از بخل آوارگان و سخأ دیگران

حضرت بهاءالله
نسخه اصل فارسی

از بخل آوارگان و سخأ دیگران...,حضرت بهاءالله، محاضرات جلد ۱ صفحه٢

مکاتیب جلد دوم صفحه ١٨٦

قوله العزیز

از بخل آوارگان و سخأ دیگران مرقوم فرموده بودید فقیر بینوا چه انفاق نماید و محتاج پشیز چه احسان کند توانگرانند که خوان نعمت نهند و ابواب بخشش بگشایند الحمدلله آنجناب بر سفره مهناّ و خوان مهیّا وارد شدید و از جمیع نعمأ والأ موجوده یافتید گرسنگی در کاشانه فقرا و بی برگی لانه ضعفا را فراموش البته نمودید دیگر شکایت چرا و روایت از چهرو مگر آنکه بگویم از عالم قناعت گذشته‌اید و ابواب طلب مزید را گشاده‌اید. و از این گذشته ما نه مرشدیم نه مسترشد نه مریدیم نه مراد نه مدعی علمیم و نه مدعی کمال آوارگانیم بیسر و سامان و بینوایانیم بی برگ و مستمند و پریشان. نهایت آشفته جمال دلبریم و دلداده کوی مهوشیم دردمند طبیب الهی هستیم و مستمند توانگر معنوی مرغ ضعیفیم لکن گرفتار دام او هستیم. و از این گذشته چون ببازار - جوهریان گذری نه تجلی یاقوت رمانی بینی و نه جلوه لعل بدخشانی نه لؤلؤ لالا مشاهده کنی و نه دُر یکتا لکن چون بدکّه خزفیان بگذری امواج خزف بینی که مکشوف موج میزند و تلال شیشه بدل ملاحظه نمائی که برق میزند لکن صدهزار بار خزف بدانه گوهری برابری ننماید........الخ

منابع
محتویات