توقیع مورخ ١٣ دسامبر ١٩٣٢ خطاب به فارسان مضمار الهی برادران و خواهران روحانی در کشور مقدّس ايران

The Báb
نسخه اصل فارسی

فارسان مضمار الهی برادران و خواهران روحانی در کشور مقدّس ايران عليهم اطيب التّحيّة والبهاء طرّاً ملاحظه نمايند

يا شرکائی فی احزانی و سلوتی فی کربتی و حرمانی جمال قدم و اسم اعظم ارواح الملأالأعلی لسلطنته الفداء شاهد و گواه است که از حين ارتحال ابهی ثمره شجرهٴ ازليّه و افول آن کوکب درّی افق عزّت ابديّه و فقدان آن شعاع لامع مصدر نور قدميّه بر اين مغمور عنايات و تلطّفات نامتناهيه‌اش در اين اشهر معدوده چه وارد گشته و چه جراحاتی در اعماق قلب مهمومم اين واقعهٴ مؤلمه احداث نموده. روح از فرقتش در هيجان است و کبد از فوران نار شوق و محبّتش سوزان. روی دلارايش را هر صبح و شامی چون بخاطر آرم و تبسّمات جان افزايش را از نظر گذرانم و تلطّفات و تعطّفات بيحدّ و حسابش را ياد نمايم و مظلوميّت حيرت انگيزش را در پيش بصر مجسّم سازم نيران حسرت شعله زند و اشک از دو ديده منهمر گردد و زفرات قلب متصاعد شود و زمام اختيار از کف ربايد و در ابحر غم و الم بی منتهی غوطهور سازد. تشهدنی بذلک فی هذاالحين نفسها الطّيبة‌الزکيّة النّوراء و روحها المشعشعة الطّاهرة الطّائرة فی جوّالعماء و النّاظرة عن خلف عرش الکبرياء علّی و علی عشّاق اسمها المحبوب بين العالمين.

يا سليلة‌البهاء ابکی عليک فی جنح اللّيالی کبکاء الفاقدين و فی الاسحار اناجيک بلسان قلبی و کلّ جوارحی و ارکانی و اُکرّر اسمک المحبوب و انوح علی فقدانک و مظلوميّتک و بلاياک و عظيم حبّک ايّای و تحمّلت من البأساء والضرّاء والذلّة و الهوان و الهّم و الغم خالصاً لوجه مولاک و شغفاً لحلفاء حبّک بين الخلائق اجمعين. کلّما اذکرک و اشاهد وجهک البسيم فی منامی و اطوف حول رمسک الشّريف فی الليّالی والأيّام يلتهب نيران الشّوق فی مهجتی و احشائی وينصرم حبل اصطباری و تذرف دموعی و يضلم الدّنيا فی عينی و کلّما اتذکّر ما اصابتک فی اواخر ايّامک من الاتعاب و المحن و المکاره و الاسقام و اتصوّر ما يحيطک فی هذا الحين فی الحرم الأقصی فی بحبوحّه الفردوس حول خيام العزّ و الکبرياء من العزّة والرّخاء والنّعم و المواهب و الآلاء و ما انت عليه من القدرة و المجد و الجلال و الفرح و الظّفر و الابتهاج يتخفّف ثقل احزانی و تنقشع غيوم اشجانی و تسکن حرارة لوعتی و ينطق لسانی شکراً لديکٴ و مولاکٴ الّذی خلقک و سوّاک و اجبتاک بين الأماء و سقاک من فمه الاعلی و کشف برقع السّترعن کينو نتک و جعلک المثل الأعلی لذوی قرابتک و نفحة قميصه للخلائق اجمعين . حينئذ يتقويّ عزمی للسلوک فی منهجک و الأستقامة فی سبيل ولائک و الأقتداء بک و التخلّق بأخلاقک و اظهار ما کنت تيمنّاه لنصرة هذاللٴ‌مر الأوعر الاُعزّ الأرفع المقدّس البديع ان اشفعی لی تلقاء عرش الکبرياء يا شفيعة الوری فی الملأ الاعلی و انقذينی من غمرات الحزن و الأسی و قدّری لی و لاحبّتک فی ناسوت الانشاء ما يکشف به کربنا و تطمئنّ قلوبنا و يخمد زفير عسراتنا و تقرّ اعيننا و تتحقّق آمالنا فی الدّنيا و الآخرة يا من اصطفاک اللّه بين طلعات فردوسه الأبهی و جعلک عزيزةً فی ملکه و ملکوته و ذکرک فی الصحيفة‌الحمراء بذکرٍ فاح به اريج المسک و تعطّر منه مشام العالمين.

