر و معنی نمودن کتابست بر هوی و میل خود و چون یهود در زمان آن حضرت آیات تورات را که مدل بر ظهور آن حضرت بود بهوای خود تفسیر نمودند و ببیان آن حضرت راضی نشدند لهذا حکم تحریف درباره آنها صدور یافت چنانچه الیوم مشهود است که چگونه تحریف نمودند امت فرقان آیات کتاب و علامات ظهور را بمیل و هوای خود تفسیر مینمایند چنانچه مشهود است و در مقام دیگر میفرمایند و قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون و این آیه هم مدلست بر تحریف معنی کلام الهی نه در محو کلمات ظاهریه چنانچه از آیه مستفاد میشود و عقول مستقیه هم ادراک مینماید و در موضوع دیگر میفرماید فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عند الله لیشتروا به ثمنا قلیلا الی آخرا لایه و یان آیه در شان علمای یهود و بزرگان ایشان نازل شد که آن علما بواسطه استرضای خاطر اغنبا و استجلاب زخارف دنیا و اظهار غل و کفر الواحی چند بر رد حضرت نوشتند و بدلائلی چند مستدل شدند که ذکر آنها جایز نه و نسبت دادند ادله‌های خود را که اسفار از تورات مستفاد گشته چنانچه الیوم مشاهده میشود که چه مقدار رد بر این امر بدیع علمای جاهل عصر نوشته‌اند و گمان نموده‌اند که این مفتریات مطابق آیات کتاب و موافق کلمات اولوالالبابست باری مقصود از این اذکار این بود که اگر بگویند این علائم مذکوره را که از انجیل ذکر شد تحریف یافته و رد نمایند و متمسک بآیات و اخبار شوند مطلع باشید که کذب محض و افترای صرفست بلی ذکر تحریف باین معنی که ذکر شد در اماکن مشخصه هست چنانچه بعضی از آن را ذکر نمودیم تا معلوم و مبرهن شود بر هر ذی بصری که احاطه علوم ظاهره هم نزد بعضی از امیین الهی هست دیگر معارضین باین خیال نیفتند و معارضه ننمایند که فلان آیه دلیل بر تحریفست و این اصحاب از عدم اطلاع ذکر این مراتب و مطالب را نموده‌اند و دیگر آنکه اکثر آیات که مشعر بر تحریفست درباره یهود نازل شده لو انتم فی جزایر علم الفرقان تحبرون اگر چه از بعضی از حمقای ارض شنیده شد که انجیل سماوی در دست نصاری نیست و بآسمان رفته غافل از اینکه از همین قول نسبت کمال ظلم و جبر برای حضرت باری جل و عز ثابت میشود زیرا که بعد از آنکه شمس جمال عیسوی از میان قوم غایب شد و بفلک چهارم ارتقا فرمود و کتاب حق جل ذکره که اعظم برهان اوست میان خلق او هم غایب شود دیگران خلق از زمان عیسی تا زمان اشراق شمس محمدی بچه متمسکند و بکدام امر مامور و دیگر چگونه مورد انتقام منتقم حقیقی میشوند و محل نزول عذاب و سیاط سلطان معنوی میگردند از همه گذشته انقطاع فیض فیاض و انسداد باب رحمت سلطان ایجاد لازم میآید فنعوذ بالله عما یظنون العباد فی حقه فتعالی عما هم یعرفون انتهی .

منابع
محتویات