
این بیانات چه خاطراتی بر میانگیزد. چه مبادی سامیه ئی تعلیم میدهد . چه امیدواریهائی تولید میکند . چه بیم و هراسهائی بوجود میاورد. در عین حالی که بیانات فوق بتناسب منظور اصلی این صحیفه اقتباس شده در مقام مقایسه با عظمت سیل آسائی که از تلاوت تمام بیانات مبارکه مکشوف میگردد چقدر کوچک و اندک میباشد.
آنکسی که قائم مقام الهی در روی زمین بود همینکه در بحبوحه اعلان امر خود بکسانیکه تمام عظمت و جلال و سلطنت و شکوه و قدرت و تسلط ظاهری را در شخص خود جمع کرده اند خطاب میکند ذره از اهمیت و قدرتیکه مستلزم این ظهور تاریخی است فرو گذار نمینماید . نه خطراتی که او را احاطه کرده بود و نه قدرت جابره سلطنت مطلقه پادشاهان غرب و امرأ سلاطین شرق در آن ایام هیچیک نتوانست آن تبعید شده زندانی ادرنه را از ابلاغ ظهور تام و تمام خود بدو پادشاه ستمگر شرق و سایر سلاطین همردیف آنها باز دارد.
هیمنه و تنوع بیانات و قاطعیت استدلال و عظمت و شهامت لحن آنها حقیقة جالب انظار و محیر عقول است سلاطین و پادشاهان و امرأ و وزرأ و سفرأ و شخص پاپ و اساقفه و کشیشها و فلاسفه و علمأ و وکلأ و نمایندگان مجالس و اغنیای ارض و پیروان تمام ادیان و اهل بهأ کلا مشمول این خطابات عالیه گردیده و هر یک بفراخور استعداد و قابلیت خویش نصائح و مواعظی دریافت میدارند . تنوع موضوعاتی که در این الواح بحث شده خود حیرت انگیز است . در این الواح عظمت مهیمنه و توحید حق منیع لایدرک توصیف گردیده و وحدانیت مظاهر امرش اعلان و تاکید گردیده است . بدعیت و جامعیت و قوای مکنونه دیانت بهائی تاکید و مراد و مقصد ظهور حضرت باب تشریح شده است . مفهوم و مقصود بلایا و سرگونی حضرت بهاءالله مکشوف و محن و رزایائی که بر مبشر ظهورش و همچنین بر سمیش وارد گردیده بقلم اعلی مذکور و نوحه سرائی شده است . آرزوی آنحضرت برای تاج شهادتی که آندو وجود مقدس بنحوی محیر العقول بر سر نهادند آشکار شده و افتخارات غیر قابل وصف و وقایع عجیبهٴ که در آینده برای ظهورش مقدر است پیش بینی گردیده است . وقایع موثره و عجیبه مراحل مختلفه رسالتشان شرح و بسط گردیده و فنای جاه و جلال و ثروت و مال و سلطنت ظاهره به کرات و مرات قطعا تاکید شده است . اجرای مبادی سامیه در روابط بشریت و بین المللی شدیدا و اکیدا درخواست و ترک رسوم و شعائر نالائقه که مضر بسعادت و ترقی و رفاهیت و وحدت نژاد انسانی است امر شده است . . پادشاهان مورد توبیخ قرار گرفته و مقامات روحانی و دیانتی بمحاکمه کشیده شده . وزرأ و سفرأ محکوم گردیده و تطبیق ظهور خویش را با مجئ پدر آسمانی صریحا تصدیق و بکرات اعلام فرموده است . سقوط قهر آمیز بعضی از این سلاطین و پادشاهان پیش بینی و دو نفر آنها بطور قطع دعوت باحتجاج گردیده و اکثر آنها انذار و جمیع دعوت و دلالت گردیده اند.
در لوح سلطان خطاب بناصرالدین شاه حضرت بهاءالله میفرماید:
”ای کاش رای جهان آرای پادشاهی بر آن قرار میگرفت که این عبد با علمای عصر مجتمع میشد و در حضور حضرت سلطان اتیان حجت و برهان مینمود این عبد حاضر و از حق آمل که چنین مجلسی فراهم آید تا حقیقت امر در ساحت حضرت سلطان واضح و لائح گردد و بعد الامر بیدک و انا حاضر تلقأ سریر سلطنتک فاحکم لی او علی “.