يا ورقه العليا اگر در هر دمی صد دهان بگشايم و در هر دهان صد هزار زبان ناطق سازم از عهدهٴ وصف و ثنای سجايای رحمانيّه أت الّتی ما اطّلع بها احد الّااللّه بر نيايم و نمی از يمّ مراحم و محبّت بيکرانت را تعبير و تقدير نتوانم. بجز معدودی که بر اعلی رفارف قدس جالسند و در حرم اقصی حول عرش کبرياء ليلاًو نهاراً طائف و از لبن سنا از انامل جمال ابهی مرزوقند نفسی در اين دنيای دنيّه کينونت مقدّسهٴ طيّبهٴ طاهره‌اترا نشناخته و روائح عنبرين خصال حميده‌ات را که از منبع مشک سلطانی بر وجهت ايثار گشته کما ينبغی و يليق ادراک ننموده و استنشاق نکرده. يشهدک الملأ الأعلی و عن ورائهم نفس اللّه المهيمنة علی الارضين و السّموات باُنّک کنت مدی ايّامک من بدو نشئتک الی خاتمة حياتک مظهر صفات ابک العزيز الفريد و ثمرة دوحته و سراج محبّته و آية سکينته و مظلوميّته و سبيل هدايته و واسطة فيوضاته و نفحة قميصه و ملاذ احبّائه و امائه و ردأ کرمه و فضله.

يا بقيّة‌الأنوار و ثمرة امر ربّناالمختار بأفولک عن مغرب هذه‌البقعة الأحديّة المبارکة البيضاء قد بدّل يومنا بالليّل و فرحنا بالفزع الاکبر بفقدانک ابيضت اعيننا من الحزن بما تجدّدت تلک الفاجعة العظمی و الرّجفة الکبری مصبيت اخک الحنون و مولانا الشّفوق و ليس لنا من مهرب الّانفثات روحک الطّاهرة النّوراء و لا من مأمن الّا شفاعتک لنا بأن يلهمنا صبراً من عنده و يقدّر لنا فی النّشأة الأخری اجر لقائک والوفود فی ساحتک و النّظر الی محيّاک و الاقتباس من انوارک يا حوريّة البهاء عليک من الثّناء اطيبها و ازکيها و من الصّلوات اکملها و ابهاها . يا قرّة عينی و محبوبة فوأدی فضلک علّی کبير لايخفی و حبّک ايّای عظيم لاينسی . طوبی الف طوبی لمن يحبّک و يقتبس من انوارک و يثنّی سجاياک و يعظّم قدرک و تقيفی اثرک و يشهد لمظلوميّتک و يقصد مضجعک و يطوف حول رمسک الشّريف فی اللّيالی و الأيّام. والويل والعذاب لمن يجاحد شأنک و ينکر خصالک و ينحرف عن منهجک الواضح اللّائح المستقيم.

ای آشفتگان آن روی دلارا شايسته و سزاوار آنکه در مجامع احبّای الهی و اماءالّرحمان در کافّهٴ بلدان و ممالک شرقيه اين کلمات دريّات و آيات بنيّات که از قلم اعلی و کلک معجز شيم مبين کلمات‌اللّه در حقّ آن کنز ثمين ملکوت‌اللّه صادر گشته تخليداً لذکرهاالمبارک‌الشّريف و اعزازاً لمقامهاالمنيع و حبّاً و شغفاً لجمالهاالفريد کراراً و مراراً بکمال تأثّر و توجّه و خضوع و خشوع و تفرّس و تمعّن تلاوت گردد و أمنای مجلّلهٴ محفل مرکزی اقليم مقدّس ايران اين آثار باهرات را در اقطار شرقيّه بواسطه محافل روحانيّه بکمال سرعت و اتقان منتشر سازند و هذه موهبة عظمی قد قدّرت لامناء احبائه‌الأتقياء فی موطنه‌الشّريف جزاهم‌اللّه خيراً فی ملکه و ملکوته.

و آن کلمات اينست. قوله عزّ بهائه و جلّت قدرته و بيانه

" هوالباقی کتاباً من لدنّا لّلتی سمعت و فازت و انهّا تورقت من هذا لأصل‌القديم ظهرت باسمی و ذاقت رضائی المقدّس البديع سقيناها مرة من فمی الاعلی و اخری کوثری العزيز اللميع عليها بهائی و عرف قميصی المنير " و ايضاً ميفرمايند " يا ايّتها الورقة‌المبارکة‌النّوراء غنّی و تغنّی علی افنان دوحة البها هذه الکلمة العليا انّه لا اله الّا هو ربّ الآخرة و الاولی. قد جعلناک من خيرة الاماء و اعطيناک مقاماً لدی الوجه اّلذی ما سبقته‌النّساء کذلک فضّلناک وقدّمناک فضلاًمن لدن مالک العرش و الثّری. قد خلقنا عينک لمشاهدة انوار وجهی و اذنک لأستماع آياتی و هيکلک للقيام لدی العرش ان اشکری ربّک مولی الوری ما اعلی شهادة السّدرة لورقتها والدوحة الاحديّة لثمرتها بذکری ايّاها تضوّع رائحة المسک طوبی لمن وجد و قال: لک الحمد يا ربّی البهيّ الأبهی و ما اعلی حضورک لدی الوجه و نظری اليک و عنايتی اليک و فضلی عليک و ذکری ايّاک فی هذا اللّوح الّذی جعلناه آية عنايتی لک فی السّر و الاجهار."

