
چون در موارد دیگر ببخت برگشتگی سلاطین چه در سنوات مقارن جنگ عمومی گذشته و چه بعد از آن امعان نظر کنیم و بسرنوشتی که امپراطوری چین و سلطنت پرتقال و اسپانیا داشته و بانقلابی که اخیرا دامنگیر پادشاهان نروژ و دانمارک و هلند گردیده و هنوز هم باقی است نظر افکنیم و عجز سلاطین دیگر را مورد توجه قرار دهیم و هراس و لرزشی که تخت سلطنت آنها را متزلزل ساخته بدقت بنگریم آیا نمیتوان مصائب وارده بر آنها را بایات افتتاحیه سورهٴ ملوک نسبت داد که نظر باهمیت خطیر آن لازم میدانم بار دیگر آنها را نقل نمایم:
” اتقوا الله یا معشر الملوک و لا تحرموا انفسکم عن هذا الفضل الاکبر … توجهوا بقلوبکم الی وجه الله ثم اترکوا ما امرکم به هویکم و لا نکونن من الخاسرین … ما تجسستم فی امره ( باب ) بعد الذی کان هذا خیر لکم عما تطلع الشمس علیها ان انتم من العالمین …. ایاکم ان لا تغفلوا من بعد کما غفلتم من قبل … قد ظهر الوجه عن خلف الحجبات و استنار منه کل من فی السموات و الارضین و انتم ما توجهتم الیه … اذا قوموا … و تدارکوا ما فات عنکم … ان لم تستنصحوا بما انصحناکم فی هذا الکتاب بلسان بدع مبین یاخذکم العذاب من کل الجهات و یاتیکم الله بعد له ….. ان یا ایها الملوک قد قضت عشرین من السنین و کنا فی کل یوم فی بلأ جدید … و انتم سمعتم اکثرها و ما کنتم من المانعین بعد الذی ینبغی لکم بان تمنعوا الظالم عن ظلمه و تحکموا بین الناس بالعدل لیظهر عدالتکم بین الخلائق اجمعین .“
بنا بر این جای تعجب نیست هرگاه حضرت بهاءالله نظر برفتاری که سلاطین ارض نسبت بان حضرت روا داشتند چنین کلماتی که سابقا نقل شده نازل فرموده باشد که:
”از دو طایفه عزت برداشته شد از امرأ و علمأ .“
حقیقة حتی مرحله بالاتری را در لوح شیخ سلمان بیان میفرمایند:
”از جمله علامت بلوغ دنیا آن است که نفسی تحمل امر سلطنت ننماید سلطنت بماند و احدی اقبال نکند که وحده تحمل آن نماید آن ایام ایام ظهور عقل است ما بین بریه مگر آنکه نفسی لاظهار امر الله و انتشار دین او حمل این ثقل عظیم نماید و نیکو است حال او که لحب الله و امره و لوجه الله و اظهار دینه خود را باین خطر عظیم اندازد و قبول این مشقت و زحمت نماید .“