separator

الواح فرامين تبليغى، دوره اوّل (لوح هفتم) – اثر حضرت عبدالبهاء - بر اساس مكاتيب عبدالبهاء، جلد ۳

لوح هفتم که بافتخار احبّا و اماء رحمن محافل و مجامع ايالات متّحده و کانادا صبح سه شنبه يازدهم اپريل سنه ١٩١٦در اطاق مبارک در بهجی از فم مبارک مرکز ميثاق صادر گشت.

﴿ هو اللّه ﴾

ای بهائيان حقيقی امريک شکر حضرت مقصود را که موفّق بر نشر تعاليم الهی در آن خطّه وسيعه شده‌ايد و نداء ملکوت اللّه در آن ديار بلند کرديد و بشارت بظهور ربّ الجنود و حضرت موعود داديد الحمد للّه موفّق شديد و در اين مقصد مؤيّد گشتيد اين صرف از تأييدات ربّ الجنود و نفثات روح القدس است حال موفّقيّت شما هنوز معلوم و مفهوم نگشته عنقريب خواهيد ديد که هر يک مانند ستاره‌های درّی درخشنده در آن افق نور هدايت بخشيديد و سبب حيات ابديّه اهل امريک شديد ملاحظه کنيد که موفّقيّت حواريون در زمان مسيح معلوم نبود نفسی بآنان اعتنائی نداشت بلکه اذيّت و استهزاء مينمودند بعد معلوم شد که حواريون و نساء مؤمنات مثل مريم مجدليّه و مريم امّ يعقوب چه تاج مرصّعی از جواهر زواهر هدايت بر سر نهاده بودند همچنين موفّقيّت شما حال معلوم نه اميدوارم که بزودی موفّقيّت شما زلزله در آفاق اندازد لهذا عبدالبهاء را آرزو چنانست که مثل خطّه امريک در سائر قطعات عالم نيز موفّق و مؤيّد شويد يعنی صيت امر اللّه را بشرق و غرب رسانيد و در جميع قطعات خمسه عالم بشارت بظهور ملکوت ربّ الجنود دهيد اين نداء الهی چون از خطّه امريک باوروپ و آسيا و افريک و استراليا و جزائر پاسيفيک رسد احبّای امريک بر سرير سلطنت ابديّه جلوس نمايند و صيت نورانيّت و هدايت ايشان بآفاق رسد و آوازه بزرگواريشان جهانگير گردد پس بايد جمعی زبان دان منقطع منزّه و مقدّس مملوء از محبّت اللّه توجّه بسه دسته جزائر عظيمه دريای پاسيفيک مثل پولی نيژيا، مايکرونژيا، و ميلانژيا و جزائريکه متعلّق باين سه دسته است مثل نيوگينا، برنئو ژاوا، سوماترا، جزائر فيليپين، جزائر سليمان، جزائر فيجی، جزائر نيوهبرائيديز، جزائر لايلتی، نيوکالدونيا، بيزمارک، ارشی پليگو، سرام، سله بيز، جزائر فراندلی، جزائر ساموا، جزائر سوسايتی، لو ارشی پليگو، مارکساس جزائر هاوای، جزائر کارولين، جزائر مارشال، جزائر جيلبرت، جزائر ملوکا، جزيره تيمور، و سائر جزائر نمايند و مسافرت کنند و بقلبی طافح به محبّت اللّه و لسانی ناطق بذکر اللّه و ديدهئی متوجّه بملکوت اللّه ناس را بظهور ربّ الجنود بشارت دهند يقين بدانيد که در هر محفلی داخل شويد در اوج آنمحفل روح القدس موج ميزند و تأييدات آسمانی جمال مبارک احاطه ميکند ملاحظه کنيد که مس اگنس الکساندر بنت ملکوت کنيز عزيز جمال مبارک تنها بجزائر هاوای در جزيره هونولولو رفت و حال در ژاپون بفتو‌حات مشغول است.