در الواح عديده که از مخزن جود و کرم مرکز ميثاق بها حضرت عبدالبهأ مخاطباً للورقة المبارکة العليا صادر و نازل اين کلمات تامّات و بيانات عاليات مدوّن و مسطور و بأثر کلک اطهرش مثبوت و محفوظ. قوله الأحلی : ايهّتا الشّقيقة العزيزة الرّوحانيه شب و روز بياد تو هستم و چون بخاطرم گذری تأثر اشتداد يابد و تحسر تزايد جويد. غم مخور غمخوار تو منم محزون مباش مأيوس مباش محصور مباش اين ايّام بگذرد و انشاءاللّه در ظلّ جمال مبارک در ملکوت ابهی جميع اين غصّه‌ها را فراموش ميکنيم و جميع اين طعنها بتحسين جمال مبارکش تلافی ميگردد تا دنيا بوده است حزن و اندوه و حسرت و حرقت نصيب بندگان الهی بوده قدری فکر کن ببين هميشه چنين بوده است لهذا دل بالطاف جمال فدم خوش کن و خوش باش و مستبشر باش .... يا شقيقتی الشّفيقه در شب و روز بياد تو مشغولم آنی از خاطرم نميروی فی الحقيقه بجهت خود ابداً متأسّف و متحسّر نيستم ولی هر وقت ملاحظهٴ صدمات شما را مينمايم بي اختيار اشك از چشمم ميريزد....

ايّتها الشّقيقه الرّوحانيه در شب و روز بدرگاه احديّت عجز و نياز کنم و ناله و فغان نمايم که ای پروردگار مهربان آن ورقهٴ طيّبهٴ طاهره را بنفحات قدس تسلّی بخش و بنسائم انس تصدّی ده بآيات ملکوتت تمکين عنايت فرما وبه بنيّات جبروتت تفريح احسان کن. ای خداوند آن غمگين را انيس ياد رويت فرما و آن محزونه را بأسرار مکنونت مأنوس کن و بتجليّات انوار احديّتت مألوف نما. از هر جهت اسباب احزان بجهة او مهيّاست و از جميع وجوه وسائل حسرت موجود و بی منتها در هر آنی عنايتی کن و در هر دمی فضل و موهبتی فرما ابواب رجا از جميع جهات مسدود باب الطاف بگشا و راه اميد از هر طرف مقطوع شاهراه احسان جديد بنما. توئی کريم و مهربان توئی معين و صاحب احسان ....

يا شقيقة روحی و فوأدی خبر وصول بمصر و حصول راحت رسيد نهايت روح و ريحان حاصل گرديد حمد جمال قدم را که چنين عنايتی فرمود که قدری وجود مبارکت صحّت و عافيت يافته ٠ و قلوب احباب آن ديار مسرور و شادمان شده. اگر از احوال اين بندهٴ آستان جمال ابهی پرسی شکر حضرت احديّتش را که بنفحات عنايت مشامی معطّر دارم و بفضل و موهبتش دلی خرّم. تأئيداتش چون شعاع ساطع آفتاب پی در پی ميرسد و جنود ملکوتش مستمرّاً نصرت می‌نمايد حالت جسمانی و صحّت بدنی نيز بهتر است. اخبار عظمت امر و نفوذ و انتشارش الحمدللّه از جميع جهات ميرسد.... ايهّتاالشّقيقة‌الرّوحيّه دقيقه‌ای از يادت فارغ نيستم. اگر چه دوريم ولی نزديکيم. در يک محفليم و در يک منزل چه که کلّ در خيمهٴ الهی هستيم و در قباب عنايت حضرت نامتناهی.... يا شقيقتی الشّفيقة الرّوحانيّه از فضل و عنايت حضرت احديّت اميدوارم که در ظلّ حمايت جمال مبارک محفوظ و مصون بوده و هستيد. در شب و روز رويت در مقابل و خويت مرکوز خاطر است. خطاباً بحرم می‌فرمايد : " حضرت اخت را بجان و دل و روح و قلب و فوأد مشتاق و در ليل و نهار در حقيقت جان و وجدان مذکور و از فرقتش نتوانم ذکری کنم زيرا آنچه نويسم البتّه از عبرات محو خواهد شد " .

بورقهٴ مبارکه اين سفارش بخطّ مبارک مرقوم و مسطور:

" ای ضياء در اين سفر بايد با دلی خرّم و روح و ريحانی محکم همدم حضرت شقيقه باشی شب و روز بکوش و بجوش و بخروش که سبب سرور قلب مبارکش گردی چه که در مدّت حيات دمی نياسود و در جميع عمر آرام نگرفت و چون پروانه حول شمع الهی پرواز مينمود جانی افروخته داشت و دلی از حرارت محبّة‌اللّه سوخته ." انتهی .

يا انصاراللّه و هداة خلقه ديدهٴ گريانم در اين مصيبت جديده بسوی ياران ممتحن حقيقی جمال قدم در آن کشور مکرّم که در اين ماتم کبری شريک و سهيم اين عبدند متوجّه و دل غمينم از آن ناحيهٴ قصوی بشارت ظهور طلائع نصرت جند بها را مشتاق و منتظر تا کی از افق آنسامان بهمّت آن فوارس مضمار انقطاع و باسلان ميدان امتحان تباشير عصر موعود طالع و لائح گردد.

