
این گروه ملایان متدنی که حضرت بهاءالله معاتبا آنها را ” علمای ارتیاب “ و ” مظاهردنیه سلطان ظلمت “ و ” ذئاب “ و ” فراعنه “ و ” مراکز نار جحیم “ و ” وحوش ضاریه که بشکار لاشه نفوس انسانی مشغولند “ خطاب فرموده و احادیث دیانت خودشان آنها را منشأ و فدیه فساد دانسته بگروههای مختلفهٴ شاهزادگان و امرأ و منسوبان سلسلهٴ پادشاهان منقرض پیوسته اند . باین طریق برای تمام ملل شاهد و نذیری میشوند از آنچه که زود یا دیر باید بر صاحبان قدرت دنیوی اعم از سلاطین و علمائیکه جسارت ورزیده بر وسایط منصوصه و مظاهر قدرت و قوت الهیه احتجاج یا اعتساف روا میدارند وارد آید.
اسلام که منشأ دیانت حضرت بهاءالله است و در عین حال از آن جور و اعتساف دیده اکنون هرگاه ما علائم زمان را درست تشخیص بدهیم تازه تحت فشار این دیانت قاهره و غالبه قرار گرفته است . فقط تذکر این نکته کافی است کسانیکه برای مدت کوتاه سه سال ابن الله را زجر و آزار کردند هزار و نهصد سال است بذلت و تفرقه مبتلا بوده و هنوز هم رنج میکشند و بنا بر این میتوانیم با احساساتی آمیخته با خوف و خشیت از خود سئوال نمائیم پس ابتلائات کسانیکه اقلا مدت پنجاه سال اب آسمانی را ” در هر آن بعذابی جدید معذب ساخته اند “ چه خواهد بود - کسانیکه علاوه بر او مبشرش را که خود مظهر الهی بود بآن ترتیبات فجیع جام شهادت نوشانیدند.
در صفحات پیش من بعضی بیانات که بعلمای رسوم اسلام و عیسوی جمعا خطاب شده نقل کردم و پس از آن مقداری از خطابات خصوصی و اشارات بعلمای مسلم اعم از شیعه و سنی را ذکر نمودم و سپس بشرح عقوبتهای خصوصی پرداختم که طبقه علمأ و روسأ ارکان اسلام و موقوفات و سنن و موسساتش همه بان مبتلا گردیدند. حال در خطاباتی که مخصوص طبقه علمای عیسوی نازل شده تمعن کنیم - همان علمائی که اغلب دیانت حضرت بهاءالله را نشناخته و عده قلیلی از آنها همینکه نظم اداری آن دیانت قوتی گرفته و انشعابات آن در کشورهای مسیحی نشر گردید قیام نمودند تا پیشرفت آن را منع و نفوذش را تحقیر و منظورش را تیره و تاریک سازند.