
طهران نوّاب اهل بها نجوم در هرههٴ ساطعهٴ افق هدی وکلایدوّمين انجمن شوروی روحانی پيروان جمال ابهی و اُمنای محفل مرکزیدر آن مدينهٴ مبارکهٴ نوراء روحی لهم الفداء طرّاً ملاحظه نمايند
هواللّه
يا رجال الأمر و نوّاب دينه فی ديار کينونتی و ماوهبنی ربّی فداءولائکم و ثباتکم علی امر جعله اللّه مهيمناً علی من علی الأرض اجمعين.رقيمهٴ عنبر شميمهٴ هيئت مجلّله وکلای منتخبهٴ دوّمين انجمن روحانيان درخطّهٴ مبارکهٴ ايران مع مکاتيب اخيرهٴ اعضای محترمهٴ محفل مقدّس روحانیطهران بتاريخ ٢١ آپريل و ١١ و ٢٦ می و ٢ و ٢٠ حزيران معمحتوياتش کلّ سالماً بشطر اقدس واصل و بر مضامين فرح بخش هر يکاستحضار کامل حاصل گشت. روائح مسکيّهٴ حبّ و ولا و الفت و وفا و صلح و صفااز مضامين جانپرورش متضّوع و آيات باهرات ثبوت و رسوخ بر عهداوفی از الفاظ و عباراتش ساطع و لامع. بشائر قرب يوم ظفر واستقلال و استخلاص و استجلال آئين حضرت ذوالجلال از اشارات ودلالاتش ظاهر مشرق و باهر و علائم و آثار تحقّق وعود الهيّه از خلال معانيش مشرق و لائح. قلوب کئيبه از مطالعه اش نشاط و تسلّی بيافت و نفوسپژمرده از مژده های مسرّت انگيزش بفرح الهی دمساز گشت. خوشابحال شما ای برادران روحانی که اين مقام بلند اعلی را حائزيد وبهمچه خدمات مشعشعهٴ باهره أی مفتخر و فائز. بأخلاق الهی متخلّقيد وبنعوت و اوصاف سروران جند مجاهدين در آن سرزمين متّصف.بروسادهٴ عبوديّت کبری مستقرّ و جالسيد و وديعهٴ الهيّه را با وجود تلاطمدريای بلا و طغيان جور و جفا در آن محيط پر ابتلا نگهبان و حارس. دمیآرام ننشينيد و آنی استراحت نجوئيد. بر أثر اقدام آن رهبر حقيقی باعزمی تزلزل ناپذير ليلاً و نهاراً سالکيد و ببشارات و انذارات صادرهاز قلم اعلی دلشاد و مطمئن. عليکم يا امناء البهاء من تحيّات ربّکم الابهیاطيبها و ازکاها و عليکم من صلوات اللّه اکملها و ابهاها. بکم سوفينکشف القناع بأذن اللّه عن وجه الأمر. بکم سوف تظهر خفيّاتهو تتموّج راياته و تتمکّن تعاليمه و تعمّ آثاره تلک الأرض من اقصاها الیاقصاها. يومئذ يفرح المؤمنون بفرح اللّه و ينوح المکذّبون.
سپاس حق جلّ و علا را شايسته و سزا که بنيروی يزدانی و اثر تعاليم آسمانی عصبهٴ رحمانيّه ای در آن کشور نورانی از بين پيروانپروردهٴ يد عنايت خويش برانگيخت و بر حفظ و حراست و تجليل و تعميم امرالهی آن ميراث مرغوب جاودانی بگماشت. اعنّهٴ اقتدار و اختيار رابصرف فضل و ارادهٴ خويش بکف کفايت نوّاب ملّت برگزيدهٴ خودبسپرد و بتسخير قلاع قلوب ضالّهٴ محتجبه در آن صقع جليل مأمور ساخت.مبادی قيّمهٴ سياست اللّه را نخبهٴ مروّجين شريعتش يک يک بياموختو بنياد رزين دين اللّه را بدست بائيان صرح مشيد در قطب آن اقليممجيد بنهاد. نخبهٴ سپاهيانش را از ميادين مختلفه بآهنگی ملکوتی صلازد و در نقطهٴ مرکزی سروران جيش عرمرم الهی را در ظلّ لواء معقودشمجتمع فرمود. در تمشيت امور و ترويج مصالح و تشييد روابط و تنظيمشؤون و استحکام دعائم جامعهٴ امر در کافّهٴ مراکز و بلدان فرمان آسمانیصادر گرديد و بأجرا و تنفيذ تصميمات متّخذه در مجمع منتخبين، گروه مؤمناتو مؤمنين را در تمام ايالات و ولايات آن سرزمين مؤيّد و موّفق داشتچنانچه تقرير مبسوط و راپورت مشروح که اخيراً بأرض مقصود رسيدهو در جمع مجاورين کعبهٴ معبود قرائت گشته و بمراکز امريّه در ممالک غربيّه ارسال شده و دارای خلاصه مذاکرات آن مجمع