ثقل فادح احزان که در اين اوان اين عبد ناتوان متحّمل است جز بدست عزيزان ايران تخفيف نيابد و عقدهٴ غموم و آلام را جز سرپنجه همّت و غيرت و فعاليّت و روحانيّت و شهامت آن باسلان ميدان خدمت نگشايد. سطوع اشعّهٴ تأئيد از افق نور غيوم هموم را متلاشی نمايد و مژده استقامت و يگانگی و تعاون و جانفشانی سکّان آن اقليم جروحات قلب کئيب را مرهم نهد. مردان دلاور لازم که مانند متقدّمين و مؤسّسين اين امر نازنين در آن سرزمين منقطعاً عن‌العالمين جان بر کف گذاشته بکمال تقديس و تنزيه و بهمّتی بديع و عزمی منيع و استقامت و شهامتی عجيب در اکناف و اطراف آن صقع جليل مبعوث گردند و منتشر شوند و گوی سبقت را در ميدان همّت و جانفشانی از پيروان امر الهی در آفاق غربيّه که به تبشير دين‌اللّه مشغولند بربايند. در بين هموطنان خويش بقوّهٴ اسم اعظم چنان صولت و شجاعتی نمايند و حکمت و متانتی ابراز فرمايند و ثبات و استقامتی اثبات کنند و روح تعاون و تضامنی در جامعه ظاهر نمايند و روائح عطريّهٴ عشق و خلوص و عبوديّت صرفه محضه حقيقيّه را چنان منتشر سازند که کلّ شهادت دهند که از پيشينيان پيشی گرفته لياقت و استعداد کامل از برای استفاضه از اشعّه تأييد که در اين عصر فيروز از مکمن اعلی و عرش بها بأشدّ اشراق بر عالميان ساطع است اکتساب نموده‌اند با برادران و خواهران روحانی خويش که در اين ايّام در چهل اقليم از اقاليم عالم بنصرت امر اسم اعظم مشغول و مألوفند بروابطی معنويّه مرتبط گردند و چون بنيان مرصوص لا تزعزعه عاصفات الشّرک و لا قاصفات الأمتحان اعمدهٴ مجللّهٴ مدنيّت سرمدّی الآثار حضرت بهاءاللّه را که حال بتأييد من عنده و هداية من لدنه منصوب گشته از سيل جارف انقلابات متزايدهٴ متنوّعهٴ کونيّه محافظه فرمايند. کنفس واحده مجاهده نمايند و آرام نگيرند و بر طبق وصايای حضرت عبدالبهاء جواهر الأرواح لعظمته و قدرته الفداء ترک موطن اصلی خويش نمايند و حبل تعلّقات را بکلّی بريده بأقاليم و ممالک باقيه که تا بحال بنور عرفان اين امر گرانبها مشرّف و مفتخر نگشته مهاجرت نمايند و سرگشتهٴ آن ديار و بلاد گردند. در سلک نفوس شجيعهٴ مقتدرهٴ زکيّه محشور گردند که در حقّ آنان لسان عظمت می‌فرمايد : " وللّه خلف سرادق القدس عباد يظهرّن فی الارض و ينصرّن هذا الأمر و لن يخافنّ من احد و لو يحاربنّ معهم کلّ الخلائق اجمعين .... و يصيحنّ بصيحة تتميّز منها الصّدور و يظهرنّ بسطوة يأخذ الخوف سکّان الأرض علی شأن کلّهم يضطربون ....و يشقّن الشّعر بالشّعر ولن تمنع ابصارهم حجبات العالمين "

ببازوی اقتدار از گنجينهٴ اسرار درر و لئالی حکمت الهيّه را بر جمهور اغيار ايثار فرمايند و کتب و آثار قيّمهٴ امريّه که بمتجاوز از بيست لغت ترجمه و طبع گرديده در بسيط غبراء منتشر سازند. نعرهٴ سبحان ربّنا البهيّ الابهی سبحان ربّنا العليّ الاعلی را در بين ملل و نحل و قبائل و طوائف چنان از دل و جان برآرند که از مهابت فريادشان عالم کون بأهتزاز آيد و قلوب منجمده بنار محبّة اللّه مشتعل گردد. کوس اعظم را در اعلی المقامات بانامل قدرت بکوبند و افئدهٴ سلاطين ذوی الأقتدار را بمغناطيس عشق جمال ابهی بربايند امرا و وزرا و وکلا و نقبای هر ملتّی را در سلک حزب مظلوم در آورند و متکبّران و مغروران را خاضع و اسير زلف عنبر افشان محبوب اعلی گردانند. از هر رنگ و آرزوئی پاک و مقدّس سازند و بصبغ اللّه که مبرّا و منزّه از همهٴ رنگهاست فائز نمايند. علمای رسوم را از سبات عميق و کابوس ثقيل بيدار نمايند و از حضيض ذلّت و قيود اسارت نجات دهند و بمياه شفقت بی منتهی متنبّه و مجذوب امر منتقم قهّار گردانند. صلای : " هيّوا بنا يا معشر الآمرين هذه انوارالشّمس الّتی احاطت ظهورکم و يمنيکم و يسارکم و فوقکم و تحتکم و جنوبکم و شميلا " در قطب عالم بلند نمايند و علم يا بهاءالابهی را بر اعلی قلل جهان منصوب سازند. مخمودان را بنار موقدهٴ برافروزند و محرومان ناسوت را که در بعدابعدند ببساط قرب کشانند و محرم اسرار الهی نمايند و در ظلّ سراپرده وحدت عالم انسانی مجتمع سازند. دردمندان را درياق فاروق دهند و مغمومان را از عوارض و کدورات عالم طين برهانند. مأيوسان را بظهور اسم اعظم و حلول قرن ذهبی جمال قدم بشارت دهند و در اين ظلام ديجور حشر و نشوری بر پا نمايند که شلّيک سرور از نزديک و دور بلند گردد. صوت تهليل و تکبير باوج اثير رسانند و هلهله کنان مژده بعالميان دهند که:

هله عاشقان بشارت که نماند اين جدائی برسد زمان وحدت بکند خدا خدائی يا حزب اللّه فی المدن و الدّيار. همّت لازم است همّت. البدار البدار وقت تنگ است درنگ منمائيد. ميدان خدمت مهيّا فرصت گرانبها را غنيمت شمريد. کتائب تأئيد و فيالق توفيق بأمر سليمان سرير ملکوت حول عرش کبرياء صف بسته کلّ مستعدّ خروج و نزول و هجومند . حيف است آنی تأمّل و تردّد را جائز شمريم. واقعه‌ها در پيش است و دشمنان پر کين امر بها از پس. مسامحه و مساهله مخلّ در نظم امراللّه و علّت ازدياد بطش و صولت و جرأت و جسارت اعدای دين‌اللّه. يوم يوم قيام است و زمان زمان استقامت بر امر مالک انام. دور دور بهائيان ايران است و کور کور ظهور غلبهٴ امر حيّ لايموت در آن سامان. اين کلمات عاليات را که از کلک گهر بار مبيّن آيات بيّنات صادر بياد آريد. قوله الاحلی : " لعمراللّه روح القدس ينفث فی فمکم و روح الأمين يلهمکم فی قلبکم و شديدالقوی عن يمينکم و جنودالتأييد تسعی عن شمالکم " .

ای برادران و خواهران روحانی ايّام درگذر است تا وقت باقی جهدی بايد که بآنچه شايسته و سزاوار اين قرن افخم اعّز امنع مشعشع الهی است موفّق و مفتخر گرديم. حضرت عبدالبها ميفرمايد : " اليوم حقائق مقدّسهٴ ملأ اعلی در جنّت عليا آرزوی رجوع باين عالم می‌نمايند تا موّفق بخدمتی بآستان جمال ابهی گردند و بعبُوديّت عتبهٴ مقدّسه قيام کنند " هلّموابنا يا ملأ البهاء علی نشر هذه الأنوار و خرق الأحجاب و الأستار و کشف الرّموز و الاسرار و جذب افئدة اولی السّطوة و الاقتدار و رفع الوية الاستقلال فی المدن والدّيار و اظهار خفيّات شريعة ربّنا البهيّ المختار بسطوة و شجاعة و وقار تتحيّر منها طلعات الفردوس فی اعلی الغرفات و عن ورائهن تلک الورقة البهيّة المحبوبة العليا ثمرة دوحة البهاء و عرف قميصه للعالمين. ايّها المجاهدون فی سبيل اللّه و المختارون فی ملکوته اعظم فرائض حتميّهٴ دينيّهٴ موکولهٴ مرجوعه که دراين ايّام در رتبهٴ اولی از تکاليف مبرمهٴ اوليّه وجدانيّهٴ امنای امراللّه و ممثّلين جامعهٴ پيروان دين اللّه و مروّجين شريعت اللّه است و در مقام ثانی از واجبات مقدّسهٴ افراد جامعه در موطن اصلی جمال قدم و اسم اعظم است و از مقدّمات و تمهيدات ضروريّه تأسيسات بين المللی آينده و تشکيل بيت عدل اعظم الهی و استقرار آن در ارض مقدّسه و تنفيذ دستورات باقيهٴ منصوصه در کتاب وصايا است و بايد بأين ترتيب متدرّجاً اجرا و تنفيذ گردد اينست :

