ویرانی مبانی دینی

حضرت ولی امراللّه
ترجمه شده

ویرانی مبانی دینی

یاران عزیز زوال اقتدار صاحبان تخت و تاج سلطنت جسمانی با انهدام حیرت آور نفوذ پیشوایان روحانی دنیا متلازم گردیده. وقایع جسیمه که مقدمه اضمحلال آنهمه سلطنتها و امپراطوریها گردید اغلب مقارن مبانی مذهبی بود که ظاهرا زوال ناپذیر جلوه میکرد. همان جریاناتیکه بسرعت و بنحو مصیبت بار سرنوشت پادشاهان و امپراطورها را تعین و سلسله پادشاهی آنانرا منقرض کرد در مورد پیشوایان مذهب مسیحیت و اسلام نیز معمول گردیده و بحیثیت و اعتبار آنان لطمه زده و در بعضی موارد اعلی موسسات آنها را سرنگون ساخته است ”عزت از امرأ و علمأ ( در حقیقت از هر دو ) برداشته شد “  شکوه و جلال دسته اول مخسوف و قدرت و نفوذ دستهٴ دوم بطرزی جبران ناپذیر معدوم گردید.

پیشوایانیکه بتشکیلات مذهبی ادیان مربوطه خود سمت هدایت و حاکمیت داشتند از طرف حضرت بهاءالله بهمان صراحت و نظیر همان عبارات خطاب بسلاطینی که سرنوشت رعایای خود را تعین میکردند مورد خطاب و انذار و سرزنش قرار گرفته اند .  زیرا آن پیشوایان مذهبی بخصوص علمای اسلام بمعیت سلاطین جابر و مستبد حملات شدید و لعن و طعن خود را متوجه موسسین امر الهی و پیروان و اصول و موسساتش نمودند.

مگر علمای ایران نبودند که قبل از همه علم طغیان برافراشتند و تودهٴ جاهل و رام را برانگیخته و نیز بوسیله عربده و تهدید و دروغگوئیها و تهمتها و تکفیرها اولیای امور را تشویق و تحریص بصدور فرمان تبعید و نفی و وضع قوانین نموده و اقدام بسرکوبی و قتل عامهائی نمودند که صفحات تاریخ مشحون از آن است . کشتاری که در یک روز بتحریک علمای مذهبی صورت گرفت بحدی نفرت انگیز و وحشیانه و منبعث از ”خوی بیرحمی حیوانی و قریحه شیطانی بود “ که رنان ( Renan ) در کتاب خود موسوم بحواریون آنروز را چنین توصیف کرده “ شاید در تاریخ دنیا نظیر برای آن نتوان یافت“

علمأ بودند که بوسیله اینگونه عملیات تخم نفاق و اضمحلال در نفس موسسات دینی خود افشاندند همان موسساتی که در زمان ولادت امر الهی بقدری مقتدر و معروف بودند که خلل ناپذیر بنظر میامدند . آنها بودند که با سبک مغزی و از روی سفاهت چنان مسئولیت های مهم را بعهده گرفته و مسئول اصلی حدوث آن عوامل شدیده و مخربهٴ گردیدند که مورد مصائبی قرار گرفتند نظیر آنچه بر پادشاهان و سلسله های سلاطین و امپراطوریها نیز وارد شد و از بر جسته ترین وقایع تاریخ قرن اول بهائی بشمار میرود.

هر چند که این قوه مخربه در مراحل اولیه ظهور خود حیرت بخش بوده ولی هنوز با نیروئی نقصان ناپذیر در کار است و همانطور که مخالفت با امر الهی از منابع مختلفه و نواحی بعیده بیشتر و سخت تر میشود آن قوه نیز شدت یافته و بیش از پیش آثار عجیبه قدرت ویران کنندهٴ خود را ظاهر میسازد . برای جلوگیری از تطویل این رساله نمیتوانم بطور دلخواه بشرح و تفصیل وجهه های مختلف این موضوع خطیر و طرز رفتار پادشاهان روی زمین نسبت به پیام حضرت بهاءالله که یکی از جالب ترین و عبرت آورترین سرگذشتهای داستان فاجعه آمیز دیانت بهائی را تشکیل میدهد بپردازم لذا فقط بشرح عکس العمل هائیکه حملات شدیده پیشوایان مذهبی اسلام و بنسبت کمتری بعضی از ناشرین دیانت مسیحی نسبت بموسسات مربوطهٴ خودشان بخشیده است خواهم پرداخت و این مبحث را با مقدمه مختصری از بیانات منتخبه از الواح حضرت بهاءالله که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم نسبت بعلمای اسلام و مسیحی اشاره شده بیان مینمایم . این بیانات مصائب حزن انگیزی که بر تشکیلات مذهبی این دو دین که بامر مبارک تماس نزدیک داشته اند وارد شده و میشود واضح و روشن میسازد.