مجلّل نورانی استشاهد و مثبت و مؤيّد اين مقال است. فو نفس البهاء بما فعلتم زاد امراللّهاشتعالاً و اشتهاراً و اهتزّت لها قلوب الأبرار شغفاً و حبوراً و ارتعدّتمنها فرائص الاشرار اضطراباً و اضطراراً و اخذالرّعب سکان تلکالأرض يميناً و يساراً و امتلئت مشارق الأمر و مغاربها مجداً و عزّاًو انواراً. اَن يا وکلاء البهاء و سفرائه فی مملکته ان افرحوا فی قلوبکمثمّ بشّروا فی انفسکم ثمّ استنصروا نجالقکم و بارئکم بما ايّدکم بشديدالقوي واختصّکمبهذه الموهبة الکبری و منحکم هذه العطيّة العظمی وهداکم الی هذا المقامالارفع الأسنی و اجتباکم لأمر تتوق اليه هياکل المقرّبين فی الجنّةالمأوی و ايقنوا بأنّکم اذا صبرتم و ثبتتم اقدامکم و سلکتم منهاج ربّکم واتممتم ما وکلّکم بهمولاکم اذاً يصلّين عليکم الملأ الأعلی و يستبر کن بوجودکم هياکل الّصافينوالکرّوبين فی الافق الابهی و يطوفنّ حولکم ملائکة القدس فی الّرفرفالأسمی و يشيرن بکم بأصابعهم سکّان مدين البقاء و يستقربنّ بکم طلعاتالقدس فی الجنّة العليا و تتنزّل عليکم جنود النّصر والّتأييد من ملکوته الاسنیحينئذ يرتفع النّداء و يدلع ديک العرش رئوسکم و ترنّ حمامة القدس فوق رؤسکم سبّوح قدّوس ربّ الملائکة والرّوح. الّنور والبهاء والعزّةوالّسناء لاوليائی والويل والعذاب لاعدائی الغلبة والهيمنه لأصفيائیوالنّار والخذلان لمن نقض عهدی و ميثاقی انتم اودّائی و اخلّائیقد جئتکم اليوم بسلطان نصری و جبروت سلطنتی طوبی لکم بما اتبعّتمونیمرحی بکم بما نصرتمونی. ها قد جعلتکم اليوم ائّمةً و جعلتکم الوارثين.
المنّة لّله که بأثرهم بهيّهٴ عاليهٴ متعاليعهٴ مستمرّهٴ متزايدهٴ برگزيدگانحضرت بهاءاللّه در آن موطن جليل آن قوّهٴ قدسيه که در رتبهٴ اولیدافع و سائق امر مهيمن الهی است و در مقام ثانی ضامن و کافل عزّتو سعادت من علی الارض است متدرّجاً در انظار بيگانه و آشنا ازقريب و بعيد کشف نقاب بفرمود و در انجمن بنی آدم آن حقيقتمعنويه بأحسن طراز صورت و مثالی محسوس بيافت. روح نافذ سيّالشدر مجاری متعدّده جاری و ساری گشت و جلوهٴ اسم اعظمش در مؤسّساتو معاهد متنوّعه منطبع و مرتسم گرديد. در خلوتخانهٴ قلوب از ملوک و مملوکجلوهٴ ديرينه بنمود و در عرصهٴ شهود تصّرفات لاريبيّهاش را ثابت و پديدارکرد . سدّ حجبات حائله را در مقابل سيل منهمر شريعة غرّاء از بيخ و بن برانداخت و از وجه صبيح شرع بديعش نقاب ستر بيفکند. پرچم حکومت و سلطنتروحانيش را رغماً لکلّ افّاک اثيم در قطب آن اقليم برافراشتو فئهٴ منتنهٴ مرتدّين و متمرّدين را در اسفل درکات جحيم مقرّ داد. فئهٴصابره را بنداي قد اقتربت السّاعة و ازف الوعد بشارت داد و بذرشقاق و افتراق را در جمع اهل حقد و نفاق بيفشاند. بساط عزّتظاهره را بر وجه اهل يقين دوباره بگسترانيد و رعب سطوت آئين يزدانیرا در قلوب صلدهٴ صلبه بينداخت. منجمدان را شور و نشئه ای جديدببخشيد و متردّدان را از شمال ظنون بيمين يقين بکشاند. طلّاب حقيقترا در هر کشوری آگاه و پر انتباه بفرمود و روات کذب و افترا را از هرحسرت و پشيمانی بچشاند. خائنان و نوهوسان را بر خاک مذلّت بنشاندو حزب معتدين و معترضين و مستهزئين را بجزای اعمال و اقوال شنيعهٴقبيحهٴ خويش برساند. سبحان مبعث هذا الامر البديع. سبحان کاشفهذا الّنور اللميع. سبحان واهب هذاالمقام الّرفيع. سبحان رافعهذا البنيان الباذخ الّشامخ الممتنع المتفع المنيع.