ملاحظه کنيد که اين دختر در جزائر هاوای چه قدر موفّق شد جمعی را هدايت کرد و مس نوبلاک تنها بآلمان رفت چه قدر موفّق شد پس يقين بدانيد که هر نفسی اليوم بنشر نفحات اللّه قيام نمايد جنود ملکوت اللّه تأييد فرمايد و الطاف و عنايات جمال مبارک احاطه کند ايکاش از برای من ميسّر ميشد که پای پياده ولو بکمال فقر بآنصفحات مسافرت مينمودم و نعره‌زنان در شهرها و دهات و کوه و بيابان و دريا يا بهاء الابهی ميگفتم و ترويج تعاليم الهی مينمودم ولی حال از برای من ميسّر نه لهذا در حسرتی عظيم هستم بلکه انشاء الله شماها موفّق گرديد.

الآن در جزائر هاوای بهمّت مس الکساندر جمعی بشاطئ بحر ايمان وارد ملاحظه کنيد که اين چه سروری است و چه فرحی قسم بربّ الجنود که اگر اين دختر محترمه سلطنتی تأسيس ميکرد آن سلطنت باين عظمت نبود اين سلطنت سلطنت ابديّه است و اين عزّت عزّت سرمديّه بهمچنين در جزائر و قطعات ديگر مثل مملکت استراليا و جزيره نيوزيلند، و جزيره تاسمانيا، و همچنين اگر بژاپون و آسيای روسيه و کوريا و چين و هند فرنسه و سيام و استريت سِتلمنت و هندوستان و سيلان و افغانستان مبلّغينی بروند نتايج عظيمه خواهد بخشيد اگر بچين و ژاپون ممکن شود هيئتی از زن و مرد مجتمعاً روند چه قدر خوب است تا اين رشته محبّت محکم گردد و باين عبور و مرور تأسيس وحدت عالم انسانی نمايند و نداء بملکوت الهی کنند و نشر تعاليم نمايند و همچنين اگر ممکن شود سفری بقطعه افريقا نمايند و در جزائر کاناری و جزائر کيپ ورد و جزائر ماديريا و جزيره رئونيون و سنت هلنا و زنزبار و مورتيوس غيره و در آنجا ندا بملکوت اللّه نمايند و فرياد يابهاء الابهی کنند و همچنين در جزيره مادا گاسکار علم وحدت عالم انسانی بلند نمايند کتب ورسائلی بلسانهای اينممالک و جزائر يا ترجمه نمايند و يا تأليف کنند و در اين ممالک و جزائر نشر دهند ميگويند در جنوب افريقا معدن الماس پيدا شده اين معدن هر چند پر قيمت است ولی سنگ است بلکه انشاء اللّه معدن انسان پيدا شود و جواهر زواهر ملکوت بدست آيد. باری اين حرب جهانسوز نه چنان آتش بقلوب زده که وصف داشته باشد در جميع اقاليم عالم آرزوی صلح عمومی مضمر ضمائر است نفسی نمانده که آرزوی صلح و سلام ننمايد استعداد عجيبی حاصل و اين از حکمت بالغه الهی تا استعداد حاصل شود و علم وحدت عالم انسانی و اساس صلح عمومی و تعاليم الهی در شرق و غرب ترويج يابد.

پس ای احبّای الهی همّت کنيد و خلاصه تعاليم الهيّه را بعد از اين حرب در جزائر بريطانيا و اقليم فرنسه و آلمان و اطريش و مجر و روسيه و ايطاليا و اسپانيا و بلجيک و سويسره و نروج و سويد و دانمارک و هولاند و پرتقال و رومانيا و سرب و جبل اسود و بلغاريا و يونان و اندورا و لنجستين و لوکسنبرگ و موناکو و سان مارينو و جزائر بالريک و کرسيکا وساردينيا و سيسيلی و قبرس، مالتا و کريت و ايسلند و فارو ايلند و شتلند ايلند و هبرائيديز و ارکن ايلند نشر دهيد.

در جميع اين ممالک مانند ستاره صبح گاهی از افق هدايت بدرخشيد تا حال بسيار همّت نموده‌ايد ولی من بعد هزار مرتبه بر همّت بيفزائيد و در اينممالک و پايتختها و جزائر و محافل و کنائس نداء بملکوت ابهی کنيد و دائره همّت بايد وسيع گردد. هر چه وسيعتر شود موفّقيّت بيشتر گردد.

