
ای مقتبس نور هدی حضرت موسی کليم اللّه فيض نور هويّت را از نار موقده در شجره خضرآء مشاهده نمود و استماع ندآء فرمود و انّی اجد علی النّار هدی گفت و انّی آنست ناراً فرياد برآورد. الحمد للّه که آن نار موقده الهيّه در شجره مبارکه لاشرقيّه و لاغربيّه انسانيّه شعله برافروخت و ندای جانفزای مجلّی طور به سمع روحانيان شرق و غرب رسيد و صوت تهليل و تکبير از وادی ايمن برخاست. بقعه مبارکه چنان روشن شد که انوارش بر آفاق بتافت. سبحان اللّه اين خلق جهول هنوز جحود و جدولند و انّ هذا لشیء عجاب گويند و استغراب نمايند. جلوه انوار را در کهسار جائز دانند ولی سطوع نور هويّت را از فجر ساطع انسانی محال و ممتنع شمرند. اين چه نادانی و اين چه سرگردانی. حمد کن خدا را که کشف غطا نمودی و پيمانه عطا پيمودی. پرتو تجلّی يافتی و نور حقيقت شناختی و نرد محبّت باختی و کار دنيا و آخرت ساختی فاشکر اللّه ربّک علی هذا الفضل العظيم.
اللّهمّ يا فائض النّور و المجلّی علی الطّور و کاشف الظّلام الدّيجور اسئلک بنيّر افق توحيدک السّاطع الفجر علی الشّرق و الغرب بان تؤيّد عبدک هذا علی نشر انوارک و کشف اسرارک و هتک استار ابصار عبادک حتّی تتنوّر البصآئر بمشاهدة آياتک الکبری الباهرة من ملکوتک الأبهی انّک انت المقتدر المتعالی العزيز الکريم و انت البرّ الرّؤوف الرّحيم. ع ع