ای حافظان ميراث الهی سنين متواليه است که ابلهانی چندافول کوکب درّی ميثاق را از افق عالم ناسوت غنيمت شمرده جسورانه ومتهوّرانه بأنواع وسائل سرّاً و علانيّةً متتابعاً مترادفاً متّحداً منفرداًحلات عنيفه بر حصن حصين امراللّه نموده و لطمات شديده بر هيکل زيبای آئين الهی وارد آورده و بزعم باطل خويش يد قدرت مبسوطهٴ سلطنت غيبابهی را مغلول فرض گرفته و رحمت منزلهٴ مسبوقهٴ سابقه را مقطوع و غيرمهطول انگاشته و در کمينگاهان ايستاده منتظر و مترصّدند که آثارتفکّک و تجزّی و انحلال آئين ذوالجلال از جهتی از جهات مشهود و نمودارگردد تا ميدانی بيابند و جولانی نمايند و جلوه ای بنمايند و شور و آشوبیافکنند و جشنها بر پا نمايند و ولوله اندازند که: ان يا ملأ الأديان انظرواثمّ اشهدوا کيف خابت آمال اهل البهاء و انطفت مصابيحهم فی الملأالأعلی و يَبَسَت سدرتهم المنتهی و غرقت سفينتهم الحمراء و اظلمتبقعتهم المنوّرة البيضاء و ارتعدت و انهدمت و انعدمت ارکانشريعتهم السّمحاء و بطل ما نزّل من القلم الأعلی و ظهر خسران امرهم ظهورالّشمس فی کبد السّماء. اذاً استبشروا و اعتبروا يا اولی الانظار.
هيهات هيهات عمّا هم يظنّون . هيهات هيهات عمّا هم يتوهّمون اُفٍ لهم فی ايّ واديرتعون. غافل از آنکه اين آئين گرانبهابنيانش بتعاليم قيّمهٴ الهيّه قائم و برپا و واضع بنيادش اصبع مشيّتجمال اقدس ابهی. سراپرده اش بعمود تقوای خالص مرتفع و دعائمقصر مشيدش بأعمال پسنديده فدائيانش استوار و ثابت. نخلاميدش بدماء بريئه شهيدان مظلوم سقايت گشته و هيکل الطفابدع اطهر اعلايش از نفحات ظهور الهی تقويت يافته. خيط درّيشمحبّت اللّه است و اساس اقومش معرفت اللّه. سر چشمه اش روحالهی است و قوّه دافعه اش فيض آسمانی. جندش سپاه ملأ اعلی استو قائد و نگهبانش روح زندهٴ جاويد حضرت عبدالبهاء. نغمهٴ صافورشيا بهاءالأبهی است و نقرهٴ ناقورش يا علّی الأعلی. سيف شاهرشکلمةاللّه است و پرچم موّاجش وحدت دين اللّه. شعار اعظمشمظلوميّت کبری و سهم و سنانش عبوديّت آستان جمال ابهی.فريادش وحدت عالم انسانی است و نقطهٴ نظرگاهش عزّت وسعادت جاودانی. يرليغ بليغش نصائح قلم اعلی است و گرز آتشينشخطابات قهريّه در صحف نوراء. جولانگاهش ميادين قلوب و يگانه آمالش تزکيهٴ ارواح و نفوس. آيا نشنيده اند ندای ورقای روح الامينرا که از لسان عظمت جاری و ساری گشته "تاللّه الحق لو يحرقونه فی البرّانّه من قطب البحر يرفع راسه و ينادی انّه اله من فی السّموات والارضو لو يلقونه فی بئر ظلماء يجدونه فی عُلی الجبال ينادی قد اتی المقصودبسلطان العظمة والاستقلال و لو يد فنونه فی الأرض يطلع من افقالسّماء و ينطق بأعلی الّنداء قد اتی البهاء بملکوت اللّه المقدسّالعزيز المختار". طولی نکشد چشم هر حسود لدود و معاند عنودی مصداقاين آيه مبارکه را ظاهراً مشهوداً مشاهده نمايد: "قد همّت کلّ فرقةبأن يطفئوا نوراللّه ابی اللّه بسلطان من عنده الی ان ملأ الآفاق"
