
آن روح حیات بخش در شرف زوال آن سبب اعظم مورد سخریه قرار گرفته آن نور مبین تاریک شده و آن حصن متین متروک افتاده و آن جامهٴ زیبا دور انداخته شده است نفس الهی از اعراش قلوب مردم متتازل و یکدنیای بت پرست از روی بوالهوسی و باغوای تمام بدرود و ستایش خدایان دروغی پرداخته است که هواهای نفسانیش از روی بیشعوری خلق نموده و ایادی مضله وی با کمال بیدینی بلند گردیده است . بتهای عمدهٴ که در معبد نا مقدس نوع انسانی مورد پرستش قرار گرفته خدایان سه گانه ملیت و جنسیت و اشتراکی است که دول و ملل دمکرات و یا دیکتاتوری در صلح یا در جنگ در مشرق یا مغرب و مسیحی یا مسلمان باشکال مختلفه و بدرجات متفاوته عتبهٴ آنها را پرستش میکند . اساقفه آنها سیاسیون و علمای مادی که معروف بحکمای قرن کنونی هستند و قربانی آنها گوشت و خون گروههای مردمی است که کشته میشوند و سرود و ورد آنها شعائر عتیقه و مناسک مضره و قبیحه و بخور آنها آه غم و محنتی است که از قلوب جریحه محرومان و عاجزان و بی پناهان متصاعد میشود .
مرامها و سیاستهای بس سقیمه و مضره که پایه حکومت را بمقام الوهیت رسانده و ملت را فوق عالم انسانی میستاید و میخواهد نژادهای دیگر دنیا را تابع نژاد واحد قرار دهد و میان نژاد سیاه و سفید تبعیض قائل شود و تجویز میکند که یک طبقه بخصوص بر تمام طبقات دیگر تسلط داشته باشد - اینها عقاید ظلمانی و باطل و ناروائی هستند که هر کس یا ملتی که بآنها عقیده مند است یا بر طبق آنها عمل میکند دیر یا زود بغضب الهی مبتلا خواهد شد . حضرت عبدالبهاء چنین اخطار میفرماید “ حرکتهای تازه عمومی تمام قوت را در تنفیذ مقاصد خویش مجری خواهند نمود حرکت شمالیه خیلی اهمیت خواهد یافت و سرایت خواهد کرد.
بر خلاف اینها و کاملا منافی این عقاید جنگ خیز و آشوب کنندهٴ جهان حقایق شفا دهنده و نجات بخش و پر معنی است که حضرت بهاءالله مصلح و ناجی رحمانی تمامی نوع بشر اعلام فرموده است حقایقی که باید بمنزله قوه محرکه و علامت شاخصه این ظهور اعظم تلقی شود چنانکه میفرماید ”فی الحقیقه عالم یک وطن محسوب است ومن علی الارض اهل آن “ ” لیس الفخر لحبکم انفسکم بل لحب ابناء جنسکم “ ” همه بار یکدارید و برگ یک شاخسار“ ” افکار و عقول خود را صرف تربیت ملل و اقوام ارض نمائید شاید … جمیع نوع بشر حامی یک نظم و ساکنین یک شهر گردند … شما در یک دنیا ساکنید و از اثر یک اراده بوجود آمده اید “ ( ترجمه ) ” ایاکم ان تفرقکم شئونات النفس و الهوی کونوا کالاصابع فی الید و الارکان للبدن“ ” جمیع نهالها از شجرهٴ واحده ظاهر و جمیع قطرات از بحر واحد و هستی جمیع موجودات از یک وجود موجود “ ( ترجمه ) ”امروز انسان کسی است که بخدمت جمیع من علی الارض قیام نماید.“