
آن حضرت که در ارض میم ( مازندران ) مسکن داشت و بملا علیجان موسوم علم توحید در آن ارض برافراخت و بحرارت محبت الله مشتعل بشانیکه جمعی را مشتعل نمود تا آنکه اهل شقاق و نفاق میثاق الهی شکستند و قصد آن مظلوم نمودند آنچه را مالک بود بتاراج رفت و بعد آن وجود مقدس را با جمعی از منتسبین باسلاسل و قیود بارض طاء آوردند ونزد علی کندیش فرستادند و بهزار حیله و مکر اراده نمودند عهد الهی را بشکند و میثاقش را محو نماید ولکن آن فارس مضمار حقیقت و برهان از ما سوی الله چشم پوشید و جز ذکر دوست و وصال دوست و قرب دوست یاری و مطلبی و ذکری نداشت باری معرضین و مشرکین بمراد نرسیدند یعنی کلمه انکار از آن معدن اقرار اصغا نشد تا آنکه بمراد خود فائز گشت و بعد از صعود آن روح مطهر و عروج آن جوهر بشر از قلم اعلی روح من فی الملکوت الامر و الخلق فداه دو زیارت از برای او از سماج مواهب و الطاف نازل یکی از آن دو ذکر میشود هو امعزی من افقه الاعلی اول نور ظهر و اشراق و لاح ... انتهی