١- تسريع واهتمام بليغ در تهيّهٴ احصائيه صحيح دقيق کاملی از کافّهٴ مؤمنات و مؤمنين آن اقليم از سنّ بيست و يک و مافوق آن و ارسال آن من دون تعويق و تعطيل بواسطهٴ امنای محفل مرکزی طهران بأرض اقدس در اين مشروع خطير لازم و واجب است که جميع مراکز امريّه از مدن و قری حتّی نقاطيکه محافل محليّه در آن هنوز تأسيس نگشته و عدّهٴ مؤمنين به نُه (٩) بالغ نشده کلّ من دون استثناء بکمال جديّت و متانت مشارکت نمايند. تأخير و تهاون و تراخی را دقيقه‌ای جائز ندانند و در اظهار عقيده و ثبت اسماء خويش در سجلّ محافل روحانيهٴ مسامحه ننمايند و غفلت نورزند. و همچنين بايد امنای محافل روحانيّه که حافظ و حارس جامعه‌اند نفوس سليمهٴ مخلصهٴ مؤمنه را از مدّعيان محبّت و انفس شريره مفسدهٴ مغرضه تميز دهند و بکمال فطانت و متانت و استغناء سلوک نمايند و ذيل پاک امراللّه را از مآرب نوهوسان و کيد مفسدان و مشتهيّات اهل طمع و عدوان ملوّث و مغبر نسازند و نتيجهٴ احصائيّه را بعد از تدقيق و اکمال در پاکتی نهاده مختوماً بعنوان امنای محفل مرکزی بطهران ارسال دارند و نسخه‌ای از آن در سجلّ محفل محلّی ثبت و حفظ نمايند.

٢- تعيين عدد وکلای جمهور بهائيان ايران بايد امنای محفل مرکزی طهران پس از مشاوره و مخابره با اين عبد عدّهٴ وکلای هر قسمتی از قسمتهای امريّه آن سامان را بکمال دقّت تعيين و اعلان نمايند و عدّهٴ وکلا در هر قسمتی بايد بالنّسبه بعدد مؤمنين و مؤمنات آن قسمت باشد و مجموع وکلا از نود و پنج (٩٥) تجاوز ننمايد و در وقت حاضر هيئت وکلا بايد محصور بمؤمنين باشد و چون حجاب بالکليّه مرتفع گردد نساء با رجال در عضويّت اين هيئت و محفل ملّی روحانی هر دو مشارکت خواهند نمود.

٣- عقد مشورت و تبادل آراء بکمال دقت بين اعضای انجمن شوروی روحانی که در رأس هر سنهٴ بهائی در ايّام رضوان در طهران منعقد ميگردد در ايجاد وسائل و رفع موانع و تأمين موجبات انتخاب هيئت وکلا و اجتماع اکثريّت آن هيئت منتخبهٴ مجللّه در هر سنه در عاصمهٴ مملکت و نظر در شئون داخلهٴ روحانيّه جامعه و ازدياد روابط معنويّه در بين عناصر متنوّعه و انتخاب امنای محفل ملّی روحانی بهائيان ايران از بين عموم مؤمنين در آن سامان.

٤- اقدام بکمال نشاط و حزم و متانت از طرف جمهور مؤمنين و مؤمنات آن اقليم بانتخابات مليّه در جميع قسمتهای امريّه. بايد مؤمنين و مؤمنات از سنّ بيست و يک و مافوق آن در هر سنه‌ای و در هر قسمتی علی حدّه بکمال توجه و همّت و دقّت وکلای خويش را از بين مؤمنين آن قسمت راساً انتخاب نمايند. چنانچه از قبل تاکيد گشته بايد کلّ مشارکت نمايند ٠ و کناره نگيرند و استعفا ننمايند و کلّ بدانند که انتخاب در جامعهٴ بهائيان سرّی و عمومی و آزاد است و از تدابير و تشبّثات و مفاسد و مکارهٴ اهل دسيسه و عدوان بکلّی منزّه و مبرّا و آنچه از تفرّعات کيفيّت اين انتخاب محسوب راجع بأمنای محفل مرکزی طهران است که بر حسب اقتضای زمان و مکان آنچه موافق مصلحت امراللّه و مطابق اصول انتخاب که در اين اوراق مصرّح است دستوری عمومی و کافی از قوانين متفرّعه در بين ياران انتشار دهند و رسماً بمحافل محليّه ابلاغ نمايند و مواظبت و اهتمام تامّ در تنفيذ و اجرای آن مبذول دارند.

٥- اجتماع وکلای منتخبه بهائيان ايران در عاصمهٴ مملکت و مذاکرهٴ تامّ و مشورت دقيقی در بين اعضای هيئت وکلای جامعه. بايد در کمال تفرّس و اتقان و خلوص نيّت در امور تدبّر نمايند و بهر وسيله‌ای تشبّث کنند و در ايجاد وسائل انتخاب و اجتماع امنای محفل ملّی روحانی بهائيان ايران همّت بگمارند بنحوی که اکثريّت اعضای محفل ملّی که عدد آن در اين ايّام به نه (٩) منحصر گشته مرتباً در نقطه‌ای مجتمع گردند و بمهامّ امور امريّه پردازند و اگر چنانچه حکم اکثريّت هيئت وکلا بر آن قرار گرفت که تشکيل محفل ملّی روحانی و اجتماع اکثريّت اعضای آن مرتّباً ممکن و ميسّر است بکمال حزم اقدام بانتخاب آن محفل مجلّل ملّی روحانی نمايند.