با وجود این نباید چنین استنباط نمود که حضرت بهاءالله خطابات تاریخی خود را منحصرا به پیشوایان مذهب اسلام و مسیحی معطوف فرموده و یا فشاری که دیانت نافذ او بر قلاع مستحکمه موسسات دینی وارد میاورد محدود بتاسسیات آن دو دیانت بوده است . حضرت بهاءالله میفرماید:

”میقات امم منقضی شد و وعده های الهی که در کتب مقدسه مذکور است جمیع ظاهر گشت … امروز روزیست که ذکرش در کتب از قلم امر ثبت گشته . ما من آیة الا و قد تنادی بهذا الاسم و ما من کتاب الا و یشهد بهذا الذکر المبین . “  و همچنین میفرماید:

”لو نذکر ما نزل فی الکتب و الصحف فی هذا الظهور لیصیر هذا اللوح ذا حجم عظیم“

همچنانکه بشارات ظهور حضرت بهاءالله در تمام آثار ادیان سابقه مندرج است بهمان قسم موسس آن دیانت بکلیه پیروان ادیان و مخصوصا پیشوایان مسئول آنها که خود را حائل ما بین وی و جماعات دینی مربوطه قرار داده اند خطاب میفرماید:

”وقتی ما بمومنین تورات خطاب کرده و آنها را بمنزل آیات میخوانیم که از نزد مالک رقاب آمده است … وقتی دیگر بملأ انجیل خطاب کرده میگوئیم خداوند سبحان باین اسم ظاهر و به وسیله آن نسیم الهی بر جمیع اطراف وزیده است … موقعی دیگر باهل فرقان خطاب کرده میگوئیم از خدای رحمن بترسید و بکسیکه همه ادیان بدست او ایجاد شده ایراد نکنید . بعلاوه بدان که ما بمجبوسها نیز خطاب کرده آنها را بلوح الهی مفتخر ساخته ایم … و در آن الواح جوهر رموز و اشارات مندرج در کتبشان را نازل فرمودیم . بدرستیکه خداوند قادر و عالم است. ( ترجمه ) .“

خطاب بیهودیان حضرت بهاءالله میفرماید:

” قانون اعظم آمده و جمال قدم بر تخت داود حکمرانی میکند . این چنین قلم من آنچه را که قصص ازمنه سابقه حکایت میکند تکلم نموده و لکن در این موقع داود باعلی الندا میگوید ای خدای ودود من مرا در زمره ثابتین بر امرت محسوب بدار ای کسیکه نورانیت وجود و لغزش اقدام از تو است ( ترجمه ). “  و همچنین میفرماید:

”نفخه بوزیدن آمده و نسمه در هبوب است و از صهیون مکنون پدیدار شده و از اورشلیم ندای خداوند واحد بیهمتا و علیم شنیده میشود ( ترجمه ) . “ و نیز در لوح ابن الذئب میفرماید:

” نغمهٴ حضرت داود را بشنو میفرماید ( من یقودنی الی المدینه المحصنه ) مدینه محصنه عکاست که سجن اعظم نامیده شد و دارای حصن و قلعه محکم است یا شیخ اقرأ ما نطق به اشعیأ فی کتابه قوله ( علی جبل عال اصعدی یا مبشرة صهیون ارفعی صوتک بقوة مبشرة اورشلیم ارفعی لا تخافی قولی لمدن یهوذا هو ذا الهلک هو ذا السید الرب بقوة یاتی و ذراعه تحکم له ) امروز جمیع علامات نمودار مدینه بزرگی از آسمان نازل شده و صهیون از ظهور حق مهتز و مسرور چه که ندأ الله را از کل جهات اصغأ نموده .“

آن ندا که خود را همان ندای شاه بهرام میداند بطبقه دستورهای دیانت زردشت که ممتاز از تودهٴ پیروان آن دیانت هستند راجع بندای الهی چنین فرموده است:

”ای دستوران گوش از برای شنیدن راز بینیاز آمده و چشم از برای دیدار چرا گریزانید دوست یکتا پدیدار میگوید آنچه را که رستگاری در آنست . ای دستوران اگر بوی گلزار دانائی را بیابید جز او نخواهید و دانای یکتا را در جامه تازه بشناسید و از گیتی و گیتی خواهان چشم بردارید و بیاری برخیزید. “  حضرت بهاءالله در جواب شخصی زردشتی که از شاه بهرام موعود سوال کرده چنین مرقوم فرموده است : “ آنچه در نامها مژده داده اند ظاهر و هویدا گشت . نشانها از هر شطری نمودار. امروز یزدان ندا مینماید و کل را بمینوی اعظم بشارت میدهد. “ و نیز در لوح دیگر میفرماید:

”امروز روز فرمان و دستوری دستوران نیست در کتاب شما گفتاریست که معنی آن اینست دستوران در آنروز مردمانرا دور مینمایند و از نزدیکی باز میدارند دستور کسی است که روشنائی را دید و بکوی دوست دوید .“  و نیز بآنها خطاب میفرماید :

”بگو ای دستوران دست قدرت از ورای سحاب پیدا بدیدهٴ تازه ببینید و آثار عظمت و بزرگی بی حجاب هویدا بچشم پاک بنگرید … بگو ای دستوران باسم من عزیزید و از من در گریز شما دستوران دیوانید اگر دستوران یزدان بودید با او بودید و او را میشناختید … بگو ای دستوران کردار احدی امروز مقبول نه مگر نفسی که از مردمان و آنچه نزد ایشان است گذشته و بسمت یزدان توجه نموده .“

معذلک این دو دیانت منظور اصلی ما نیست ولی موضوع این رساله رابطه مستقیم بیشتر با اسلام و کمتر با مسیحیت است . اسلام که آئین حضرت بهاءالله از آن برخاسته چنانچه عیسویت از دیانت یهود سرچشمه گرفته دیانتی است که در محیط آن آئین بهائی ظاهر و توسعه یافته و توده پیروان بهائی از بین طبقات مختلفه آن مبعوث شده و مومنین دیانت جدیده از طرف پیشوایان آن زجر و آزار دیده و میبیند  - و از طرف دیگر مسیحیت دیانتی است که اغلب بهائیان غیر مسلم بان تعلق داشته و در حوزه روحانی آن نظم اداری امر بهائی بسرعت پیشرفت کرده و علمای دینی آن بیش از پیش نسبت بنظم مزبزر حمله مینمایند . بر خلاف تابعین دیانت هند و بودا و یهود و حتی زردشت که بطور کلی از قوای مکنونه امر الهی غافل و اقبال آنها نسبت بامر هنوز قابل ذکر نیست . اسلام و مسیحیت را میتوان دو دیانتی محسوب داشت که در این مرحله تشکیلاتی تکامل امر تمام قوه این آئین عظیم را تحمل مینمایند.

حال ببینیم موسسین دیانت بهائی خطاب به پیشوایان مبرز اسلام و مسیح چه فرموده و نسبت بانها چه عباراتی مرقوم داشته اند تا کنون آنچه مربوط بسلاطین اسلام بود اعم از خلفائی که در اسلامبول حکمرانی مینمودند و یا پادشاهان ایران که مانند امنای موقتی امام موعود سلطنت میکردند از نظر گذراندیم و نیز لوحی که حضرت بهاءالله بشخص پاپ اعظم خطاب فرموده و پیام عمومی تری که در سورهٴ ملوک برای پادشاهان مسیحیت نازل شده دیدیم ولی صلائی که حضرت بهاءالله برای انذار و بحساب کشیدن علمای اسلام و اسقفهای مسیحی زده اند از جهت هیمنه و احتجاج دست کمی از آنها ندارد.

