
در لوح آقا سيّد کريم سدهی از قلم مبارک ميثاق نازل قوله الاحلی:
"آرزوی نفوس در صورتی حصول يابد که امتحان بميان آيد و ثبوت و رسوخ نمايند و محفوظ و مصون مانند پس خداوند آفرينش حقّ آزمايش دارد و بس و انّه لهو القويّ القدير" انتهی
و در لوح ابن ابهر نازل قوله الاحلی:
"از امتحانات هيچوقت محزون مگرديد زيرا امتحان و افتتان حصاد اشرار و سبب ظهور کمالات ابرار است لهذا بايد بسيار ممنون و خوشنود بود چه که مقصد از ظهور نور مبين تربيت نفوس مبارکه است و اين جز بامتحانات الهيّه ممکن نه اگر امتحانات الهيّه نبود ابداً نفوس تربيت نميشدند بلکه جميع مستغرق بحر هوی و هوس ميماندند چون شدائد امتحان بميان آيد نفوس منقطع گردند و منجذب بحقّ و متوجّه الی اللّه و متخلّق باوصاف رحمانی و مستمدّ از فيوضات آسمانی شوند" انتهی
و در لوح عشق آباد آقا حسينعلی ميفرمايند:
"بر خوان رنگين و شهد و انگبين و باده خلّار و جام سرشار هر کس بنده پروردگار است عبوديّت حقّ در زير اغلال و زنجير و تير و شمشير ثابت و محقّق ميشود" انتهی
و نيز حضرت عبدالبهاء در لوحی ميفرمايند قوله تعالی:
"الطاف جمال غيب من دون شبهه و ريب شامل دوستانست ولی آزمايش و امتحان نيز شديد است قسم بالطاف رحمن رحيم که استخوان عبدالبهاء از خوف امتحانات جمال ابهی ميگدازد و روح و قلب و جانش مضطرب ولی اميد از عنايت آن محبوب مجيد است که اين عبد و دوستان را نااميد نفرمايد و نجات بخشد" انتهی.
و در سفر نامه جلد اوّل مسطور است فرمودند:
"شکر نعماء الهيّه هنگام سختی و زحمت لازم زيرا در بحبوحه نعمت هر نفسی ميتواند شاکر باشد حکايتی است که سلطان محمود خربزهای را بريد و باياز داد اياز ميخورد و اظهار شکر و سرور مينمود آخر چون سلطان خود قدری از آن خربزه چشيد ديد بسيار تلخ است از اياز پرسيد که خربزه باين تلخی را چگونه خوردی و ملال نياوردی جواب گفت که من از دست سلطان نعمتهای گوناگون بسيار لذيذ و شيرين خورده بودم لهذا سزاوار ندانستم که يکمرتبه تلخی بينم و اظهار ملال کنم پس انسانی که غرق نعماء الهی است اگر وقتی جزئی زحمتی بيند نبايد متأثّر شود و مواهب الهيّه را فراموش کند" انتهی