يا امناء البها و حلفاء حبّه از مضمون نامهٴ هيئت مجلّلهٴ نمايندگانچنين مستفاد ميشود که آن سروران عظام مهيّا و مستعدّ اجرای دستور العملمخصوصی از برای تشکيل محفل مرکزی عمومی روحانی بر طبق تعليمات منصوصهٴالهيّه هسنتد. اميد وطيد اين عبد آنست که آنچه در الواح و وصايایحضرت عبدالبهاء روح الوجود لقدرته الفداء راجع بکيفيّت تشکيلمحافل روحانی مرکزی و اجرای انتخابات عمومی مسطور و منصوص است آن نمايندگان محترم بمشورت و اتفّاق و صوابديد اعضای محفل روحانیمدينهٴ طهران و بمعاضدت و معاونت عموم محافل روحانيّه در آن سامانو بتأييد و کوشش جمهور بهائيان در اقليم مبارک ايران متحدّانه و متّفقانهحکيمانه و خالصانه بر ايجاد وسائل و رفع موانع و اجرای تمهيدات و کسبمعلومات و تهيّهٴ مقدّمات لازمه قيام نمايند. و انچه از حيث اصولراجع بکيفيّت انتخاب، قلم ميثاق تصريح فرموده آن است که بايد محافلمرکزی روحانی بهائيان که من بعد به بيوت عدل خصوصی معروفو موصوف خواهند گشت خود مستقيماً اعضای بيت عدل اعظم الهیرا انتخاب نمايند. و همچنين منصوص و مصرّح است که اين محافلمرکزی در ممالک شرق و غرب بايد بأنتخاب عمومی در هر مملکتی عليحدّهبنحوی غير مستقيم منتخب شوند يعنی جمهور ملّت در رتبهٴ اولی وکلای خويشرا انتخاب نمايد و اين هيئت وکلای منتخبه که حال در خطّهٴ ايران بانجمنشوروی روحانی موسوم و موصوف است در رتبه ثانيه هيئت مجلّلهٴمحفل مرکزی آن اقليم را مستقيماً بأنتخاب عمومی انتخاب نمايد.
حال نظر بوسعت جامعهٴ امر در آن اقليم جليل و تعدّد محافل روحانيّه و تأسيس قسمتهای امريّه احسن و اولی آنکه وکلای جمهور ملّت را که بعددمبارک نود و پنج (٩٥) تعيين و تخصيص و تحديد گشته در هر قسمتی جداگانهجمهور مؤنات از سن بيست و يک (نه محافل روحانی) در آنقسمت انتخاب نمايند يعنی عدّهٴ معيّنی از وکلاء بالّنسبه بتعداد بهائيانآن قسمت مستقيماً از طرف جمهور احبّای آن قسمت انتخاب گردد بنحویکه مجموع وکلای تمام قسمتهای امريّه بالغ به نود و پنج گردد و از اين عدد مبارکتجاوز ننمايد و تعيين و تخصيص عدد وکلا از برای هر قسمتی از قسمتهای امريّهراجع بمحفل روحانی مقدّس مرکزی آن اقليم است و چون اين هيئت وکلااز طرف جمهور بهائيان در هر قسمتی انتخاب گردد بايد اين هيئت مجلّلهٴ نمايندگاناگر چنانچه اجتماعش در نقطه ای از نقاط غير ميسّر و مناسب بأنتخاب کتبیمباشرت نموده و در هر سنهای در ايّام عيد سعيد رضوان از بين عمومبهائيان آن کشور مقدّس مجتمعاً نه (٩) نفر را بنهايت دقّت و خلوصنيّت و حکمت و متانت و جدّيت انتخاب نمايند. اين نه ٩ نفر اعضایمحفل مرکزی آن اقليم خواهند بود. پس معلوم و واضح گشت کهبر حسب تعليمات مقدّسهٴ حضرت عبدالبهاء بيوت عدل خصوصی که در وقت حاضر بمحافل مرکزی روحانی معروف و مشهورند منتخبمنتخبينند و ارکان بيت عدل اعظم الهی منتَخَب منتَخَب منتَخَبين.