این است بیان ملامت آمیز صریح حضرت بهاءالله در کتاب ایقان:

”در همه اوقات سبب سد عباد و منع ایشان از شاطی بحر احدیه علمای عصر بوده اند که زمام امور در کف کفایت ایشان بوده و ایشان هم بعضی نظر بحب ریاست و بعضی از عدم علم و معرفت ناسرا منع مینمودند چنانچه همه انبیأ باذن و اجازه علمای عصر سلسبیل شهادت را نوشیدند و باعلی افق عزت پرواز نمودند چه ظلمها که از روسای عهد و علمای عصر بر سلاطین وجود و جواهر مقصود وارد شد و باین ایام محدوده فانیه قانع شدند و از ملک لا یفنی باز ماندند.“

و نیز در همان کتاب میفرماید:

”از جمله سبحات مجلله علمای عصر و فقهای زمان ظهورند که جمیع نظر بعدم ادراک و اشتغال و حب بریاست ظاهره تسلیم امرالله نمینمایند بلکه گوش نمیدهند تا نغمه الهی را بشنوند بل یجعلون اصابعهم فی آذانهم و عبادهم چون ایشانرا من دون الله ولی خود اخذ نموده‌اند منتظر رد و قبول آن خشبهایّ مسنده هستند زیرا از خود بصر و سمع و قلبی ندارند که تمیز و تفصیل دهند میانهٴ حق و باطل با اینکه همه انبیأ و اصفیأ و اولیأ من عند الله امر فرمودند که بچشم و گوش خود بشنوند و ملاحظه نمایند معذلک معتنی بنصح انبیأ نگشته تابع علمای خود بوده و خواهند بود و اگر مسکینی یا فقیری که عاری از لباس اهل علم باشد بگوید ”یا قوم اتبعوا المرسلین“ جواب گویند که اینهمه علمأ و فضلأ با این ریاست ظاهره و البسه مقطعه لطیفه نفهمیده اند و حق را از باطل ادراک ننموده و تو و امثال تو ادراک نموده اید و نهایت تعجب مینمایند از چنین قولی با اینکه امم سلف اعظم و اکبرند و اگر کثرت و لباس علم سبب و علت علم و صدق باشد البته امم سابقه اولی و اسبقند.“  و نیز میفرماید:

”احدی از انبیأ مبعوث نشد مگر آنکه محل بغض و انکار ورد و سب علمأ گشت قاتلهم الله بما فعلوا من قبل و کانوا یفعلون حال کدام سبحات جلال اعظم از این هیاکل جلال است و الله کشف آن اعظم امور است و خرقش اکبر اعمال . “  و نیز مرقوم رفته:

”در میان ایشان از معبود جز اسمی و از مقصود جز حرفی نمانده و بقسمی بادهای هوی و نفس غالب شده که سراجهای عقل و فواد را در قلوب خاموش نموده … دو نفس بر یک حکم ملاحظه نمیشود زیرا جز هوی الهی نجویند و بغیر از خطا سبیلی نخواهند ریاست را نهایت وصول بمطلوب دانسته اند و کبر و غرور را غایت بلوغ بمحبوب شمرده اند تزویرات نفسانی را مقدم بر تقدیرات ربانی دانند . از تسلیم و رضا گذشته اند و بتدبیر و ریا اشتغال نموده اند و بتمام قوت و قدرت حفظ این مراتب مینمایند که مبادا نقصی در شوکت راه یابد و یا خللی در عزت بهمرسد .“

حضرت بهاءالله در لوح دیگر میفرماید:

”مصدر و مبدٴ ظلم علمأ بوده و در اثر فتاوی این نفوس مغروره خبیثه است که حاکمین ارض آنچه را شنیده اید مرتکب شده اند … زمام جاهلین در دست صاحبان وهم بوده و هست و آنچه می خواهند حکم میکنند براستی خدا از آنها بیزار و ما نیز از آنها بیزاریم و همچنین آنانکه شهادت میدهند بانچه قلم اعلی در این مقام عزیز فرموده آنها نیز بیزارند ( ترجمه ) .“

و همچنین میفرماید:

”لازال روسای ناس عباد را از توجه ببحر اعظم ممنوع ساخته اند در اثر فتاوی علمای عصر بود که خلیل الله را ( ابراهیم ) در آتش انداختند و حضرت کلیم الله را ( موسی ) معرض اکاذیب و مفتریات کردند در حضرت روح ( عیسی  ) تفکر نمائید هر چند نهایت شفقت و مهربانی را ابراز فرمود ولی بر آن جوهر وجود و مالک غیب و شهود چنان قیامی نمودند که ملجأ و آسایشی نیافت هر روز در نقطهٴ سرگردان بود و پناه جدیدی میجست خاتم النبیین ( محمد  ) ارواح ما سواه له الفدأ را ملاحظه کنید که پس از بیان کلمات مبارکه مشعر بر وحدانیت الهیه چه امور ناگواری بر آن سلطان وجود بدست پیشوایان بت پرست و علمای یهود وارد گشت لعمری قلم نوحه میکند و موجودات از آنچه باو از دست ناقضین عهد و میثاق و منکرین حجت و آیاتش وارد شد گریه می کند ( ترجمه ) . “  و همچنین در لوح دیگر میفرماید:

”علمای بلها کتاب الله را ترک کردند و بانچه خود تصور کرده اند مشغولند بحر اعظم ظاهر گشته و صریر قلم اعلی مرتفع شده و لکن بمثابه خراطین در طین اوهام گرفتارند چون بحضرت پروردگار یکتا انتساب دارند عزیزند ولی از خود او معرضند باو مشهورند و از او محتجب ( ترجمه ) و نیز در لوح دیگر میفرماید:

”پیشوایان بت پرست و علمای یهود و نصاری همان اعمالی را مرتکب شده اند که روحانیون عصر در این ظهور مرتکب شده و میشوند بلکه این علمأ قساوتی اعظم و خباثتی شدید تر ظاهر کرده اند و هر ذره بر آنچه میگویم گواه است ( ترجمه ) .“

بان روسای که خود را بهترین خلق میشمرند و پست ترین آن نزد حق مذکور و  ” بر مسند علم و فضل نشسته اند و جهل را علم نام گذاشته اند و ظلم را عدل نامیده اند“ و ” خدائی را غیر از هوای خود عبادت نمیکنند و بجز ذهب مذهبی ندارند و در غلیظترین حجب علم پوشیده شده و در ظلمات آن گرفتارند در صحراهای گمراهی سرگردانند ( ترجمه ) . “ بانان حضرت بهاءالله چنین خطاب فرموده:

”ای معشر علمأ من بعد خود را صاحب اقتدار نخواهید یافت زیرا آنرا از شما سلب و برای آنانکه بپروردگار یکتای مقتدر قدیر مختار ایمان آوردند مقدر کردیم ( ترجمه ) .“

در کتاب اقدس عبارات ذیل مرقوم:

”قل یا معشر العلمأ لاتزنوا کتاب الله بما عندکم من القواعد و العلوم انه لقسطاس الحق بین الخلق قد یوزن ما عند الامم بهذا القسطاس الاعظم و انه بنفسه لو انتم تعلمون تبکی علیکم عین عنایتی لانکم ما عرفتم الذی دعوتموه فی العشی و الاشراق و فی کل اصیل و بکور … یا معشر العلمأ هل یقدر احد منکم ان یستن معی فی میدان المکاشفة و العرفان او یجول فی مضمار الحکمة و التبیان لا و ربی الرحمن کل من علیها فان و هذا وجه ربکم العزیز المحبوب … قل هذه لسمأ فیها کنز ام الکتاب لو انتم تعقلون هذا لهو الذی به صاحت الصخره و نادت السدره علی الطور المرتفع علی الارض المبارکة الملک لله الملک العزیز الودود انا ما دخلنا المدارس و ما طالعنا المباحث اسمعوا ما یدعوکم به هذا الامی الی الله الابدی انه خیر لکم عما کنز فی الارض لو انتم تفقهون .“

و نیز فرموده  ”یا معشر العلمأ لما نزلت الایات و ظهرت البینات رایناکم خلف الحجبات ان هذا الا شئی عجاب … انا خرقنا الاحجاب ایاکم ان تحجبوا الناس بحجاب آخر کسروا سلاسل الاوهام باسم مالک الانام و لا تکونن من الخادعین اذا اقبلتم الی الله و دخلتم هذا الامر لا تفسدوا فیه و لا تقیسوا کتاب الله باهوائکم هذا نصح الله من قبل و من بعد … لو آمنتم بالله حین ظهوره ما اعرض عنه النایس و ما ورد علینا ما ترونه الیوم اتقوا الله و لا تکونن من الغافلین … هذا امر اضطرب منه ما عندکم من الاوهام و التماثیل … یا معشر العلمأ ایاکم ان تکونوا سبب الاختلاف فی الاطراف کما کنتم علة الاعراض فی اول الامر اجمعوا الناس علی هذه الکلمة التی بها صاحت الحصاة الملک لله مطلع الایات … اخرقن الاحجاب علی شان یسمع اهل الملکوت صوت خرقها هذا امرالله من قبل و من بعد طوبی لمن عمل بما امر و ویل للتارکین . و همچنین   ” ای معشر علمأ تا چند سیوف بغضأ را متوجه وجه بها مینمائید اقلامتان را نگهدارید اگاه باشید قلم اعلی بین ارض و سمأ نطق مینماید از خدا بترسید بهواهای خود که وجه عالم را تغییر داده رفتار نکنید گوشها را منزه کنید تا ندأ الهی را بشنوید قسم بخدا که ندای الهی چون نار حجبات را بسوزاند و چون مأارواح من فی الانشأ را مطهر نماید ( ترجمه ) . “  و ایضا خطاب میفرماید:

”بگو ای معشر علمأ آیا میتوانید یکی از شماها با این غلام الهی در مضمار حکمت و بیان بتازد و یا در آسمان معانی و تبیان با او پرواز نماید لا و ربی الرحمن براستی کل در این یوم از کلمه پروردگار منصعق شده اند و مانند مردگان بیجان هستند مگر آنکه را پروردگار عزیز مختار اراده کرده است مستثنی بدارد او در نظر علیم از صاحبان علم است و ملأ اعلی و ساکنین حظائر قدس هر صبح و شامی او را تقدیس مینمایند ایا صاحب پای چوبی میتواند با کسی که خداوند پاهایش را از فولاد قرار داده است مقاومت نماید ؟ نه قسم بانکه عالم را نور میبخشد ( ترجمه ).“

و نیز چنین خاطر نشان میفرماید:

” وقتیکه بدقت ملاحظه کردیم دیدیم اکثر اعدأمان علمأ هستند . “ بعضی از ناس گفتند ”علمأ را انکار کرده“ است بگو آری قسم بخدا براستی منم آنکه اصنام را خراب نموده است ” بدرستیکه ما در صور که قلم اعلای ماست دمیدیم و علمأ و فقها و حکما و روسأ منصعق شدند مگر آنانکه خداوند بفضل خودش محفوظ داشت و اوست فضال قدیم “ ( ترجمه ) ” ای معشر علمأ اوهام و ظنون را دور اندازید و توجه بافق یقین کنید قسم بخدا آنچه را مالک هستید فائده نبخشد نه کنائز ارض و نه ریاستی را که غصب کرده اید از خدا بترسید و از خاسرین نباشید “  ” بگو ای معشر علمأ نقاب و حجاب های خود را بیفکنید و آنچه قلم اعلی در این یوم خطیر شما را ندأ میکند استماع کنید … در اثر اوهام باطلهٴ شما دنیا از غبار مشحون گشته و از ظلمتان قلوب مقربین مضطرب شده است از خدا بترسید و اهل انصاف باشید .“

بعلمأ چنین نصیحت میفرماید:

” یا مطالع العلم ایاکم ان تغیروا فی انفسکم لان بتغیرکم یتغیر اکثر العباد ان هذا ظلم منکم علی انفسکم و علیهم … مثلکم کمثل عین اذ تغیرت تغیرت الانهار المنشعبة منها اتقوا الله و کونوا من المتقین کذلک الانسان اذ افسد قلبه تنفسد ارکانه و کذلک الشجر ان فسد اصلها تفسد اغصانها و افنانها و اوراقها و اثمارها . “ آنحضرت آنها را چنین میخواند:

”قل یا معشر العلمأ انصفوا بالله و لا تد حضوا الحق بما عندکم اقروا ما انزلناه بالحق انه یویدکم و یقربکم الی الله العزیز العظیم انظروا ثم اذکروا اذ اتی محمد رسول الله انکره القوم و قالوا فی حقه ما ناح به الروح ( مسیح ) فی مقامه الاعلی و صاح بالروح الامین . ثم انظروا فیما ورد من قبله علی رسل الله و سفرائه بما اکتسبت ایدی الظالمین انا نذکر کم لوجه الله و نذکر کم بایاته و نبشرکم بما قدر للمقربین فی الفردوس الاعلی و الجنة العلیا و انا المبشر العلیم انه اتی لنجاتکم و حمل الشدائد لارتقائکم بمرقاة البیان الی ذروة العرفان … اقروا ما نزل بالعدل و الانصاف انه یرفعکم بالحق و یریکم ما منعتم عنه و یسقیکم رحیقة المنیر .“

منابع
محتویات
پیوست‌ها
promissed-day-is-come-20