بعلاوه در لوح رئیس حضرت بهاءالله با اشاره بمذاکره مامور عثمانی که وظیفه دار اجرای حکم تبعیدشان بقلعه عکا بود چنین مرقوم فرمود:
”یک مطلب خواهش دارم که اگر بتوانی بحضرت سلطان معروض داری که ده دقیقه این غلام با ایشان ملاقات نماید آنچه را دلیل بر صدق قول حق میشمرند بخواهند اگر من عند الله اتیان شد این مظلومانرا رها نمایند و بحال خود بگذارند .“
حضرت بهاءالله در آن لوح اضافه میفرمایند:
”عهد نمود که این کلمه را ابلاغ نماید و جواب بفرستد خبری از او نشد و حال آنکه شان حق نیست که بنزد احدی حاضر شود چه که جمیع از برای اطاعت او خلق شده اند و لکن نظر باین اطفال صغیر و جمعی از نسأ که همه از یار و دیار دور مانده اند این امر را قبول نمودیم معذلک اثری بظهور نرسید عمر حاضر و موجود سوال نمائید لیظهر لکم الصدق .“
در خصوص این الواح خطاب بسلاطین ارض که حضرت عبدالبهأ آنها را معجزه نامیده حضرت بهاءالله میفرماید:
”هر کدام باسمی موسوم الاول و بالصیحة و الثانی بالقارعة و الثالث بالحاقة و الرابع بالساهره و الخامس بالطامه و کذلک بالصاخة و الازفة و الفزع الاکبر و الصور و الناقور و امثالها تا جمیع اهل ارض یقین نمایند و ببصر ظاهر و باطن مشاهده کنند که مالک اسمأ در هر حال غالب بر کل بریه بوده و خواهد بود . از اول ابداع تا حال چنین تبلیغی جهرة واقع نشده …. تعالی هذه القدر التی اشرقت و احاطت العالمین و ظهور این عمل از مالک علل دو اثر بخشیده هم سیوف مشرکین را حدید نموده و هم لسان مقبلین را در ذکر و ثنایش ناطق فرموده اینست اثر آن لواقحی که در لوح هیکل از قبل نازل شده حال ارض حامله مشهود زود است که اثمار منیعه و اشجار باسقه و اوراد محبوبه و نعمأ جنیه مشاهده شود تعالت نسمة قمیص ربک السبحان قد مرت و احیت طوبی للعارفین و این بسی معلوم و واضح که در این امور سلطان ظهور از برای خود مقصودی نداشته و مع علم بانکه سبب بلایا و علت رزایا و شدت امور خواهد شد محض عنایت و مرحمت و احیای اموات و اظهار امر مالک اسمأ و صفات و نجات من علی الارض از راحت خود چشم پوشیده و حمل نمودیم آنچه را که احدی حمل ننمود و نخواهد نمود .“
حضرت بهاءالله امر فرمود که مهمترین الواحشان که بهر یک از سلاطین منفردا خطاب گردیده بشکل هیکل که کنایه از هیکل انسانی است نوشته شود و در خاتمه کلمات ذیل که اهمیت این رسالات را واضح و ارتباط آنها را با نبوات عهد عتیق بطور مستقیم ثابت میدارد درج گردیده است:
”کذلک عمرنا الهیکل بایادی القدرة و الاقتدار ان کنتم تعلمون هذا لهیکل وعدتم به فی الکتاب تقربوا الیه هذا خیر لکم ان کنتم تفقهون انصفوا یا ملأ الارض هذا خیر ام الهیکل الذی بنی من الطین توجهوا الیه کذلک امرتم من لدی الله المهیمن القیوم اتبعوا الامر ثم احمد وا الله ربکم فیما انعم علیکم انه هو الحق لا اله الا هو یظهر ما یشأ بقوله کن فیکون .“
در همین موضوع در لوح دیگری بمومنین حضرت مسیح چنین خطاب فرموده است:
”یا ملأ الابن هر آینه هیکل بایادی مشیت رب مقتدر فضال ساخته شده پس ای قوم شهادت بدهید بانچه میگویم آیا کدام یک ترجیح دارد آنچه از خاک بنا شده یا آنچه بدست پروردگار منزل آیات ساخته شده است ؟ این همان هیکلی است که در الواح بشما وعده داده شده و بصدای بلند ندا میکند ای اهل ادیان بشتابید تا بکسیکه مسبب الاسباب است برسید و از هر مشرک مرتابی متابعت ننمائید . ( ترجمه )“
نباید فراموش کرد که سوای این الواح مخصوصه که در آنها سلاطین ارض فردا و جمعا مورد خطاب قرار گرفته اند حضرت بهاءالله الواح عدیده دیگری که لوح رئیس نمونه برجستهٴ از آنهاست نازل فرموده و در آثار کثیره و پر حجم خود در مواضع متعدده چه بنحو مستقیم و چه بطور اشاره بوزرأ و حکام و نمایندگان مختار خطاباتی فرموده است . معهذا باین خطابات و اشارات نمیپردازم با همه اهمیتی که دارند نمیتوان آنها را در ردیف خطابات مخصوصه که مظهر ظهور الهی بطور مستقیم بسلاطین و اعاظم عصر خطاب فرموده قرار دارد.
