شناختن مقام سلطنت

حضرت ولی امراللّه
ترجمه شده

شناختن مقام سلطنت

ولی نباید منظور حضرت بهاءالله سؤ تعبیر شده و ندانسته تفسیر گردد زیرا هر چند که عتاب آن حضرت نسبت بسلاطین که باو زجر و آزار رساندند شدید بوده و آنهائی را هم که وظیفه اصلی خود را دربارهٴ تحری حقیقت امر او آشکارا انجام نداده و دست تعدی ظالمین را کوتاه نکرده اند جمعا مورد ملامت قرار داده ولی در عین حال تعالیم آنحضرت به هیچوجه شامل اصولی نیست که مدل بر طرد و یا حتی بطور ایمأ و اشاره مشعر بر اهانت نسبت بمقام سلطنت باشد. سقوط فاجعه آمیز و اضمحلال سلسله امپراطوریها و سلاطین که بخصوص عاقبت وخیم آنها را نبوت فرموده و انحطاط آندسته از سلاطین که معاصر حضرتشان بوده و جمعا مورد عتاب قرار گرفته اند - و این هر دو مرحلهٴ از تحولات امر را تشکیل میدهد - بهیچوجه نباید با مقام آینده سلطنت اشتباه شود. در حقیقت اگر ما در آثار شارع مقدس دیانت بهائی تمعن نمائیم بیانات بیشماری خواهیم یافت که با عباراتی صریح و غیر قابل تفسیر از اساس سلطنت تمجید و از رتبه و مقام پادشاهان عادل و منصف ستایش فرموده و قیام پادشاهانی که از روی عدالت و حتی با ایمان بامر او حکمرانی خواهند کرد پیش بینی فرموده و فریضه مهمه قیام بر عهده داری نصرت پادشاهان بهائی را تلقین فرموده است . هرگاه از نقل بیانات فوق که حضرت بهاءالله بسلاطین ارض خطاب فرموده و از ذکر مصیبتهای دردناکی که اغلب آنها بدان مبتلا شده اند چنین استنباط شود که پیروان آن حضرت عقیده مند و یا طرفدار الغأ مقام سلطنت هستند البته این تصور منافی تعالیم آن حضرت خواهد بود.

بهتر آنست که بعضی از بیانات مربوطه حضرت بهاءالله عینا نقل شود تا خواننده درباره خطای چنین استنباطی خود قضاوت نماید. در لوح ابن ذئب سرچشمه حقیقی سلطنت را تعین میفرمایند:

”و لکن ملاحظهٴ شئون سلاطین من عند الله بوده و از کلمات انبیأ و اولیاء واضح و معلوم . خدمت حضرت روح ( مسیح ) علیه السلام عرض نمودند ( یا روح الله ایجوز ان تعطی الجزیه لقیصر ام لا قال بلی ما لقیصر لقیصر و ما لله لله ) منع نفرمودند و این دو کلمه یکی است نزد متبصرین چه که ما لقیصر اگر من عند الله نبود نهی میفرمودند و همچنین در آیه مبارکه ( اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ) مقصود از این اولی الامر در مقام اول و رتبه اولی ائمه صلوات الله علیهم بوده و هستند ایشانند مظاهر قدرت ومصادر امر و مخازن علم و مطالع حکم الهی و در رتبه ثانی و مقام ثانی ملوک و سلاطین بوده اند یعنی ملوکی که بنور عدلشان آفاق عالم منور و روشن است. “  و نیز میفرمایند:

”حضرت پولس قدیس در رساله باهل رومیه نوشته ( لتخضع کل نفس للسلاصین العالیه فانه لا سلطان الا من الله و السلاطین الکائینه انما رتبها الله فمن یقاوم السلطان فانه یعاند ترتیب الله ) و نیز میفرماید ( لانه خادم الله المنتقم الذی ینفذ الغضب علی من یفعل الشر ) میفرماید ظهور سلاطین و شوکت و اقتدارشان من عند الله بود.“  و باز میفرماید:

”سلطان عادل عند الله اقرب است از کل یشهد بذلک من ینطق فی السجن الاعظم .“

هم چنین در لوح بشارات حضرت بهاءالله میفرماید:

شوکت سلطنت آیتی است از آیات الهی دوست نداریم مدن عالم از آن محروم ماند.