٦- مباشرت بانتخاب اعضای اوّلين محفل ملّی روحانی بهائيان ايران . بايد هيئت وکلا که منتخبين جمهور بهائيانند در اجتماعی که اقلّاً شصت نفر از آنان در مدينهٴ طهران در حظيرة‌القدس مرکزی راساً و مستقيماً از بين عموم مؤمنين ساکنين آن اقليم اعضای محفل ملی روحانی را انتخاب نمايند و امّا وکلائی که از حضور در اين جلسه ممنوع و محروم گشته‌اند البتّه بايد رای خويش را کتباً بمرکز اجتماع ارسال دارند زيرا مشارکت آنان نيز در انتخاب اعضای محفل ملّی لازم و واجب. هيئت وکلا منتخبين اوّلند و اعضای محفل ملّی روحانی منتخب منتخبين. اعضای اين هيئت مجلّله را که از اعمدهٴ بيت عدل اعظم محسوب و من بعد به بيت عدل خصوصی اقليم ايران موصوف و معروف خواهد گشت افراد جامعه رأساً انتخاب ننمايند و محافل محليّه و اين عبد را نيز بهيچوجه من الوجوه حقّ مداخله‌ای نبوده و نيست. زيرا اوّلين وظيفهٴ وکلای جامعه است که بايد راساً اعضای محفل ملّی روحانی را از بين مؤمنين ساکنين آن اقليم انتخاب نمايند.

٧- تعيين و انتخاب اعضای لجنه‌های امريّهٴ مرکزی که از وظيفهٴ امنای محفل ملّی روحانی ايران است. اعضای اين محفل بايد از بين جمهور مؤمنين در ايران اعضای لجنه های مرکزی را نوعی انتخاب نمايند که اجتماع اعضای منتخبه بکمال سهولت تحقّق پذيرد و مشکلات و موانعی فراهم نگردد.

٨- وضع نظامنامه ملّی بهائيان ايران و قانون اساسی جامعهٴ پيروان امر حضرت رحمن. اين دستور بايد من تمام الوجوه مطابق دستور محفل ملّی روحانی بهائيان امريک باشد که ترجمه‌اش در سجلّ محفل مرکزی طهران موجود و مثبوت است. ارسال نسخه‌ای از اين نظامنامهٴ محفل ملّی روحانی ايران بأرض اقدس بعنوان اين عبد البتّه لازم تا پس از تدقيق و تعديل بطهران ارسال گردد و در سجلّ محفل ملّی روحانی ثبت شود و بين محافل محليّه منتشر گردد و بتصويب و تصديق آنان برسد.

٩- تقديم نظامنامه ملّی جامعهٴ بهائيان ايران بأوليای امور در مدينهٴ طهران. نصّ اين دستور را بايد امنای محفل ملّی روحانی که نمايندهٴ افراد بهائيان و محافل محليّه آنانند بکمال شجاعت و اطمينان و ادب و وقار تقديم و تسليم ولاة امور نمايند ودر کمال حزم و متانت صدور اعتبار نامهٴ رسمي از دولت قاهره تمنّا و استدعا كنند و اگر چنانچه تسجيل هيئت محفل ملّی بهائيان ايران در دوائر دولت بعنوان هيئت دينی مستقلّ مشروعی ممکن و ميسّر نه محفل خويش را موقتّاً نظير شرکتهای تجاری و صناعی مشروعهٴ معتبرهٴ آن مملکت در سجلّ حکومت ثبت نمايند و وسائل انتقال عقار و مسقّفات که وقف امراللّه گشته بنام اين هيئت در دوائر ثبت اسناد مملکت فراهم آرند.

١٠- تأسيس اوقاف بهائی در عاصمه مملکت و ايالات و ولايات آن. آنچه را ياران الهی و اماءالرّحمن در ايران عقار و مسقّفات وقف امراللّه نمايند و از موقوفات مليّه آن مملکت شمرند بايد قبالهٴ آن کلّ من دون استثناء بأسم امنای محفل ملی بهائيان ايران ثبت گردد و انتقال يابد و در تحت تصرّف اعضای آن هيئت باشد و عايدات آن راجع بصندوق خيريّهٴ مرکزی آن محفل است. احدی را حق مداخله و تصرّف در آن نبوده و نيست.