حال آنچه از الزم لوازم و احتياجات و تمهيدات ضروريّه محسوب استايجاد وسائل متقنه بهمّت و واسطه هيئت نمايندگان و بمعاضدت محافلروحانيّه در هر قسمتی از برای تحقيق و تعيين و ثبت عدد کامل جمهور مؤمناتو موّمنين در هر قسمتی از قسمتهای امريّه. زيرا تا عدد مؤمنين تعيين نگردد ومعلوم نشود و احصائيّهٴ مرتّب صحيح کاملی بدست نيايد اجرای انتخاباتمليّهٴ روحانيّه که از لوازم تشکيل و تأسيس محافل مرکزی روحانی است غيرممکن و چون نتيجهٴ تحقيقات راجع بأحصائيه از تمام قسمتها بواسطهٴ نمايندگانبطهران ارسال گردد از آن مرکز پس از مشاوره و مذاکره با اعضای انجمنشوروی روحانی عدّهٴ وکلای هر قسمتی تعيين و اعلان و ابلاغ شود وآنچه از تفرّعات غير منصوصه است از آن هيئت مجلّله بعموم بهائيانآن اقليم در ضمن متحدّالمآل مخصوص صادر گردد و بعموم مراکز در آن اقليمارسال شود. و چون اجتماع هيئت وکلا در نقطه ای از نقاط و انعقادجلسات هيئت محفل مرکزی که اعضايش از مراکز مختلفه و ايالات و ولايات بعيده منتخب گشته بسی صعب و مشکل بنظر ميآيد بهتر آن است که نمايندگانمحترم پس از مشورت با اعضای محفل روحانی مرکزی قسمتی خويش و بمعاضدتمحافل روحانيّه که تابع آن قسمتند بوسائل فعّاله و تدابير محکمهٴ متينه متشبّثشوند تا بتدريج موانع و مشاکل حاليّه مرتفع شود و تسهيلات کليّه فراهم گرددو نوايای مقدّسه بأحسنها و اتمّها در جامعهٴ امر جلوه نمايد و تحقّق پذيرد.و همچنين همّت متمادی در ايجاد وسائل از برای تعيين عدد بهائيان قسمتمبذول نمايند و مراعات حکمت را در جميع احوال بنمايند تا ازجهتی مؤسّسات و معاهد امريّه اساسش محکم و استوار گردد و از جهتی نار حسدجهّال مشتعل نشود و اسباب فساد و ولوله و آشوب فراهم نگردد.
عجالتاً امور محلّی مرکز و شؤن عمومی روحانی امر در آن مملکت هر دو راجعو حصر در محفل مقدّس روحانی مدينهٴ طهران است. تشکيل هيئتی مجزّا ازآن محفل مقدّس و مرکّب از احبّای مقيم طهران از برای ادارهٴ شؤن عموميّهلازم و مناسب نه زيرا تعدّد مراکز در نقطه ای از نقاط باعث تشويشو اختلاف گردد و توليد سوء تفاهمات نمايد و مخلّ در نظم و وحدت جامعهٴامر در آن مدينه شود . ايّدکم اللّه علی ما تستعلو به شريعةالبهاء و تستحکم دعائم امره فی تلک الارجاء
از خبر وحشت اثر صعود حضرت امين الهی بملکوت ابهی حزن و تأسّف و تحسّربی پايان حاصل. آن شخص شخيص و نفس نفيس سنين متواليه بعزم و نشاطیمحيّرالعقول بخدمت آستان مقدّس مشغول و مألوف بود . دمی آرام نيافتو دقيقه ای استراحت نجست. در ثبوت و وفا قدوهٴ اصحاب و ابرار بود و درفداکاری و علوّ همت و خلوص نيّت و پاکی فطرت مقتدای احباب و احراراز ايادی فعّالهٴ حضرت غيب ابهی در آن کشور مقدّس محسوب بود و در زمرهٴخاصّان و مقرّبان درگاه احديّت محشور. مقامش اعلی المقام خدماتمشعشعه اش لاتمحوممّرالقرون والأعوام. قدر اين نفوس زکيّهاليوم معلوم نه. سوف يفتخربهم رجال الأرض و يتذکّر بآثارهم اهلالأنشاء و يتباهی بهم الجمهور علی وجه الغبراء. اسکنه اللّه فسيحجنانه و امطر علی مرقده المنير شآبيب رحمته و احسانه و اغمسه فی لجّةعفوه و غفرانه. انّه هوالمؤيّد التوّاب الغافر المقتدر المتعالی القدير
بندهٴ آستانش شوقی
تموز ١٩٢٨