یاران عزیز برای تشریح ابتلائات گوناگونی که مدت مدید بر موسسین این امر بدیع وارد آمده و دنیا از روی نا سپاسی مقام آنها را نشناخته بحد کافی شرح و بسط داده شد و نیز درباره رسالات و سلاطین و روسای ملل که در ضمن فرمانروائی بیقید و شرط خود بر طبق میل و دلخواه این مصائب و بلایا را باعث شده و یا آنانیکه در اوج اقتدار خود میتوانستند قیام بر تخفیف اثرات و یا تبدیل جریان سریع آن نمایند بحد کافی عطف توجه نمودیم اکنون ببینیم چه نتائجی بر آنها مترتب گردید ؟ چنانچه در پیش گفتم عکس العملی که سلاطین در مقابل از خود بروز دادند مختلف و روش و جریان وقایع بتدریج نتایج وخیمه آنرا مشهود ساخت . یکی از بزرگترین سلاطین خطابات الهی را با بی احترامی و خشونت تلقی و بوسیله یکی از وزرأ خود جوابی گستاخانه بطور اختصار نوشت . دیگری حامل لوح را بانواع زجر و شکنجه معذب و با داغ و عقاب شهید نمود دیگران سکوت تحقیر آمیز را بر جواب ترجیح دادند بطور کلی هیچ یک موفق نشدند که بر حسب وظیفه بنصرت قیام نمایند . بخصوص دو تای از آنها صاعقه بیم و و غضب را بر امری که تصمیم بقلع و قمع آن داشتند وارد ساختند یکی از آنان زندانی ملکوتی را بحبس دیگری محکوم و بمحلی که ” اقبحها صورة واردئها هوأ و انتنها مأُ “ بود تبعید گردانید و دیگری که مصدر اصلی دیانت مغضوب را در دسترس خود نمیافت پیروان آن حضرت را که در تحت تسلط او بود مورد ظلم و بیداد سبعانه و فجیع قرار میداد شرح بلایای وارده بر حضرت بهاءالله که در آن الواح مندرج بود رحم و شفقتی در قلوب آنان ایجاد ننمود و دعوتهای آنحضرت که در تاریخ دیانت مسیح و حتی در اسلام نظیر آنها ذکر نگردیده با کمال تحقیر رد گردید.
انذارات خطیرهٴ که نازل شد بر کبر و عجب آنان افزود احتجاجات آنحضرت با بی اعتنائی تلقی و عقوبت هائی را که پیشگوئی فرمود تمسخر نمودند . بنا بر این باید دید در مقابل این انکار و تحقیر چه واقع شد و مخصوصا در سالهای اخیر قرن اول دیانت بهائی قرنی که مشحون از بلایای گوناگون و اهانات شدیده نسبت بامر مظلوم حضرت بهاءالله است چه واقع میشود ؟ امپراطوریها با خاک یکسان شد سلطنتها واژگون گردید سلسله های منقرض شد . مقام پادشاهان لکه دار گردید . سلاطین مقتول و مسموم و اسیر گردیده و در قلمرو حکمرانی خود مغلوب و مقهور شدند و تخت و تاج هائی که هنوز باقی است از اثر سقوط پادشاهان دیگر متزلزل میباشد.
میتوان گفت این جریانات عظیم و مهیب از آن شب تاریخی شروع شد که در یک گوشهٴ گمنام شیراز حضرت باب در حضور اول من آمن اولین فصل تفسیر معروف یوسف ( قیوم - الاسمأ ) را نازل فرمود و بوسیله آن ندای خود را بسمع سلاطین و امرای ارض رسانید و چون بیانات حضرت بهاءالله که لازال در سوره هیکل مودوع و باقی است و سقوط عجیب ناپلئون سوم و حبس اختیاری پاپ پی نهم در واتیکان در آن پیشگوئی شده بود تحقق پیوست آن جریانات از عالم کون بمرحله شهود آمد . در ایام حضرت عبدالبهأ هنگامی که جنگ اخیر منجر بانقراض سلسله رومانف و هوهانزلرن و هابسبورگ گردید و سلطنت مقتدره و مجللشان مبدل بجمهوری شد اثرات شدید تر و نمایانتر گردید . پس از صعود حضرت عبدالبهأ در اثر اضمحلال سلطنت قاجاریه در ایران و انقراض سلطنت عثمانی و خلافت جریان آن سریعتر گردید هم اکنون اگر بسرنوشتی که در این جنگ عظیم و هائل برای تاجداران قاره اروپا مقدر گردیده بدقت بنگریم بخوبی معلوم میگردد که آن جریان بگردش خود باقی است و آنانکه بیغرضانه بمظاهر مختلفه این انقلابات و جریانات بیرحمانه و سریع مینگرند باین نتیجه خواهند رسید که این صد سال اخیر تا آنجا که بسرنوشت سلاطین ارتباط داشته یکی از پر آشوبترین ادوار تاریخ بشریت بشمار میرود.