
نه تنها بیدینی و زاده عجیب آن یعنی بلیه سه گانه که اکنون روح عالم انسانی را معذب ساخته مسئول عوارض شومی است که عالم را بصورت بس خطرناکی فراگرفته بلکه مفاسد و معایب دیگری که اغلب آنها از عواقب مستقیم ضعف ارکان دیانت میباشند.
عوامل مساعده آن گناه چند جانبه بشمار میروند که افراد ملل بدان محکوم گشته اند . علائم انحطاط اخلاقی که نتیجه تنزل دیانت و اعتلای این بتهای غاصبه میباشد بحدی متعدد و روشن است که حتی اگر کسی بنظر سطحی در اوضاع جامعه کنونی بنگرد از درک آن محروم نخواهد ماند . اشاعهٴ فکر مخالفت با قانون و باده نوشی و قمار و جنایت - میل مفرط بعیاشی و مکنت و شئونات دنیوی - سستی در اخلاقیات که منجر بترک مسئولیت در امر ازدواج و ضعف نظارت والدین و کثرت امر طلاق و انحطاط پایهٴ معارف و مطبوعات و حمایت از عقایدی که صرفا منافی امر طهارت و اخلاقیات و نجابت است - تمام این علائم تدنی اخلاقی که بر شرق و غرب هر دو استیلا یافته و در هر صنف و طبقهٴ جامعه رخنه و نفوذ کرده و سموم خود را در اعضای جامعه اعم از زن و مرد و جوان و پیر تزریق نموده اینها تمام طومار سیاهی که عیوب متعدد نوع بشر تبه کار بر آن ثبت بوده سیاهتر کرده است لهذا تعجبی نیست اگر حضرت بهاءالله آن طبیب ملکوتی چنین فرموده باشد “ در این روز ذائقه ناس تغییر کرده و قوه ادراک آن تبدیل یافته اریاح مخالفه دنیا و رنگهای آن ایجاد زکام نموده و شامه مردم را از نفحات طیبه ظهور ممنوع ساخته “ ( ترجمه )
چه لبریز و تلخ است جام انسانی که از اجابت ندای الهی که توسط مظهر کلی او بلند شده محروم مانده و مصباح اعتقاد خود را نسبت بخالق خود تاریک کرده و آنهمه اطاعتی را که بخدای خویش مدیون بوده نسبت بخدایان مخلوق خود داشته و خود را بمفاسد و معایبی که لازمه چنین تعویض است آلوده کرده.
ای یاران عزیز ما پیروان حضرت بهاءالله از این لحاظ است که باید باین غضب الهی که در سنوات اخیره قرن اول دور بهائی بجامعه نازل شده و امور نوع انسانی را بچنین اغتشاش عجیبی گرفتار کرده است نظر افکنیم. بعلت دو تقصیر ارتکاب اموری و عدم انجام امور دیگر یعنی ارتکاب سیئات و نیز غفلت آشکار او مشئوم از انجام وظیفه حتمی و صریحی که نسبت بخدا و مظهر ظهور و امر او داشته است این بلیه کبری صرف نظر از موجبات مستقیمه سیاسی و اقتصادیش نوع بشر را در چنگال قدرت خود گرفتار کرده است.
ولی چنانکه در صفحات اولیه این کتاب اشاره شده خداوند در مقابل اعمال خلاف ابناء خود تنها بمجازات اکتفا نمیکند. خداوند قصاص میکند چه که عادل است و تنبیه میکند چه که محبت دارد و همینکه آنها را تنبیه نمود نظر برحمت کبرای خود آنها را بخود وانمیگذارد و با نفس عمل تنبیه آنانرا برای انجام ماموریتی که آنها را برای آن بوجود آورده آماده میسازد . اینستکه بوسیلهٴ حضرت بهاءالله بآنها چنین اطمینان داده است . بلائی عنایتی ظاهره نار و نغمة و باطنه نور و رحمة “ لهیبی که عدالت ملکوتی او بر افروخته نوع بشر غافل را تطهیر کرده و عناصر متخالفه متنازعه آنرا چنان تطهیر و التیام میدهد که هیچ عامل دیگری از عهده آن بر نیاید . این نار صرفا برای مجازات و خرابی نیست بلکه قوهٴ تهذیبیه خلاقه ایست که منظورش نجات تمام ارض بوسیله وحدت است خداوند خفیا و متدرجا و مصرا نقشه خود را بانجام میرساند . هر چند آنچه در این ایام بنظر ما منظرهٴ عالم درماندهٴ است که در دامهای خود گرفتار و نسبت بندای ملکوتی که مدت یک قرن است او را بخدا میخواند بکلی بی اعتنا و از روی بیچارگی مفتون نداهای فریب دهندهٴ شده است که میخواهند آنرا بگرداب عمیقی بکشانند.