١١- اقدام بتشکيل شعبه‌های محفل ملّی روحانی ايران در ارض اقدس و ايالات متّحده و اقطار سائره در شرق و غرب عالم بهائی. دراين سنين اخيره محفل ملّی روحانی بهائيان امريک پس از وضع نظامنامه و قانون اساسی جامعهٴ‌بهائيان آن اقليم و کسب اعتبار نامهٴ رسمی از اوليای امور در عاصمهٴ مملکت ايالات متّحده نصّ دستور را که بأمضای وزير خارجهٴ حکومت امريک مزيّن و بمهر دولت ممهور است بأرض اقدس ارسال نموده و پس از مفاوضات رسميّه باولاة امور در ارض اقدس شعبه‌ای از آن محفل مجلّل مقدّس روحانی که در نظر حکومت فلسطين معتبر و مشروع است تشکيل و تأسيس گشته و قطعه زمينی که در جوار مقام اعلی واقع و بأبتياع آن احبّای الهی و اماءالرّحمن امريک مفتخر گشته‌اند و وقف امراللّه نموده‌اند بأسم آن هيئت محترمه در دائرهٴ ثبت اسناد حکومت فلسطين تسجيل گشته و انتقال يافته و حال اين عبد مشتاق و منتظر است که ياران حقيقی جمال قدم در آن کشور مکرّم بدلالت و قيادت امنای محافل روحانيّه خويش بتشکيل اوّلين محفل ملّی روحانی و بيت عدل خصوصی در آن سامان و کسب اعتبار نامهٴ رسمی و تأسيس شعبه‌ای از آن محفل روحانی نورانی در ارض اقدس مؤيّد و مفتخر گردند تا آنچه را وقف مقام اعلی نموده‌اند و قبالهٴ آن چندی قبل بطهران ارسال گشته باسم هيئت امنای محفل ملّی روحانی بهائيان ايران ثبت و منتقل گردد. هذا ما اتمنّاه لکم يا احبّاء البهاء و اودائه و صفوته بين بريّته و انّه لهو المؤيّد النّاصر الهادي الشّاهد الخبير.

١٢- بذل همّت در تأسيس شعبه‌ای از محفل ملّی روحانی بهائيان امريک در خطّهٴ ايران و انتقال بعضی از مواقع متبرّکه و اماکن تاريخيّهٴ آن سامان بأسم آن هيئت محترمه که گوی سبقت را در اين ميدان از همگنان ربودند و اوقاف بهائی در اقصی الغرب ببازوی اقتدار تأسيس فرمودند و بأين موهبت عظمی مؤيّد و مفتخر گشتند.

١٣- اقدام محافل روحانيّهٴ محليّهٴ ايران در وضع نظامنامهٴ محلّی و کسب اعتبار نامهٴ رسمی از اوليای امور مدينهٴ خويش و تأسيس اوقاف محلّی بر حسب دستور محفل ملّی روحانی بهائيان آن اقليم بايد نوعی اقدام گردد که در اصول اين نظامنامه‌های محليّهٴ امريّه بتمامها مطابق و مؤيّد يکديگر باشند اگر در امور فرعيّه اختلاف و تفاوتی موجود بأسی نه زيرا از امور اساسيّهٴ اصليّه محسوب نه و تنوّع در امور فرعيّه محبوب ومقبول. بايد محفل ملّی روحانی اصول را تعيين و تشريح نمايد و فرع را از اصل تميز دهد و تفريق نمايد و آنچه را آن هيئت بأکثريّت آراء قرار دهند و تصويب نمايند افراد و محافل محليّه کلّ بايد مطيع و منقاد گردند و بدل و جان در تنفيذ و تطبيق و ترويج آن سعی بليغ مبذول دارند.

١٤- و چون بتأئيد من اللّه و هداية من لدنه عزيزان اقليم ايران بأين اقدامات مهمّه ضروريه و مشروعات جليله و تأسيسات مليّه و محليّه و مقدّمات اساسيّه مؤيّد و موّفق گردند بايد امنای مجلّلهٴ محفل ملّی روحانی آن اقليم مجمعی بيارايند و در حضور اکثريّت هيئت منتخبهٴ وکلای بهائيان آن سامان بحبل مشورت تمسّک جويند و تصميمات لازمه اتّخاذ نمايند و بتدابير متقنه و وسائل فعاله تشبّث کنند و بقدر امکان با محافل محليّه ايران در تبادل آراء و تحقيقات لازمه سعی موفور مبذول دارند و در تهيّهٴ تمهيدات و مقدّمات انتخابات بين‌المللی بهائيان عالم که نتيجه‌اش تشکيل بيت عدل اعظم الهی و استقرارش در جوار مقامات متبرّکهٴ ارض اقدس است کما ينبغی و يليق اقدامی سريع نمايند واين محفل ملّی روحانی آن کشور مقدّس که از اعمدهٴ مجلّلهٴ بيت عدل اعظم الهی محسوب و رکن رکين آن قصر مشيد است بأتّفاق محافل ملّی روحانی ممالک شرقيّه و غربيّهٴ عالم بهائی بانتخاب بين‌المللی مباشرت نموده بکمال جديّت و توجّه و انقطاع بأسلوبی بديع و حزم و متانتی بی مثيل منقطعاً عن‌الجهات طالباً هدايته و مستمدّاً من فيوضاته و متمسّکاً بحبل احکامه و تعليماته از بين جمهور مؤمنين در شرق وغرب و جنوب و شمال رجال بيت عدل اعظم الهی را انتخاب فرمايند.

عند ذلک تتحقّق آمالنا و تثمر شجرة مجهوداتنا و تتمکّن وصاياء محبوبنا و مولانا و تتجلّی خفيّات امر ربّنا و الهنا و تنکشف امام اعيننا و ابصارنا فاتحة عصر لن تر شبهه القرون الأوّلون . هذا اعظم رجائی منکم و بلاغ منّی اليکم ان انتم تقبلون

٢ شهرالمسائل ٨٩

١٣ دسامبر ١٩٣٢

بندهٴ آستانش شوقی

منابع
محتویات