در کتاب اقدس مقصود خود را تشریح فرموده و از پادشاهی که بامر او ایمان آورد چنین توصیف میفرماید:

”تالله لا نرید ان نتصرف فی ممالککم بل جئنا لتصرف القلوب انها لمنظر البهأ یشهد بذلک ملکوت الاسمأ لو انتم تفقهون و الذی اتبع مولیه انه اعرض عن الدنیا کلها و کیف هذا المقام المحمود “  “ طوبی لملک قام علی نصرة امری فی مملکتی و انقطع عن سوائی انه من اصحاب السفینة الحمرأ التی جعلها الله لاهل البهأ ینبغی لکل ان یعززوه و یوقروه و ینصروه لیفتح المدن بمفاتیح اسمی المهیمن علی من فی ممالک الغیب و الشهود انه بمنزلة البصر للبشر و العزة الغرأ لجبین الانشأ و راس الکرم لجسد العالم انصروه یا اهل البهأ بالاموال و النفوس “   در لوح سلطان حضرت بهاءالله در اهمیت مقام سلطنت میفرمایند:

”ملک عادل ضل الله است در ارض باید کل در سایهٴ عدلش ماوی گیرند و در ظل فضلش بیاسایند اینمقام تخصیص و تحدید نیست که مخصوص بعضی دون بعضی شود چه که ظل از مظل حاکی است حق جل ذکره خود را رب العالمین فرموده زیرا که کل را تربیت فرموده و می فرماید فتعالی فضله الذی سبق الممکنات و رحمته التی سبقت العالمین.“

در یکی از الواح حضرت بهاءالله میفرماید:

”حق جل و عز مملکت ظاهره را بملوک عنایت فرموده بر احدی جائز نه که ارتکاب نماید امریرا که مخالف رای روسای مملکت باشد و آنچه از برای خود خواسته مداین قلوب عباد بوده احبای حق الیوم بمنزله مفاتیحند.“

در عبارات ذیل آرزوی خود را چنین بیان میفرماید:

”امید است که یکی از ملوک لوجه الله بر نصرت این حزب مظلوم قیام نماید و بذکر ابدی و ثنای سرمدی فائز شود قد کتب الله علی هذا الحزب نصرة من نصرهم و خدمته و الوفأ بعهده .“

آنحضرت در لوح رئیس قیام چنین سلطانی را بطور قطع و یقین نبوت میفرماید:

”سوف یبعث الله من الملوک من یعین اولیائه انه علی کلشئی محیط و یلقی فی القلوب حب اولیائه  هذا حتم من لدن عزیز جمیل. “   در رضوان العدل که از مناقب عدالت توصیف فرموده نظیر همان نبوت را تکرار میفرماید:

”فسوف یظهر الله فی الارض ملوکا یتکئون علی نمارق العدل و یحکمون بین الناس کما یحکمون علی انفسهم اولئک من خیرة خلقی بین الخلائق اجمعین .“

در کتاب مستطاب اقدس جلوس سلطانی که دارای دو زینت عدالت و عقیده بامر اوست در شهر مسقط الراس وی که ”ام العالم “ و ”مطلع نور“ میباشد باین عبارات پیش بینی فرموده است:

”یا ارض الطأ لا تحزنی من شئی قد جعلک الله مطلع فرح العالمین لو یشأ یبارک سریرک بالذی یحکم بالعدل و یجمع اغنام الله التی تفرقت من الذئاب انه یواجه اهل البهأ بالفرح و الانبساط الا انه من جوهر الخلق لدی الحق علیه بهاءالله و بهأ من فی ملکوت الامر فی کل حین.“

منابع
محتویات
پیوست‌ها
promissed-day-is-come-19