ملاحظه نموديد که عبدالبهاء در نهايت ضعف و ناتوانی در حالتيکه بيمار بود ابداً طاقت حرکت نداشت با وجود اين باکثر ممالک اوروپ و امريک شتافت و در کنائس و محافل و مجامع بترويج تعاليم الهی پرداخت و نداء بظهور ملکوت ابهی نمود و ملاحظه نموديد که تأييدات جمال مبارک چگونه احاطه نمود از راحت و آسايش جسمانی و تن پروری و آلوده‌گی باين دنيای فانی چه نتيجهئی حاصل واضح است که انسان عاقبت خائب و خاسر گردد.

پس بايد از اين افکار بکلّی چشم پوشيد آرزوی حيات ابديّه و علوّيّت عالم انسانی و ترقّيات ربّانی و فيوضات کلّيّه آسمانی و نفثات روح القدسی و اعلاء کلمة اللّه و هدايت من علی الأرض و ترويج صلح عمومی و اعلان وحدت عالم انسانی نمود کار اين است و الّا بايد با سائر وحوش و طيور باين حيات جسمانی که نهايت آمال حيواناتست پرداخت و مانند بهائم در روی زمين محشور شد ملاحظه کنيد که هر قدر انسان در دنيا تمکّن جويد و ثروت و سامان يابد بدرجه يک گاو نميرسد زيرا اين گاوهای پرواری در اين صحرای وسيع جميع چمن و دمن مرتع آنها و رودها و چشمه سارها ملک آنها هر چه بخورند منتهی نميشود و اين نعمت جسمانيرا بنهايت سهولت بدست آرند و از اين بهتر زندگانی طيور است مرغی دربالای کوهی بر شاخه بلندی آشيانهئی بهتر از قصور ملوک لانه نموده هوا در نهايت لطافت آب در نهايت عذوبت منظر در غايت حلاوت ايّامی بسر ميبرد و جميع خرمنهای آن صحرا ثروت آن مرغ است و اين را بدون زحمت مالک است انسان هر قدر ترقّی کند در دنيا بدرجه اين مرغ نميرسد پس معلوم شد که در امور دنيويّه هر قدر انسان بکوشد و خود را هلاک کند فراوانی و زندگانی يک مرغ کوچکی نيابد از اين واضح و معلوم شد که انسان بجهت زندگانی اين حيات دنيا خلق نشده است بلکه انسان بجهت فضائل نامتناهی و علوّيّت عالم انسانی و تقرّب درگاه الهی و جلوس بر سرير سلطنت ابديّه خلق شده است و عليکم و عليکنّ البهآء الأبهی

مناجات

هر نفس که بجهت تبليغ سفر بهر طرفی نمايد در سفر در بلاد غربت شب و روز اين مناجات را تلاوت نمايد.

إلهی ألهی ترانی والهاً منجذباً إلی ملکوتک الأبهی و مشتعلاً بنار محبّتک بين الوری و منادياً بملکوتک فی هذه الّديار الشّاسعة الأرجاء منقطعاً عمّا سواک متوکّلاً عليک تارکاً الّراحة و الرّخاء بعيداً عن الأوطان هائماً فی هذه البلدان غريباً طريحاً علی التّراب خاضعاً إلی عتبتک العليا خاشعاً إلی جبروتک العظمی مناجياً فی جنح اللّيال و بطون الأسحار متضرّعاً مبتهلاً فی الغدوّ و الآصال حتّی تؤيّدنی علی خدمة أمرک و نشر تعاليمک و اعلاء کلمتک فی مشارق الأرض و مغاربها. ربّ أشدد أزری و وفّقنی علی عبوديّتک بکلّ القوی و لا تترکنی فريداً وحيداً فی هذه الدّيار ربّ آنسنی فی وحشتی و جالسنی فی غربتی إنّک أنت المؤيّد لمن تشاء علی ما تشاء و إنّک أنت القويّ القدير. (عبدالبهاء عبّاس)

OV