
… جمال مبارک در طهران صبح در نهايت ثروت و غنا بودند و شامگاه به کلّی تالان و تاراج گشت به قسمی که عبدالبهاء طفل بود چون شام لقمه نان از والده خواست والده به عوض نان مناجاتی از برای او خواند که شکر و حمد آن مصيبت کبری بود که در سبيل اللّه واقع گشت و مدّتی در عراق در نهايت فقر بسر برديم و آن مدّت منتها سرور و حبور از برای ما بود که هر گاه به خاطر آيد نهايت شادمانی رخ دهد…
ای بنده جمال الهی عبدالبهاء را نهایت محبت با شماست و از خدا خواهم... جمال مبارک در طهران صبح در نهایت ثروت و فنا بودند و شامگاه به کلی
