بیاناتی که بعلمای اسلام خطاب شده است

حضرت ولی امراللّه
ترجمه شده

بیاناتی که بعلمای اسلام خطاب شده است

اکنون در بیانات خصوصی و آیاتی که مستقیما از طرف باب و حضرت بهاءالله به علمای اسلام خطاب شده تمعن نمائیم .  چنانکه کتاب مستطاب ایقان شهادت میدهد:

” رب اعلی روح ما سواه فداه بخصوص بجمیع علمای هر بلدی توقیعی صادر فرموده اند و مراتب اعراض و اغماض هر کدام را در توقیع او بتفصیل ذکر فرموده اند زمانیکه در اصفهان مرکز قدیمی فقه اسلامی بسر میبرد بوسیله منوچهر خان حاکم آنجا کتبا از علمای شهر دعوت فرمود تا با وی بمناظره پردازند بنا بفرموده آن حضرت ”حق آشکار و باطل زائل گردد ( ترجمه ). “  ولی هیچ یک از علمائیکه در آن مرکز علم اجتماع داشتند جرئت قبول آن دعوت را ننمودند ”از طرف دیگر موقعیکه حضرت بهاءالله در ادرنه تشریف داشتند بشهادت لوح سلطان که بقلم آنحضرت صادر شده آرزوی خود را چنین بیان و خاطر نشان میفرماید“ ایکاش اینعبد با علمای عصر مجتمع میشد و در حضور حضرت سلطان اتیان حجت و برهان مینمود” این دعوت هم بمنزله “ جسارت عظیم و گستاخی عجیب ” از طرف علمای طهران تلقی شده و از ترس بپادشاه توصیه کردند که حامل لوح را فورا مجازات نماید. قبل از آن موقعیکه حضرت بهاءالله در بغداد تشریف داشتند اظهار رضایت فرمودند که علمأ نجف و کربلا دو مقام متبرک اسلامی که پس از مکه و مدینه شریفترین نقاط در نظر شیعیان است اجتماع کرده و درباره معجزه که میخواهند اتفاق حاصل نموده و شرحی بمهر و امضای خود نوشته و تایید کنند که در موقع ظهور آن معجزه حقیقت دیانت آنحضرت را اعتراف نمایند در اینصورت فورا آن معجزه را ظاهر خواهند فرمود در مقابل این دعوت بطوریکه حضرت عبدالبهأ در کتاب مستطاب مفاوضات اظهار فرموده اند علمأ جوابی نتوانستند بدهند جز اینکه گفتند ” این شخص سحار است شاید سحری بنماید آنوقت از برای ما حرفی نمیماند “ حضرت  بهاءالله خود  شهادت داده:

” دوازده سنه در بغداد توقف شد و آنچه خواستیم که در مجلسی جمعی از علمأ و منصفین عباد جمع شوند تا حق از باطل واضح و مبرهن شود احدی اقدام ننمود. “ و نیز ”همچنین موقعی که ما در عراق بودیم خواستیم با علمای ایران مجلسی فراهم نمائیم ولی بمحض اینکه بر این منظور مطلع شدند از ما فرار کرده گفتند ” ان هذا الساحر مبین“ این همان کلامی است که در زمان سابق از دهان امثال آنها گفته شده این علمأ بگفته پیشینیان اعتراض میکردند و حال خودشان امروز اقوال آنها را تکرار کرده و نمیفهمند قسم بجان خودم آنها در نظر الهی چون رماد محسوبند هرگاه خداوند اراده کند باد صرصر بر آنها وزیده آنها را چون غباری پراکنده خواهد ساخت خداوند هرچه بخواهد میکند ( ترجمه ).“ باین علمای کاذب و ظالم و جبون شیعه که بفرموده حضرت بهاءالله اگر دخالت نمیکردند در مدتی کمتر از دو سال ایران بامر الهی اقبال میکرد در کتاب قیوم الاسمأ چنین خطاب گردیده است:

” یا معشر العلمأ اتقوا الله فی آرائکم فی یومکم هذا فان الذکر فیکم من عندنا قد کان بالحق حاکما و شهیدا و اعرضوا عما تاخذون من غیر کتاب الله فان الله لکم فی القیمة علی الصراط موقفا علی الحق قد کان مسئولا .“

در همان کتاب خطاب بشیعیان و بطور کلی پیروان حضرت رسول حضرت اعلی فرموده:

”یا معشر الشیعه اتقو الله من امرنا فی ذکر الله الاکبر فانه قد کان فی ام الکتاب من نقطه النار عظیما “  ” یا اهل الفرقان لستم علی شئی الا بعد الذکر و هذا الکتاب ان اتبعوا امر الله نغفر لکم خطیئاتکم و ان تعرضوا عن حکمنا نحکم علی الحق بالکتاب علی انفسکم بالنار الاکبر و انا لا نظلم علی الناس قطمیرا . “   و بالاخره در همان تفسیر این نبوت حیرت انگیز مندرج:

” فسوف نعذب الذین حاربوا الحسین ( امام حسین ) علی ارض الفرات من اشد العذاب و باس النکال علی الحق بالحق عظیما . “ و نیز در همان کتاب خطاب بهمان ملت فرموده : “ فسوب ینتقم الله منهم فی رجعتنا و فی دار الاخرة قد اعدلهم هذا باعلی الحق بالحق الیما .“

آنچه از بیانات حضرت بهاءالله در اینجا نقل مینمائیم مختصری از بیانات کثیره آنحضرت نسبت بعلمای اسلام است چنانکه میفرماید:

”از ظلم علمأ سدره منتهی گریان است و باعلی الندأ ندا میکند و بحال خود ندبه مینماید ( ترجمه ) . “   در لوح ابن ذئب میفرماید:

” از اول ظهور آن حزب ( شیعه ) الی حین چه مقدار علمأ که آمدند و یکنفس از ایشان بر کیفیت ظهور آگاه نه آیا این غفلت را سبب چه بوده لو نذکره لتنفطر ارکانهم تفکر لازم بل تفکر هزار هزار سنه لازم شاید برشحی از بحر علم فائز شوند و بیابند آنچه را که الیوم از آن غافلند قد کنت ماشیا فی ارض الطأ ( طهران ) مشرق آیات ربک سمعت حنین المنابر و مناجاتها مع الله تبارک وتعالی نادت و قالت یا اله العالم و سید الامم تری حالنا و ما ورد علینا من ظلم عبادک قد خلقتنا و اظهرتنا لذکرک و ثنائک اذا تسمع ما یقول الغافلون علینا فی ایامک و عزتک ذابت اکبادنا و اضطربت ارکاننا آه آه یا لیت ما خلقنا و ما اظهرتنا. قلوب مقربین از این کلمات محترق و زفرات مخلصین از آن متصاعد . “  در همان لوح میفرماید:

” سحاب تیره مظاهر ظنون و اوهامند یعنی علمای ایران “ بهمین مناسبت بیان میفرمایند:

” مقصود از علمأ در این موارد که ذکر شده نفوسی هستند که خود را در ظاهر بلباس علم میارایند و در باطن از آن محروم در ذکر اینمقام در لوح حضرت سلطان چند فقره از فقرات کلمات مکنونه که باسم صحیفه فاطمیه صلوت الله علیها از قلم ابهی ظاهر ذکر میشود:

” ای بیوفایان چرا در ظاهر دعوی شبانی کنید و در باطن ذئب اغنام من شده اید مثل شما مثل ستاره قبل از صبح است که در ظاهر دری و روشن است و در باطن سبب اظلال و هلاکت کاروانهای مدینه و دیار من است . “  و همچنین  میفرماید:

“ ای بظاهر آراسته و بباطن کاسته مثل تو مثل آب تلخ صافی است که کمال لطافت و صفا از آن ظاهر و مشاهده میشود و چون بدست صراف ذائقه احدیه افتد قطره از آنرا قبول نفرماید تجلی آفتاب در تراب و مرآت هر دو موجود و لکن از فرقدان تا ارض فرق دان بلکه فرق بیمنتهی در میان . “  و در لوح دیگر حضرت بهاءالله میفرماید:

”ناس را دعوت کردیم که بخدا توجه و بصراط مستقیم آنان را هدایت کردیم بر ضد ما چنان قیامی کردند ( علمأ ) که قوت اسلام از آن ضعیف شد و لکن اکثر ناس غافلند ( ترجمه ). “ ایضا میفرماید:

” سلاله حضرت ابراهیم و وراث کلیم که از همج رعاع محسوب بودند حجبات را خرق و استار را دریدند و رحیق مختوم را از ایادی عطای قیوم گرفتند و نوشیدند در حالیکه علمای شیعه شنیعه تا حین مردد و متمرد باقی ماندند ( ترجمه ).“ و نیز میفرماید:

” علمای ایران عمل نمودند آنچه را که هیچ خزبی از احزاب عالم عمل ننمودند . “   بصدر اعظم سلطان اسلامبول چنین خطاب میفرماید:

“ ان کان هذا الامر حق من عند الله لن یقدر احد ان یمنعه و ان لم یکن من عنده یکفیه علمائکم و الذینهم اتبعوا هویهم و کنوا من المعترضین .“ در لوح دیگر اظهار میفرماید:

“ اخسر اهل عالم حزب ایران بوده و هستند قسم بافتاب بیان که از اعلی افق عالم مشرق است حنین منابر آن دیار در کل حین مرتفع و اول ایام در ارض طأ ( طهران ) این حنین اصغأ شد چه که ترتیب منیر از برای ذکر حق جل جلاله بوده و حال در ایران مقر سب مقصود عالمیان شده.“  و نیز چنین بیان طعن آمیزی میفرماید:

” در این یوم عالم از نفحات قمیص امر سلطان قدم معطر … ولی جمع شدند ( علمأ ) و بر مسندهای خویش قرار گرفته و تکلم نمودند بانچه که حیوان از آن شرمنده است تا چه رسد بانسان اگر از یکی از اعمال خود آگاه میشدند و فسادی را که بان مترتب شده درک مینمودند با دست خود خود را بمقر ابدی خود میرساندند ( ترجمه ) .“

حضرت بهاءالله بعلمأ چنین میفرمایند:

” یا معشر العلمأ … ضعوا ما عندکم و انصفوا  ثم اسمعوا ما یتکلم به لسان العظمة و الاجلال . کم من ذات مقنعة اقبلت و آمنت و کم من ذی عمامة منع و اتبع الاحزاب. “ باز میفرماید:

”  قسم بافتاب مشرق از افق بیان که خرده از ناخن یکی از امأ مومنه در این یوم عند الله اعز از علمای ایران است که بعد از هزار و سیصد سال انتظار عمل نمودند آنچه را که یهود در ظهور حضرت روح ( مسیح ) مرتکب شدند ( ترجمه ) . “ و نیز چنین انذار میفرماید:

” گر چه بر مصائب وارده بر ما فرحناکند آنروز خواهد آمد که بنوحه و ندبه در آیند ( ترجمه ) .“

در لوح برهان بیکی از مجتهدین معروف ایرانی که دست بخون شهدای بهائی آغشته چنین میفرماید:

” یا ایها الجاهل لا تطمئن بعزک و اقتدارک مثلک کمثل بقیة اثر الشمس علی روس الجبال سوف یدرکها الزوال من لدی الغنی المتعال قد اخذ عزک و عز امثالک و هذا ما حکم به من عنده ام  الالواح … بکم ناح الرسول ( محمد ) و صاحت البتول ( فاطمه ) و حربت الدیار و اخذت الظلمة کل الاقطار یا ممعشر العلمأ بکم انحط شأن الملة و نکس علم الاسلام و ثل عرشه العظیم کلما اراد ممیزان یتمسک بما یرتفع به شان الاسلام ارتفعت ضوضائکم بذلک منع عما اراد و بقی الملک فی خسران کبیر.“  و نیز پیشگوئی فرموده:

” بگو ای علمای ایران باسمم زمام ناس را گرفته اید و بانتسابم بر مسندهای عزت جالسید ولی هنگام ظهورم معرض گشتید و عمل کردید آنچه را دموع عارفین جاری شد عنقریب آنچه را مالکید فانی و عزتتان بذلت کبری مبدل شده و جزای اعمال خود را آنطور که خداوند آمر حکیم تقدیر فرموده است می یابید ( ترجمه ).

و در سوره ملوک خطاب بکلیه علمأ و پیشوایان سنی اسلام در اسلامبول پایتخت امپراطوری عثمانی و مرکز خلافت چنین فرموده است:

” ان یا مشایخ المدینه قد جئناکم بالحق و کنتم فی غفلة عن ذلک کانکم فی غشوات انفسکم میتون وما حضرتم بین یدینا بعد الذی کان هذا خیرلکم عن کل ما انتم به تعلمون … فاعلموا بان مشایخکم الذین انتم تنسبون انفسکم الیهم ثم بهم تفتخرون و تذکرونهم باللیل و النهار ثم باثارهم تهتدون لو کانوا فی تلک الایام لیطوفن حولی و لن یفارقونی فی کل عشی و بکور و انتم ما توجهتم بوجهی فی اقل من آن و استکبرتم و غفلتم عن هذا المظلوم الذی ابتلی بین یدی الناس بحیث یفعلون به ما یشاون و ما تفحصتم عن حالی و ما استفسرتم عما ورد علی و بذلک منغم انفسکم عن اریاح القدس و نسمات الفضل عن هذا الشطر المنیر المشهود کانکم تمسکتم بالظاهر و نسیتم حکم الباطن و تقولون بالقول ما لا تفعلون و تحبون الاسمأ کانکم اعتکفتم علیها و لذا تذکرون اسمأ مشایخکم و لو یاتیکم احد مثلهم او فوقهم اذا انتم عنه تفرون و جعلتم لانفسکم افتخارا و مناصبا ثم بها تعیشون و لو یاتیکم مشایخکم باجمعهم لا تخلون باسمائهم ایدیکم عن ریاساتکم و الیهم لا تقبلون و لا تتوجهون و انا وجدناکم کما وجدنا اکثر الناس عبدة الاسمأ یذکرونها فی ایامهم و بها یشتغلون و اذا ظهر مسمیاتها اذا هم یعرضون و علی اعقابهم ینقلبون … فاعلموا بان الله لن یقبل الیوم منکم فکرکم و لا ذکرکم و لا توجهکم و لا ختمکم و لا مراقبتکم الا بان تجددوا عند هذا العبد ان انتم تشعرون.“

ندای حضرت عبدالبهأ مرکز میثاق امر الهی نیز در اینخصوص بلند شده و بدبختیها و مصائبی را که بزودی پس از صعود آنحضرت بر طبقات مختلفه علمای سنی و شیعه وارد خواهد شد چنین فرموده است:

” این عزت بذلت کبری و این جاه و قدرت بمقهوریت عظمی و قصور بسجون مبدل و سیر نجم طالعشان منتهی باعماق حفره قهقهه و سرور زائل بلکه صدای عویلشان بلند خواهد شد ( ترجمه ) .“

انحلال اساس خلافت و انفصال کامل امور دیانتی از امور دولتی و مدنی در مملکتی که مدتها مرکز بزرگترین اساس اسلامی بود و اضمحلال باطنی موسسات شیعه اسلامی در ایران نتایج محسوس و آنی رفتاری بود که علمای دو جامعه بزرگ عالم اسلامی نسبت بامر الهی نمودند.

منابع
محتویات
پیوست‌ها
promissed-day-is-come-21