رديف الف - باب هشتم: العلم علمان

حضرت عبدالبهاء
نسخه اصل فارسی

از آثار حضرت عبدالبهاء - مائده آسمانی، جلد ۵، صفحه ۲۳ - ۲۶

رديف الف - باب هشتم: العلم علمان

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند:

هو الابهی

جناب ميرزا حاجی آقای طبيب عليه بهاء اللّه الابهی ملاحظه نمايند:

هو الابهی

ای طبيب اديب اريب روّات حديث روايت کنند که نيّر حجازی و آفتاب يثربی جمال محمّدی روح المقرّيين له الفداء فرموده‌اند العلم علمان علم الابدان و علم الاديان در اين حديث صحيح تعريف و توصيف طبّ صريحست چه که مقدّم بر علم اديان است و ستايش اعظم از اين نخواهد بود محقّقين در فحوای اين حديث حيران و سرگردان شدند که با وجود آنکه طبّ سقراط و بقراط و حکمت جالينوس و براکلوس جسمانی و شرائع الهی و اديان آسمانی طبّ روحانی است و حکمت رحمانی چگونه اين جسمانی بر روحانی تقدّم يافته و صحّت و سلامت اجسام بر ارواح مقدّم شمرده شده است کلّ را حيرت دست داد بعد از بحث دقيق چنين تحقيق نمودند که عبادت و فرائض عبوديّت حصولش منوط بصحّت و عافيت ابدانست اگر جسم نحيل و بدن عليل و اعضاء سست و پرفتور و مزاج مختل و پرقصور باشد توانائی عبادت نماند و فرائض عبوديّت بجای نيايد بلکه مدارک مختل شود و مشاعر معطّل گردد حصول صحّت و عافيت روحانی و ظهور سلامت و راحت وجدانی منوط و مشروط باعتدال مزاج عنصريست يعنی موقوف عليه آنست لهذا در حديث مقدّم بيان شده است اين معنی هر چند مغنيست و فی الحقيقه توجيه لطيفيست لکن معنی ديگر که الطف از اينست نيز بنظر ميايد و آن اينست که اين مطلب يعنی هدايت الهی در جميع کتب و صحائف آسمانی و نزد جميع حقائق پرستان و دانايان و مطّلعين بر اسرار نامتناهی ربّانی اهمّ امور و اعظم مطلوب بودنش ثابت و مسلّم است و نفوسی که بر هدايت ناس قيام نمايند از افق کائنات چون نجم ساطع ظاهر و لامع گردند چه که مظهر حکمت الهيّه و مطلع حيات باقيه هستند و چون در ميان طبّ جسمانی و حکمت روحانی تطبيق تام حاصل و مشابهه حقيقيّه طابق النعل بالنعل موجود و مشهود بقسمی که نکات جزئيّه در بين علمين نيز مطابق و موافق يکديگرند و ابداً در تشخيص امراض و تعديل مزاج و ترتيب علاج و مدارای با مريض و عليل و مهربانی با سقيم و طريح تفاوت و اختلافی نه لهذا طبيب روحانی که بايد بر هدايت نفوس سقيمه بامراض باطنی قيام نمايد در جميع معالجات سر رشته از طبّ جسمانی گيرد و بر آن ترتيب حرکت نمايد مثلاً اوّل تشخيص مرض هر نفسی را بدهد و مزاج و استعداد و قابليّت او را کشف کند و بر آن اساس ترتيب علاج نمايد و منتهای مدارا و مهربانی را با او ملحوظ دارد و فی الحقيقه خيرخواه و غمخوار عليل و مريض باشد نه اينکه چون مرض او را شديد بيند طرد و تبعيد کند و بغلظت معامله نمايد بلکه بقدر امکان در صحّت او بکوشد و چون عاجز گردد و تمرّد از معالجه مشاهده کند ترک او کند چون در اين کور اعظم مدار رفتار و گفتار و کردار احبّای الهی بر اين منوال است و طبّ باطن را بطبّ ظاهر تطبيق و قياس لازم لهذا در حديث طبّ ابدان مقدّم شمرده شده است چه که ميزان عمل و قياس است و مقياس لابدّ مقدّم است پس ای پزشک دانا، اگر حذاقت کامله خواهی و حکمت جامعه جوئی جمع بين طبّين نما و باين جناحين پرواز کن يعنی طبيب اجسام باش و حکيم ارواح و پزشک دلها و معالج جانها جسم عليل عالم را دوای نافع باش و مزاج ضعيف آدم را داروی ناقع سمّ جهل و غفلت را درياق اعظم شو و زهر احتجاب و سوء اخلاق را پادزهر مکرّم گرد تا از افق طبّ الهی چون آفتاب بدرخشی و از مشرق حکمت ربّانی چون مه تابان طالع شوی و حيات روحانی و زندگی جاودانی مبذول داری و البهاء عليک و علی الّذين عالجوا القلوب بنفحات اللّه ع ع

ثمّ کبرّ علی وجه الورقة الطيّبة و ذکّرها من قبلی بذکر اللّه و طيّب مشامها بنفحات اللّه المهيمن القيّوم انتهی.

منابع
محتویات